
میراث آن لی به کارگردانی مونا فاستولد تقبیح کنندهی روابط انسانی در جهت تکاملِ بشرِ تنها با اعترافی دروغین به گناه و فرزندآوری است. بخشِ بزرگی از مکاتباتِ فمینیسمی نشأت گرفته از پیروان شیکر و چُنین ادیانِ مَن درآوردیای است. در این متنی که از حاشیهی مسیحیت خارج شده، هیجانْ عُنصرِ اصلیِ تبرعه کننده در برابر هر هتک حرمتی است. به سکانسی در فیلم توجّه کنید: آن لی وارد کلیسا میشود و پیروانش بدون توجه به عبادتکنندگان او را ستایش میکنند و... این که پیروانِ لی بر چه اساس مابهازهای رویاییِ او را، که بیشتر بنظر میرسد نتیجهی توهمی ناشی از گرسنگی و تشنگیِ زیاد باشند تا رویایی ساخته شده در ذهن، باور کردهاند و مقابل او زانو میزنند بماند، مهم این است که فیلم با فُرمِ مُخدرِ پروبلماتیکیِ خود در حالِ ترویجِ چُنین رویاهایی است. رویاهایی که صراحتاً اعتراف میکنند به آنکه تو میتوانی با همسرت زیرِ یک سقف باشی امّا نباید به هم دست بزنید. خیالی که بتدریج وارد عرصهی توهم میشود تا حدّی که فُرم را تحتِ سُلطهی خود قرار داده. دوستی کُهن به من گُفت: که چرا بیشتر به مفهومِ فیلمها میپردازی و فُرم و تکنیکْ انگار برایت اهمیتی ندارد!؟. در پاسخ به او این فکت را گوشزد کردم که: سینما در عصرِ حاضر فُرمِ تازهای برای مطرح کردن ندارد و پاشنه آشیلاش مفهومِ امروزیای است که بر ساختارهای دیروزیِ خود سوار میکند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.