ویرگول
ورودثبت نام
alizz9473
alizz9473انسان ازآن چیزی که بسیار دوست میدارد، خود را جدا می سازد.در اوج تمنا نمیخواهد. دوست می دارد اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد.امیدوار است،اما امیدوار است امیدوار نباشد.همواره به یاد می آورد اما
alizz9473
alizz9473
خواندن ۴ دقیقه·۹ ماه پیش

می خواهم دوباره زندگی کنم؛ اما...

سرم پر از حرف است. کلی سوژه دارم که جایی یادداشت کرده ام. برخی سوژه ها را هم در ویرگول پیش نویس کرده ام. برخی هم به سرعت از یادم رفته اند. چند باری هم خواب هایی دیده ام که دوست دارم از آن ها هم بنویسم، ولی عمدتا فراموش کرده ام. راستی ویرگول عزیز (آقا یا خانم ویرگول باید بگوییم؛ نکند متهم به نابرابری های جنسی شویم اگر ویرگول را آقای یا برادر ویرگول صدا کنیم) اطمینان میدهی که یادداشت هایمان که نوشته های عزیز همه ما هستند و از همه مهمتر پیش نویس هایمان همیشه برقرار خواهد بود؟ به سرورهای محترم و ارزشمندت چه قدر اعتماد داری؟ لطفا ما را از نگرانی درباورید.

به هر حال پر از حرف هستم و هر روز دوست داشتته ام بنویسم ولی مشغله کاری و دویدن برای نان مانع بوده است. راستش را بخواهید برای کار می دوم و از کارم رضایت دارم. رسیده ام به آنچه که میخ واستم. ولی این اول کار است. حالا حاتلا ها باید بدوم تا بتوانم به آنچه که می خواهم برسم. میخواهم برسم به روزی که بتوانم با افتخار بگویم برای چند نفر شغل ایجاد کرده ام و چه تاثیری در زندگی آنها داشته ام. بگذریم. این روزها که سرم پر از حرف است و نتوانسته ام در ویرگول بنویسم، اما شما ها به خوبی اخبار را دنبال کرده اید و شنیده اید که شبیه ساز جهنم را در ایران ساخته اند. واقعا این خبر را ما و بزرگان و علما و ... خواندن و به سادگی از کنارش گذر کردند؟ آیا کسی فریاد نزد بر سر مغزهای پوچ زنگ زده که نباید چنین کرد؟ همیشه به یاد دارم که در خاکسپاری های عزیزان و آشنایانی که حاضر شده ام گفته اند که حضور در این مراسم برای این است که کمی تعلق و تفکر کنیم و در زندگکی هایمان آهسته تر برانیم و بتازیم. اولین مخاطبش خودم هستم. من سرگرم دنیا هستم و از این سرگرمی دنبال اهدافی هستم؛ ولی سعی کرده ام هیچ وقت نان کسی را نبرم و دل کسی را نشکنم.

بگذریم. از شبیه ساز جهنم من میخواهم برسم به دوباره زندگی کردن. شهرداری در بیلبوردهای (معادل فارسی داره؟ نمی دونم) تبلیغاتی خانواده ها را با فرزند بیشتر دعوت کرده است. البته که زمان ما در دهه هفتاد در کتب درسی خانواده پر جمعیت خوب جلوه داده نمی شد و بیشتر خانواده کم جمعیت ترویج داده می شد. اما حالا با اتفاقاتی که در جامعه افتاده است و با کاهش شدید میل به ازدواج و افزایش طلاق ها، رشد جمعیت هم به شدت آهسته شده است و نسل بعدی در این خاک نخواهد بود برای آبادنی و ساختن وطن.

معادل فارسی بیلبورد فکر کنم آگهی نما می شود. من که اولین بار است می شنوم شما را نمی دانم...
معادل فارسی بیلبورد فکر کنم آگهی نما می شود. من که اولین بار است می شنوم شما را نمی دانم...

ما برای داشتن ایرانی که تاریخچه کهن دارد باید ایرانی هم داشته باشیم. باید نسل بعدی هم داشته باشیم؛ ولی فکر کنم برنامه ریزی ها بسیار دقیق عمل کرده. در یک برنامه ریز بلند مدت، آنانی که سر نزاع با ایران و ایرانی داشته اند، نرخ رشد جمعیت را به حداقل رسانده اند. فرمولش هم ساده است. تورم را به جان مردم انداخته اند. تورم هر روز بدون این که من و شما بادانیم جیب ما را می زند و من و شما بی میل می شویم به زندگی، به ادامه نسل. ما از خانوارهایی که حتما تعداد زیادی عمو و دایی و خاله و عمه داریم رسیده ایم به خانواده هایی که برای فرزندشان دنبال هم بازی می گردند و گاهی سرگرم می کنند کودک را با حیوان خانگی. من ذهن سنتی دارم؟ نمی دانم. ولی فکر می کنم که جامعه ما با این دست فرمان رو به فروپاشی می رود. وقتی ارزش های افراد برای زندگی تغییر پیدا می کند و ظاهر و جلوه صورت بیشتر از پاکی سیرت برای افراد مهم می شود (انواع و اقسام آن را در فضای مجازی دیده اید و نیاز به ذکر جزییات نیست) آیا برای زیستن نباید فکری کرد؟ زیستنی که حاصل آن آرامش باشد؟ زیستنی که آبادی و آبادانی را به همراه داشته باشد. البته که زیبایی هم لازمه زندگی است؛ اما با حد و مرزی مشخص.

نچرال وطنی داریم یا همه شدن عملی و مصنوعی؟
نچرال وطنی داریم یا همه شدن عملی و مصنوعی؟

حالا که بحث هادر هم تنیده شده است بد نیست که نگاهی هم داشته باشیم که کلیپ غم انگیز این روزها. واقعا می گویم غم انگیز چون ما شایسه این برخوردها نیستیم. ما کتاب و درس را مقدس می دانیم و واقعا باید نشست و اندیشید که چرا نونهال و آینده این مرز و بوم به اینجا رسیده است که کتاب و دفترهای امتحان را پاره می کند. خوشحالی از رهایی زمینه ساز این برخورد است یا بی محتوا بودن مطالب آموزشی؟ باور کنیم که اگر می خواهیم ژاپن شویم، یا اصلا می خواهیم بهترین نسخه خودمان شویم، باید فکری به حال آیندگان کرد. فکری سریع و بدون فوت وقت...

https://www.aparat.com/v/ned8gfi

زندگیازدواجآیندهنسل آیندهمدرسه
۵
۰
alizz9473
alizz9473
انسان ازآن چیزی که بسیار دوست میدارد، خود را جدا می سازد.در اوج تمنا نمیخواهد. دوست می دارد اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد.امیدوار است،اما امیدوار است امیدوار نباشد.همواره به یاد می آورد اما
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید