ویرگول
ورودثبت نام
a.rockab
a.rockabعلی رکاب هستم، یک کتابفروش
a.rockab
a.rockab
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

شفاف سازی

آمد داخل کتابفروشی. دیدم وسایلش را داخل نایلون شفافی ریخته و مثل همیشه بانشاط پیش می‌آید. داخل نایلون به غیر از چند جلد کتاب چیز دیگری به چشم نمی‌خورد. چرا، یک ماژیک هایلایت هم بود. گفتم چرا مثل همیشه کیف با خودت نیاوردی؟! کتاب‌ها را داخل کیف می‌گذاشتی. گفت به عمد وسایلم یعنی کتاب‌ها را داخل نایلون شفاف گذاشته‌ام که مثل میوه و تره‌بار و خرید سوپرمارکت به نظر بیاد. شاید با این کار در ذهن مردم، کتاب هم به کالاهای ضروری نزدیک و از قامت یک کالای لوکس خارج شود. یک نگاه بهش کردم و روی شانه‌اش زدم. عمیقاً دوست داشتم در این لحظات از جایی سوسمازی، چیزی پخش بشود. از شوخی بگذریم، چه وقت متوجه خواهیم شد که مطالعه ضروری و برای موجودی با عنوان انسان لازم است. مثل آب و غذا برای بقایش.

حال هر نوع مطالعه‌ای که باشد.


#یادداشتهای_روزانه_یک_کتابفروش

یک #کتابفروش۲۴ساعته

۱۶ آذر ۱۳۹۹


۵
۰
a.rockab
a.rockab
علی رکاب هستم، یک کتابفروش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید