
تهران کنارت فیلمی از علی بهراد اوجِ ازهم پاشیدگیِ فرهنگی در سینمای ایران بوده که علناً از تالیفاسدهای اجتماعی و قوانین موجود در یک کشورِ انقلابی و اسلامی عبور کرده و در حالِ هنجار نمایش دادن ناهنجاریهای یک عِفّت عمومی است. به تشویش در رابطهی لیلی و پاشا دقت کنید. شادمان و افشار مجموعهای از رفتارهای غربزده را به نامِ شکلگیریِ یک احساسِ عاشقانه نمایش میدهند که فقط ضرباهنگِ رقصِ لیلی آن هم وقتی از دستِ یک مو فرفریِ تینیجرمآب فرار کردهاند را نمیتوان به عنوان بخشِ بزرگی از زوایای انحرافی و اخلاقیِ موجود در این فیلم عنوان کرد. فیلم وطن را در خودِ وطن به غربیها میفروشد آنهم با فرهنگی که کاملاً ناقضِ اسلام و آدابِ ایرانی است. این فرهنگِ از روی فرهنگزدگیِ غربی به پاشا اجازه میدهد بطری همراهِ علیِ مصفا، او فقط نقشِ یک مانکنِ پُشتِ ویترینی را در فیلم داشته، که پُر از مشروبات الکلی است را بالا بکشد. واقعاً برای مجموعهی سینمای ایران متأسفم. سینمایی که میشود در آن «تهران کنارت» ساخت و کسی ککش هم نگزد. اصلاً فیلم از نظرِ آکادمیکی هم حرفی برای گفتن ندارد. دقت کنید به سکانسهایی که لیلی پُشتِ فرمان یاد مادرش میاُفتد، بُغض میکند و با حالتِ گریه میرود تا ترافیک را باز کنید بعد پاشا کسی به اسمِ «نگار» را صدا میزند. این نگار همان دخترِ لباس عروس پوشیده در اُپِنینگِ فیلم تأویل نمیشود چرا که عمومِ جامعه دوست دارد آنها را بهم رسیده و فرزندشان را ببیند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.