میان خون باید رفت


گر مرد رهی میان خون باید رفت

وز پای فتاده سرنگون باید رفت


تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

عطار



گر مرد رهی میان خون باید رفت

وز پای فتاده سرنگون باید رفت


تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت