
گل سنگ به کارگردانیِ ابراهیم ایرجزاد که از پلتفرم شیدا منتشر میشود، واقعیتی تلخ از تأثیرِ اقتصادِ فلج شده بر فرهنگِ ایرانی است. ایرجزاد که پیش از این ماجرای به تصویر کشیدن «عنکبوت» را در کارنامهاش دارد، و نباید در آن اثر از بازیِ خوب تنابنده غافل شد، پیشبینی میشود با شروعی که در اثرِ جدید خود داشته در راستای همان مدیوم ادامهی تفکر دهد. نمایشِ خانگی پُر شده از ناواقعیاتی که هیچ ربطی به فرهنگ و اقتصادِ ایرانی ندارند و در این بین «بدنام»، احسان سجادی حسینی و «بیعاطفه»، کمال تبریزی، سرآمدشان شدهاند؛ امّا بطور مشخص در ساختهی ابراهیم فکتهایی از جامعهی ایران به چشم میخورد که با دمِ دستیترین مابهازاها میشود آنان را مقایسه کرد. این فکتها از اشتباه گرفتنِ مردی متجاوز به حریمِ شخصی یک زن برای مرتفع کردنِ نیازِ جنسی خود در سکانسِ پایانی قسمت اول دیده میشوند تا استارتِ فیلم که شباهتِ ویژهای به «بوف کور» هدایت دارد. در این بین عقبهی محبوبه و داستانِ آنکه پیش از این قرار بوده با فردِ دیگری ازدواج کند نوعی از دگردیسی دراماتیک در ژانرِ عاشقانه خواهد شد که قرار است منجر به تکه تکه شدن معشوق گردد. در مورد کادربندیها باید این اعتراف را بکنم که کارگردان سوژهی متمرکز بر اُبژهی بینظیری به فیلمبردار داده. هنگامی را بیاد آورید که مهتاب کرامتی در یک آینهی سه تکه در مواجهه با لوازمِ آرایشِ مستأجر قبلی قرار میگیرد و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.