
هفت روز به کارگردانیِ علی صمدی احدی و فیلمنامهای از محمد رسولاُف فیلمِ خیلی ضعیف و بدی است که نشان میدهد اُپوزیسیونی که دل به حمایتهای اغیار بسته تا چه اندازه میتواند مفلوک و سُست عُنصر باشد. توصیهی من به این عزیزان این است که حداقل اگر تاریخِ چندین سالهی سُلطه را فراموش کردهاند با نگاهی به همین چندسال گذشته از سوریه دَرس بگیرند و سکانسهای پایانیِ «مختارنامه» میرباقری، که تزویرْ و فریبِ آن را خوردن چه عاقبتی میتواند داشته باشد را، مرور کنند. فکتِ چُنین سینمایی این است که مهم نیست تو کجا میری؛ این مهم است که هرجایی بهتر از اینجا (ایران) است. این دعوت به رفتن در هر مدیوم و هر محتوایی نشان از ضعفِ عُنصری دارد که رسولاُف و دار و دستهاش خوب فهمیدهاند چگونه کسی را فعالِ حقوقِ بشر نشان دهند و چگونه دیگری را غیرِ فعال. رسولاُف بعد از «دانهی انجیر معابد» هرچه در سینما رشته بود را پنبه کرد و نشان داد هنرمند چگونه میتواند هنرِ خود را به پول بفروشد. شُستوشوی مغزی دادنِ بیننده دیگر تمام شده اکنون سینما دارد شُستوشوی هنری داده میشود. از بازیگرانی که فارسی حرف زدن با لهجه هم بلد نیستند و حتّی برای درست شدنِ لهجهی خود هیچ تلاشی نکردهاند تا ویشکا آسایش که حیفِ آن نقشی که میرباقری در «امام علی» به او داد، هیچکدام هنرمند نیستند و صرفاً مُشتی مانکناند که برای ظاهر شدن جلوی دوربین انتخاب گردیدهاند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.