alizz9473·۲۲ روز پیشهیچی دیگه مثل قبل نمیشه...همیشه عشق به مشتاقان، پیام وصل نخواهد داد که گاه پیرهن یوسف، کنایه های کفن دارد حسین منزوی
alizz9473دربرای دور زدن·۱ ماه پیششب و صبح گریه میکنموطنم را چه شد که حالا همه نالان و گریانیم؟ وطنم را چه شد...
alizz9473·۲ ماه پیشاز میان روزمره نویسی های شخصی - یکمجمعه هفتم دی ماه هزار و چهارصد و سهبا داداش و بابا رفتیم حسن آباد برای ننه تشک تخت بخریم. تشک قبلی اش خراب شده بود و مامان انداخته بود دور.…
alizz9473·۲ ماه پیشدومِ زمستانصلح می شود، جنگ می رود، اما آثارش نه. می ماند. مثل شیشه های خرد شده برج جهانِ کودک...
alizz9473·۲ ماه پیشفعلا بدون عنوانمی گذرد، شب ها می روند و روزها می آیند. سرما می رود. دوباره بهار می شود. آخ که دیگر از بهار می ترسم. از روزهای آخرش. از روزهای آخر خرداد می…
alizz9473·۳ ماه پیشاز انشا نویسان سند چشم انداز بپرسید!!!چرا ما بعد از بیست سال به چشم اندازهای 1404 نرسیدیم؟ چرا...