
چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم به کارگردانی دین دبلوا در ادامهی سرودههای دریانوردی بر ستایشِ توحُشِ وایکینگها است. گرچه در تاریخ، بنظر من، نمیشود ماجراجویی کرد و خیالْ نقشِ برجستهای در وقایعنگاریهای یک داستانِ دراماتیک دارد امّا خاصیّتِ سینمای پُر زرق و برقِ هالیوودی در بزرگنماییِ باورهای تاریخی است که این فیلم سعی در سوپرایگو، شخصیتِ فرا انتظار و قطعاً جذاب که به تعریفِ فروید یک فراخود است، ساختن در بازپروریهای بصری دارد. ساختِ جغرافیایی خیالی به اضافهی خیالِ عُرفای که در ژانرهای اینچُنینیِ هالیوودی موجود است تعریفی موردِ پسند از افسانههایی میدهد که به حالِ بیننده ارتباطِ مستقیم پیدا میکند. برای بینندهی امروزهی امریکایی که کنجکاوانه و ماجراجویانه سرگذشتِ نسل خود را بررسی میکند، چُنین آثاری به علاوهی مجموعه فیلمهای «ایندیانا جونز» یا سِری بازیهای «تام رایدر» منابع خوبی برای پژوهش در حوزهی تاریخسازی بوسیلهی رسانهی سینما هستند. فارغ از ارزش سینماییشان این آثار خواسته یا ناخواسته به حواشیِ کشفِ یک قاره توسط کریستف کلمب دامن میزنند. این پُرسش قاعده را برهم میزند که: پس چرا در مجموعه فیلمهای «دزدان دریایی کارائیب» چُنین دریانوردانی وجود نداشته یا خیلی کمرنگاند؟. پاسخ این است که هالیوود برای فرار از میزانِ توحشِ تاریخیِ خیالی و مستندِ وایکینگها از سوئد و نوروژ دور میشود تا سوار بر امواجِ اقیانوسِ آرام حرکت میکند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.