درباره ارزیابی خود از عقبماندگی اقتصاد ایران نسبت به کشورهای آسیا و بهخصوص کشورهای همسایه مانند ترکیه و عربستان، معتقدم: این پرسش را باید از کسانی پرسید که در ۲۰ سال گذشته سند چشمانداز نوشتند و طبق آن سند قرار بود در سال جاری اقتصاد اول منطقه باشیم در صورتی که این افراد در ۲۰ سال گذشته فقط اتانویسی و روبهراهسازی کردند و دنبال فراهم کردن الزامات توسعه نبودند.
همین رتبه سیزدهم اقتصاد ایران به یمن فروش نفت است. اقتصادی میتواند به خودش بالد که تولید ملی و رشد آن، متکی به مغز، اندیشه و ابداع نیروهای انسانی باشد نه فروش منابع!
حتی غرب سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در حوزههای مختلف کرده که منشأ آن باز هم در تفکر نیروی انسانی است.
در ۴ دهه گذشته در جهت عکس استفاده از نیروهای انسانی حرکت کردیم و هرچه جلوتر آمدیم انگار ما به نفت و منابع و معادن زیرزمینی و روزمینی بیشتر شد و در واقع آن ها را هدر دادیم. همچنین منبع اصلی رشد پیشرفت و رفاه جامعه را که نیروهای انسانی هستند، با تنگنظریهای ایدئولوژیک، سیاسی و مذهبی فراری دادیم و یا آن ها را در داخل متروی خود کردیم و از آن ها استفادهای نشد.
نظام ارزشی حاکم بر نظام تصمیمگیری و تفکر تصمیمسازان، ضد تولید و ضد توسعه است، یعنی اولویت این افراد پیشرفت و رفاه جامعه و کشور نیست. در تفکر برخی، توسعه اساساً ضد دین تلقی شده است و برخی از افراد تصمیمگیر یا تصمیمساز، توسعه اصولاً ضد دین تلقی شده است و برخی دیگر وقتی اولویت تفکر نگرشی و فکری بر مبنای توسعه نباشد یا حتی با آن مخالفت شود، توسعه نیز اتفاق نمیافتد.
تاثیر ساختارهای ضد توسعه در کاهش ارزش اقتصادی ایران را نباید فراموش کرد. ساختار اصلی ضد توسعه کشور ریشه در نظام فکری و نگرش دارد.
نظام ارزشی حاکم بر نظام تصمیمگیری و تفکر تصمیمسازان، ضد تولید و ضد توسعه است، یعنی اولویت این افراد پیشرفت و رفاه جامعه و کشور نیست. در تفکر برخی وقتی اولویت تفکر نگرشی و فکری بر مبنای توسعه نباشد یا حتی با آن مخالفت شود، توسعه نیز اتفاق نمیافتد.
برخی رفاء یا باعث انحراف دینی میدانند. وقتی نظام فکری تصمیمگیران به این صورت باشد، تمام ساختارهای مدهم از مدیریتی، اداری، اجرایی، ساختار یک نظام بوروکراتیک بی ثبات و ضد تولید و توسعه است. این نظام به جای اینکه بستر ساز رشد و توسعه و رفاه باشد، به مانعی جدی برای پیشرفت و توسعه است. با این دیدگاه، توسعه در سطح ملی محقق نمیشود.
در پاسخ به این پرسش که «آیا ایران میتوانست در ۳ دهه گذشته به قدرت اول منطقه تبدیل شود یا در کل ساختار برنامهریزی توسعه ما آرمانی است؟»، معتقدم: این برنامهنویسی آرمانی از همان تدوین قانون اساسی با ما همراه بود. البته ایران قابلیتهای وجود داشته و هنوز هم وجود دارد؛ ایران بالقوه هم از لحاظ نیروی انسانی بسیار سرتر از کشورهای منطقه است و هم به لحاظ منابع طبیعی و فناوری، جزو کمنظیر منطقه بهشمار میرود اما وقتی اهداف سیاستگذار همانی نباشد که در چشمانداز نوشته شده است، بنابراین به این اهداف نخواهیم رسید.
در ۳ دهه گذشته، آقایان تنها به اهدافی که مدنظر داشتند مانند اهداف ایدئولوژیک، سیاسی و مذهبی رسیدند و تنها ژست توسعه را گرفتند و طبیعی است که در این مسیر حرکت نکنند.
***
سید مرتضی افقه - روزنامه خوزی ها 21 مهر 1404 شماره 1083

پ.ن: از مزایای سر زدن به ویرگول، آشنا شدن با ویرگول اینوست بود. به نظر فضای خوبی بود. حالا حتی ویرگول در گام بعدی باید ویرگول فایننس رو هم اجرایی کنه. ویرگول من یک ایده خفن دارم...
چت جی بی تی در مورد سند چشم انداز 1404 که بیست سال پیش برنامه ریزی شده و حالا به نتیجه نرسیده؛ تصویر زیر رو تهیه کرده:
