ویرگول
ورودثبت نام
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانینویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

رمزگشایی از ماتریکس

ماتریکسِ سال 1999 ساخته‌ی واچوفسکی‌ها علاوه‌بر اینکه یک فیلمِ کالت در تاریخِ سینمای جهان محسوب می‌شود، شکلی تهاجمی، نه دفاعی، از انسانِ کلاسیک در برابر توهمِ توطئه‌ای است که آمریکایی‌های هالیوودباز نسبت به شعورِ تصنعیِ بشر در آینده دارند. این توهم به آمریکایی‌ها اجازه می‌دهد تا خودْ ویروس‌های کامپیوتری را تولید کنند و بعد آنتی‌ویروس‌هایی برای مقابله با آن بسازند که قیمت‌شان هر ساله عجیب‌غریب‌تر می‌شود. هالیوود از سال 2000 به این‌طرف دقیقاً همین وظیفه را برعهده دارد؛ با استفاده از ابزارِ دراماتیک، قصّه‌هایی تخیلی در راستای ترساندنِ کشورهای بی‌دفاع تعریف کند و بعد برای فروشِ تحمیلیِ تسلیحاتِ نظامی، جنگی راه اندازد که در آن کودکانی بی‌گناه، اشاره به دختران و پسران مدسه‌ی میناب، کُشته شوند و اسم‌اش را عقب‌نشینی قهرمانانه بگذارد. نیازِ انسان به انرژی از نیازِ تولیداتِ هالیوودی به انرژی‌های تمام نشدنی و هرچه سبزتر خلاصه می‌شود. واچوفسکی‌ها که یکی از آنان «ماتریکس 4» را ساخت و بنظرِ من هم موفق بود، شکلی از انزوای آدمی در عصرِ مُدرن را به تصویر می‌کشد که صورِ خیالِ شاعرانه در آن مصداقِ عینی پیدا می‌کند و اگر فکت‌های فاشیستی که غالباً هم صهیونیسمی هستند، مانند: زایون، اسامیِ کاراکترها و کشتی بُخت النصر را کم کنیم، انسانی که قرصِ قرمز را با کنجکاویِ تمام انتخاب می‌کند، انسانی تنها و سرگردان است و...

متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

انسانسالماتریکسهنرجنگ
۸
۰
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید