ویرگول
ورودثبت نام
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانینویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

نقدی بر سینمایی «شهروند خودسر»

شهروند خودسر، انتقام‌جو یا دادگستر از اووه بول فیلمِ خطرناک و تفرقه‌انگیزی است که انسانیت را زیرِ یوغِ شعور و عدالت بُرده. قبل از هرچه باید این مهم را متذکر شوم که خطرِ حمایتِ ایلان ماسک از این فیلم به اندازه‌ی دوبله‌ی این فیلم در پلتفُرم‌های فارسی نیست و این اوجِ بی‌بند و باری در انتخاب اثری برای دوبله شدن را می‌رساند. این فیلم در اولین مواجهه‌اش با مخاطب جامعه‌ای را در نظر می‌گیرد که در آن می‌شود توی روزِ روشن چاقویی به آن بزرگی حمل کرد و در گردنِ شهروندی فرو کرد و بعد هم شوخی‌تر آن است که او را در چند سکانس جلوتر روی تختِ بیمارستان ببینیم. از «همشهری کین» اورسن ولز تا سه‌گانه‌ی «بتمن» کریستوفر نولان، آنچه بر سرِ سینما آمده یک مسئولیت اجتماعیِ متوهمانه است. در واقع سینما گزاره‌هایی برای ما آشکار می‌کند که در مواجهه با جامعه‌ی خود یا بیش از حد بزرگ‌نمایی شده‌اند یا اصلاً وجود ندارند و صرفاً از فیلترِ خیالِ مؤلف عبور کرده‌اند. در «شهروند خودسر» نگاهِ تفرقه‌انگیز و نفرت‌پراکنِ مؤلف موجب می‌شود مهاجران قانونی در برابرِ مهاجرانِ غیرِقانونی قرار بگیرند و هرچه خشمگین‌تر نژادِ رنگین‌پوست‌ها را در برابر سفیدپوستان قرار داده. فیلم برای پوششِ نژادپرستانه‌ی خود از زبانِ هامر می‌گوید: همه‌ی شما بازیچه‌اید، بازیچه‌ی ترامپ، بایدن و اوباما و... در واقع این سوپاپِ اطمینان اجازه‌ی آن را صادر می‌کند که قهرمانِ فیلم در برابر پُلیس هم برای انتقام گرفتن از رنگین پوستان قد عَلَم کند و...

متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

ایلان ماسکسوپاپ اطمینانمسئولیت اجتماعیشهروندنقد فیلم
۰
۰
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید