
قرمز یواش با کارگردانیِ علی جبارزاده مصداقِ واضحِ ماهی گرفتن در سینمایِ گِلآلودِ بدنهی ایران است. در حالی که سینما باید حالِ مردم را خوب کند و به عنوان سنگرِ مقاومتِ فرهنگیِ در هر ساختاری شناخته میشود، متأسفانه چُنین فیلمهایی آبروی نظام را میبرند و باقی ماندهی فرهنگِ آن را تضعیف میکنند. به اُپِنینگِ فیلم بسیار دقت کنید: سیاوش چراغیپور، گویی بازیگرانِ ارزندهی ما در حالِ نزولِ ارزشی هستند و تن به هر نقشی میدهند، که زنانه در دکوپاژ کارگردان پوشیده و بطورِ مُنحصربهفردی از کاراکترِ او یک استارتِ اِروتیک تعریف میکند؛ اینسرت از پاهای زنانه با لاکِ قرمزی که همراه با یک رقصِ ظریف است و اندامهای جنسیاش را نمایان کرده در حالی که او برای لهاندنِ موادِّ غذایی در یک تشت گام بر میدارد. مسئله یک فکتِ فرهنگی است که ساختارِ شرعی و نمایشی یک مملکت را نشانه رفته. در «کج پیله» هاتف علیمردانی، شاکردوست به عنوانِ یک بازیگر بسیار حرفهای و خوب ظاهر شد امّا سؤالِ اصلی این است که: آیا بخاطرِ تواناش مورد تشویق قرار میگیرد یا اینکه نقشِ یک مرد را زنی بازی کرده؟ در «قرمز یواش» هم مسئله همین است. از چراغیپور گرفته تا روشنک گرامی و سمیرا حسنپور، بازیگران در حالتِ جنسیِ متعادلِ خودشان نیستند و مشخصاً چراغیپور تکهی نچسبی بر سینمای بدنهی اِروتیکِ ایران شده. سینمایی که چهره میسازد برای آن که بعدها از همان چهره استفادهی ابزاری بعمل آورد و اسماش را بگذارد، سینمای عامهپسند. بخشِ مهمِ اقتصادیِ سینما، حضورِ چهره در یک اثر است و هنگامی که تجمیعِ آنها را در یک فیلم داریم باید شک کنیم که مسئلهی فیلمساز تأثیرِ بر فرهنگ بوده یا بر حسابِ بانکی و...
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.