امروز غرور رو کنار گذاشتم و به دوستان قدیمی که از حالشون خبر نداشتم زنگ زدم
حالا چرا حالشون رو نمیپرسیدم؟ چون که من خیلی حساس شدم توی تایم سربازی چرا؟ چون اونجا سخت میگذشت انتطار داشتم دوستان زیاد بهم زنگ بزنن و نه اینکه فراموشم کنن. منم برای همین دیگه اونارو گذاشتم کنار و اطرافم خیلی خالی شد... قافل از این حرف نزدن آدم رو بی صدا به افسردگی میکشونه.🥲
بعد از چند سال امثال فهمیدم که زنگ زدن و حال دوستان رو میپرسی فقط بخاطر اونا نیست برعکس حال خودت هم خوب میشه. بنظرم خوشبختی و حال خوب واقعی توی ارتباطات خوب خلاصه میشه. من اینو میدونستم ولی حواستم بهش نبود. از امروز بیشتر حواسم هست. نظر شما چیه؟ حرفی؟