
لولیتا خوانی در تهران هیچربطی به فرهنگ و جامعهی ایرانی ندارد و برداشتی مَن درآوردی از انقلابِ اسلامیِ – فرهنگیِ ایران دارد که نه شخصیتِ دراماتیک ساخته و نه فضای درست و حسابی. فیلمِ اران ریکلیسِ اسرائیلی اصلاً ایرانی نیست و به اندازهی جایزهای که آکادمی اُسکار به فیلمنامهی «آرگو» بن افلک اهدا کرد، خطرناک و مُضِّر است. من واقعاً متأسفم برای تمامِ عواملِ ایرانیای که در این فیلمِ ضدِّ ایرانی و کاملاً اسرائیلی نقش داشتند. اسرائیل خیلی کوچکتر از آن است که در مورد فرهنگِ ایران غلطِ اضافه کند البته که تمامِ کُمپانیهای هالیوودی دستِ اسرائیلیها هستند امّا این مهم را نباید فراموش کرد که وقتی حملهای هکرمأبانه از سوی اسرائیل به جامعهی ایرانی میشود، آن را باید مستقیماً پاسخ داد. «لولیتا خوانی در تهران» حاصلِ یک تشنجِ فردی است. این تشنج به جامعه مربوط نخواهد شد. جامعهای که به وحدت بیشتر از هرچیزِ دیگری نیازمند است، اکنون از سویِ چُنین محصولاتِ ضدِّ فرهنگی و ضدِّ ملیای در حالِ هجوم است. فرد در ایران یک شخصیت واپسگرا در نظر گرفته میشود. به عقیدهی من با ریش، یقهی بسته و تسبیح دست گرفتن یک باور مذهبی شکل نمیگیرد و معتقدم این باور باید در قلبِ آدم حضور داشته باشد نه در ظاهرسازیِ او و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.