علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

نقد فیلم شهر شیاطین

شهر شیاطین به کارگردانی سِیجی تاناکا سینمای اسپاگتی‌آلود تارانتینو را در تلفیقی از خشونت در اَنیمه‌های ژاپنی نمایان کرده و هندی‌وار به ریشِ بیننده می‌خندد. سینمایی که قدرتِ تعلیقش نه در درام بلکه در سکانس‌های اکشنی باشد که با ساطور افراد را قصابی می‌کند و زخمِ شمشیر هم بر قهرمانش اثر ندارد و در آخر بیننده جزئی از آن خون‌های ریخته بر زمین شده و احساس می‌کند وقتِ خود را در سرگرم شدن با موضوعاتی غیر عقلانی تلف کرده، سینمای خطرناکی است. همواره نبرد میان خیر و شَرّ از نهفته‌ترین داستان‌های سینما بوده. سینمایی که وام‌دار «اُتللو»ی شکسپیر و خوانشِ تصویری از آن است، چرا سرلوحه‌ی معاشِ خود را مدام با «قلعه‌ی حیوانات» جُرج اُوروِل رقم می‌زند؟ انتقام در این سینما شکلِ درست و خوبی ندارد. انتقامی که حاصلِ زورگوییِ فردی و جبرِ عاملیت باشد، یک انتقامِ سخیف است. فارغ از ریشه‌ی روانیِ انتقام که از نظرِ اخلاقی چه پیامدهایی دارد باید این فَکت را اضافه کنم که «شهر شیاطین» کلیشه‌ای‌ترین مفهومِ انتقام و اََبعادِ روانیِ آن را تعریف می‌کند و...

متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید