
اثربخشی (Effectuation) ایدهای هدفمند است؛ تمایل برای بهبود شرایط جهان و زندگی افراد با ایجاد امکان تشکیل سازمانها، محصولات، بازارها، خدمات و ایدهها.
استدلال اثربخشی (Effectual reasoning) نوعی روش حل مسئله انسانی است که توسط مطالعهی مبنی بر علوم شناختی که بر روی 27 موسس کسب و کارهای متنوع در اندازههای مختلف (از 200M$ تا $6.5B) انجام شده، پرورش یافته است. اثربخشی، فرآیند پویا و بازگشتی ساخت یک محصول ارزشمند جدید را در دنیا شرح میدهد. استدلال اثربخشی نوعی روش حل مسئله انسانی است که آینده را اصولا غیرقابلپیشبینی، اما قابل کنترل توسط اقدام انسانی میپندارد؛ همچنین محیط را قابل ساختن از طریق انتخاب و هدف را باقیمانده مورد توافق از تعهدات ذینفعان به جای دستورات الویتبندی شده موجود از قبل.
اثربخشی منطق خبرگی کارآفرینانه است. چیزی که باعث موفقیت یک کارآفرین میشود، ژنتیک یا ویژگیهای شخصیتی، رفتار ریسکپذیر، پول یا چشمانداز ویژه نیست. مطالعات اثربخشی نشان میدهد منطقی علمی در پس کارآفرینی وجود دارد و کارآفرینان در صنایع، جغرافیا و زمانهای مختلف از منطقی مشترک، یا فرآیند تفکر، برای حل مشکلات کارآفرینانه استفاده میکنند. اثربخشی منطق خبرگی کارآفرینانه است که کارآفرینان تازهکار و با تجربه میتوانند از آن برای کاهش هزینه شکست در مراحل اولیه و بسیار غیرقابلپیشبینی یک استارتآپ استفاده کنند.
اثربخشی ایدهای است متولد شده از رویکرد خاص به مسئلهای تاریخی - چه چیزی کارآفرینان را کارآفرین میکند؟ در اواخر دهه 90 میلادی این سوال دههها بود که توسط دانشگاهیان و فعالان حوزه کارآفرینی، مورد بحثی بی نتیجه بود. تمرکز اصلی مطالعات دانشگاهی بر روی دو تئوری استوار بود:
حتی اگر علم این تئوریها را پشتیبانی میکرد، هیچ کاربردی برای کارآفرینانی که کسب و کارشان را شروع میکردند نداشت.
بسیاری از کارآفرینان هر ساله تجارب و خاطرات خود را در قالب کتاب منتشر میکنند. این مطالب بر پایه تجارب خاص یک کارآفرین مشخص هستند (که بسیار خوب است) اما 1-توسط علم پشتیبانی نمیشوند و 2-قابل اطلاق به همه نیستند.
هیچ کس مشخصات، عادتها و رفتارهای منحصر به فرد کارآفرینان را تشخیص نداده بود.
کارآفرینان خبره معتقدند آینده توسط مردم شکل میگیرد. آنها معتقدند که اگر میتوانند آینده را بسازند، نیازی نیست نگران پیشبینی آن، تشخیص بهترین زمان برای شروع یا یافتن بهینهترین فرصت باشند. خانم ساراسواتی به این طرز تفکر "منطق اثربخش" میگوید که در مقابل "منطق علتی" قرار میگیرد که برای شرایط قطعی (قابل پیشبینی) به مدیران آموزش داده میشود.
مشتاقان کارآفرینی در کلاسهای MBA برای مدت زیادی اصول و ابزارهای استدلال علتی را آموختهاند - دقیقا نقطه مقابل استدلال اثربخشی که باعث موفقیت کارآفرینان میشود. با استفاده از استدلال علتی، فرد با هدف مشخص و ابزارهای موجود برای رسیدن به آن کار را شروع میکند. با استفاده از استدلال اثربخشی، فرد تنها با ابزارهای خود شروع میکند و در مسیر پیادهسازی آنها، اهداف ظهور میکنند.

تمرکز بر روی دستیابی به هدف با استفاده از ابزارها و روشهای خاص است. علیت به روشهای جستجو و انتخاب استناد میکند و پایه بسیاری از تئوریهای خوب مدیریت است. متفکران علیت معتقدند "اگر میتوانم آینده را پیشبینی کنم، میتوانم آن را کنترل کنم."
تمرکز بر روی استفاده از روشها و ابزارهای در حال تکامل برای رسیدن به اهداف جدید و متفاوت است. اثربخشی به روشهای خلاق و دگرگونکننده استناد میکند. منطق اثربخش نامی است که به ابتکارات مورد استفاده توسط کارآفرینان خبره در ایجاد کسب و کارهای جدید داده شده است. متفکران اثربخش معتقدند "اگر میتوانم آینده را کنترل کنم، نیازی به پیشبینی آن ندارم."
اثربخشی شامل یک دیدگاه ویژه به جهان و 4 اصل میباشد. این 5 المان برای استفاده از "چرخه اثربخش" طی توسعه کسب و کار حیاتی هستند.
- اصل پرنده در دست: با روشها و ابزارهای خود شروع کنید
منتظر بهترین فرصت نباشید. بر اساس منابع موجود دست به کار شوید. این روشها و ابزارها میتوانند در سه دسته زیر قرار بگیرند:
- اصل ضرر مقرون به صرفه: ضررهای مقرون به صرفه تعیین کنید
فرصتها را به جای آنکه بر اساس جذابیت موفقیت پیشبینی شده ارزیابی کنید، بر پایه قابل قبول بودن زیان آنها ارزیابی کنید.
- اصل لیموناد: از اهرم احتمالات استفاده کنید
اتفاقات ناگهانی پیش آمده به دلیل شرایط ابهام را بپذیرید و به جای دلبستن به اهداف موجود، منعطف باقی بمانید.
- اصل لحاف چهل تکه: شراکت ایجاد کنید
با افراد و سازمانهایی که انگیزه تعهد برای ایجاد مشارکتی آینده - محصول، سازمان، بازار - را با شما دارند، شراکت کنید. نگران تحلیل رقبا و برنامهریزی استراتژیک نباشید.
- اصل خلبان در هواپیما: قابل کنترل را کنترل کنید
چهار اصل بالا ارائهدهنده روشهای مختلف تعامل کارآفرینان با محیط برای شکل دادن به آن است. البته که همه چیز قابل کنترل و شکل دادن نیست اما اثربخشی شما را به عنوان خلبان کسب و کار خود تشویق میکند تا بر روی جوانب محیط که قابل کنترل، تا حدودی، هستند تمرکز کنید.
اثربخشی یک فرآیند ایستا و یک بار مصرف نیست. بلکه یک فرآیند و طرز تفکر است که میتواند در مراحل اولیه رشد استارتآپی کسب و کار استفاده شود. کارآفرینان خبره از این فرآیند برای جذب کاربران آغازین و شرکای متعهد استفاده میکنند که بعدا با اضافه شدن منابع و دیدگاهها، باعث ایجاد ابزارها و اهداف جدید میشوند. بنابراین به جای داشتن هدف ثابت و یافتن روش برای دستیابی به آن، کارآفرینان خبره از ابزارها و اهداف جدید برای هدایت مسیر ایجاد کسب و کاری که انتظارش را نداشتند استفاده میکنند و در این راه غافلگیریها را به عنوان اهرم پیشبرنده به کار میگیرند. اثربخشها با اهرم قرار دادن محدودیتها و اطلاعات جدید، از این فرآیند برای کاهش ریسک کسب و کار (با جذب کاربر و درآمد زودهنگام، تعیین ضرر مقرون به صرفه و به اشتراکگذاری ریسک با دیگران) و یافتن فرصتهای واقعا جدید و کاربردی بازار استفاده میکنند.

خانم ساراسواتی یک "تئوری" کارآفرینی نساخته است که در مقابل تئوریهای دیگر قرار بگیرد. او یک استدلال عملکرد کارآفرینی را مستند کرده است که مفاهیم روشمند برای محققان و کارآفرینان دارد. مطالعه اثربخشی فورا دو خروجی بزرگ ارائه کرد:
منابع: