علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

نقد فیلم کاناپه

کاناپه‌ی کیانوشِ عیاری ثابت می‌کند نشرِ غیرقانونی و قاچاقِ محصولاتِ فرهنگی از تاثیرگذاریِ منفیِ خودِ اثر منفی‌تر است. سینمایی که عیاری در فیلمش نمایش می‌دهد، سینمای ضدِّ فرهنگی است که بیش از «خانه پدری» مفهومِ ضدِّ ارزش خود را لو می‌دهد و کنایه آمیز از خرافات و جهل ایرانی می‌گوید. مولفْ فیلم‌نامه را می‌شناسد، قصه‌گفتن به زبانِ سینما برای ایرانیان را بلد است و شناختِ کلی‌ای از فرهنگِ ایرانی دارد. این شناخت نباید مجوزی برای تجاوز به حریمِ فرهنگِ ایرانی با نامِ پیشرفت و عینکِ روشن‌فکری باشد. چیزی که از عیاری در «ویلای ساحلی» دیدم واقعاً تاسف برانگیز بود. سینمایی که قصه‌گفتن را بلد است اما زاویه‌ای از فرهنگِ ایرانی را می‌زند که دغدغه‌ی اقتصادی را بهانه کرده. این زوایا در «برادران لیلا» سعید روستایی، به عُقده‌گشایی‌های نسلی مرتبط می‌شود که قواعدِ فرهنگیِ کلاسیکِ ایران را اُمُّل می‌نامند. من در یادداشت‌های روزنامه‌ای خود از نظر دراماتیک و برخورد اولیه‌ام با فیلم به نتایج مثبتی رسیدم امّا در ادامه این محصولاتِ فرهنگی عُمقِ تاثیرِ خود را به صورت یک نافرمانیِ هنجاری و اجتماعی نشان می‌دهند. «کاناپه» یک نافرمانیِ اجتماعی با زبانِ سینما است که برآیند آن را در «دانه‌ی انجیر معابد» رسول‌اف، مشاهده می‌کنیم. سینمایی که به تدریج گُفتمانِ کلاسیکِ فرهنگ در ایران را نشانه می‌رود و حاصلش یک نافرمانیِ فرهنگی خواهد شد و...

متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید