
چریکه بهرام یا ایمان به قدرت تصویر ساختهی فرشید قلیپور حماسهای است در ستایشِ حماسهسازِ خیال و کلمه. انتشار این مستند از فیلمنت وزنهی سنگینی است بر ادبیاتِ دراماتیک این مرز و بوم. تماشای آن در روزهای اغتشاش و جنگِ شهریِ دشمن دو فکت را به بیننده القاء میکند، 1: هنرْ در بدترین شرایط نیز میتواند درمانی بر دردهای بیدرمان باشد. 2: هنرمند هرگز نخواهد مُرد. بیضایی یک افسانه نبود، شکسپیرِ ایران بود. قلیپور در همکاریهایی که با نشر بوی کاغذ داشته تأثیرگذارترین دیالوگها از نمایشنامه و فیلمنامههای این اُستادْ تمامِ ادبیاتِ ایران را دستچین کرده و در قالب یک کتاب نشر داده؛ این اثر به علاوهی مستندی که دربارهی آن حرف میزنم تقریباً همهی آنچیزی است که باید نسلِ بعدِ بیضایی از او بدانند. قلیپور، که خود نمایشنامهنویس، بازیگر و کارگردان است با جسارت میتوانم بگویم بهترین بیضایی شناسِ ایران است. در ابتدای این مستند میبینیم که اثر، تقدیم میشود به زاون قوکاسیان. قوکاسیان با نوشتن دربارهی «سگ کشی» و پدیدهای که همراهِ خود دارد بیشترین کمک را به شناختِ این اُستادْ تمامِ دراماتیک ایران کرد. به گفتهی جعفری: اگر کسی بتواند متنِ بیضایی را از رو بخواند بازیگر است. اگرچه دلِ خوشی از پلتفرمهای نمایش خانگی ندارم، به دلیلِ پخشِ «تاسیان» پاکروان از فیلیمو و «کارناوال» جوان از فیلمنت، امّا «چریکه بهرام» بنظرم ماندگارترین فعالیتِ رسانهای یک پلتفرم است و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.