
خداحافظ جون به کارگردانی کیت وینسلت غمانگیزترین فیلمِ خانوادگیِ غرب در یافتنِ هویتِ انسانی است. وینسلت به عنوانِ یک کارگردان به همان اندازه احساسْ خرج کرده که در هنگام نقشآفرینی از او دیده میشود. اوجِ احساساش را در «تایتانیک» کامرون، مشاهده میکنیم و تکنیک بازیگری او را در «کتابخوان» دالدری، لمس خواهیم کرد؛ مشخصاً سینمای وینسلت در اثرِ مورد نقد مجموعهای از باورهای ارتباطی است که خاصّیَتِ جهانمشمولی در آن اجتماعی خواهد شد. فیلمْ گُفتمانی میانِ نسلها برقرار میکند که تجربهی فردی در دورانِ جوانی و هیجاناتِ آن را به چالش خواهید کشید. به عنوان مثال به رابطهی دو خواهر در فیلم اشاره میکنم: هردو فرزندانشان را طوری تربیت کردهاند که با گُفتن: لطفاً، چیزی را از بزرگترها بخواهند؛ هر دو با اولین خبرِ برادرشان که مادرِ سرطانیشان دوباره راهی بیمارستان شده با یک دیگر روبهرو میشوند؛ رابطهی خوبی با پدر ندارند و...، یادآوریِ نوستالژیها و احساساتِ انسانی است که آن دو را در آغوشِ یک دیگر میفِشُرد و... نقدِ روابطِ غربی صراحتاً در «خداحافظ جون» دیده میشود و شعار هم این است که: تو اگر خانواده نداشته باشی هیچچیزی نداری. به رابطهی آن برادر با پرستار دقت کنید: فیلم عمیقاً نشان میدهد تنها خانواده و احترام به بزرگتر است که انسانیت را حفظ خواهد کرد و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.