ویرگول
ورودثبت نام
Amin Sotoudeh
Amin Sotoudehاز کد زدن تا تحلیلگر سیستم و کسب‌وکار؛ پنج ساله پل بین تیم فنی و بیزینس هستم. و اینجا از تجربه‌هایم در مدیریت محصول می‌نویسم.
Amin Sotoudeh
Amin Sotoudeh
خواندن ۵ دقیقه·۱۰ روز پیش

کتاب The Professional Product Owner(بخش دوم)

آیا شما یک «گارسون» هستید یا «صاحب رستوران»؟ حقیقت نقش مالک محصول

تصور کنید در یک رستوران شلوغ کار می‌کنید. مشتری سر میز ۳ می‌گوید: «من استیک می‌خواهم.» مشتری میز ۵ فریاد می‌زند: «سوپ من سرد است!» و مدیر رستوران هم مدام تذکر می‌دهد که «باید فروش سالاد را بیشتر کنیم.»

اگر شما فقط سفارش‌ها را یادداشت کنید و عیناً به آشپزخانه (تیم توسعه) تحویل دهید، شما یک گارسون هستید.

اما اگر تصمیم بگیرید که «امروز با توجه به مواد اولیه تازه و سلیقه مشتریان، بهترین غذا برای منو “خوراک ویژه سرآشپز” است» و بقیه را متقاعد کنید، شما صاحب محصول (Product Owner) هستید.

بسیاری از مدیران محصول (POها) در تله‌ی «سفارش‌گیرنده بودن» گیر می‌افتند. آن‌ها تمام روز را صرف راضی کردن بقیه و پر کردن تیکت‌ها می‌کنند و در نهایت محصولی می‌سازند که شبیه موجودی هزارپا شده است؛ همه چیز دارد اما راه نمی‌رود!

در این پست (بخش دوم مرور کتاب The Professional Product Owner)، می‌خواهیم یاد بگیریم چطور از نقش یک منشی خارج شویم و فرمان کشتی محصول را با اقتدار در دست بگیریم.
بخش دوم: مالک محصول (The Product Owner)

این بخش به نقش، ویژگی‌ها و ذهنیت یک مالک محصول حرفه‌ای می‌پردازد.

  • فصل ۴: درک نقش مالک محصول (Understanding the Product Owner Role)

  • فصل ۵: مهارت‌ها و ویژگی‌ها (Skills and Traits)

  • فصل ۶: همکاری با ذینفعان (Working with Stakeholders)


فصل ۴: درک واقعی نقش مالک محصول (فراتر از یک عنوان شغلی)

در اسکرام، نقش مالک محصول (Product Owner) اغلب با عناوین دیگری مثل “مدیر پروژه” یا “تحلیل‌گر کسب‌وکار” اشتباه گرفته می‌شود. اما نویسندگان کتاب تاکید می‌کنند که PO یک کارآفرین محصول است.

به زبان ساده، شما مسئول «چرایی» (Why) و «چیستی» (What) محصول هستید.

  • تیم توسعه مسئول است که «چطور» (How) محصول را بسازد.

  • اسکرام مستر مسئول است که فرآیندها چطور پیش بروند.

  • شما مسئول این هستید که پولی که خرج می‌شود، به ارزش تبدیل شود.

یک مالک محصول حرفه‌ای کسی است که اختیار تام دارد. اگر برای تغییر رنگ یک دکمه باید از سه مدیر اجازه بگیرید، شما هنوز مالک محصول نیستید؛ شما نماینده مالک محصول هستید. هدف این فصل این است که به شما یادآوری کند: شما مسئول نهایی موفقیت یا شکست تجاری محصول هستید.


فصل ۵: جعبه ابزار قهرمان (مهارت‌ها و ویژگی‌ها)

پوشیدن کفش‌های یک مالک محصول کار هر کسی نیست. برای اینکه در این نقش دوام بیاورید و موفق شوید، به ترکیبی از مهارت‌های نرم و سخت نیاز دارید. کتاب روی چند ویژگی کلیدی دست می‌گذارد:

  1. قاطعیت (Decisiveness): شاید مهم‌ترین ویژگی! شما باید بتوانید تصمیم بگیرید، حتی وقتی اطلاعات ناقص است. تعلل کردن تیم را فلج می‌کند.

  2. نه گفتن (The Art of saying No): استیو جابس می‌گفت: «تمرکز یعنی نه گفتن به صد ایده‌ی خوب دیگر.» شما نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید.

  3. قصه‌گویی (Storytelling): شما باید بتوانید چشم‌انداز محصول را مثل یک داستان جذاب تعریف کنید تا تیم و مدیران با شما همراه شوند.

  4. دانش کسب‌وکار: شما باید بازار، رقبا و مدل درآمدی محصولتان را مثل کف دست بشناسید. یک PO که فقط فنی باشد، نمی‌تواند ارزش خلق کند.

شما مثل یک رهبر ارکستر هستید؛ لازم نیست نواختن همه سازها (برنامه‌نویسی، مارکتینگ، فروش) را بلد باشید، اما باید بدانید چطور همه آن‌ها را هماهنگ کنید تا یک موسیقی گوش‌نواز خلق شود.


فصل ۶: رقص با ذینفعان (مدیریت درخواست‌ها)

ذینفعان (Stakeholders) کسانی هستند که روی محصول شما اثر می‌گذارند یا از آن اثر می‌پذیرند (مشتریان، مدیرعامل، تیم فروش، پشتیبانی). رابطه با آن‌ها گاهی شبیه راه رفتن روی طناب است.

مشکل اصلی کجاست؟ همه فکر می‌کنند درخواست آن‌ها «مهم‌ترین» و «فوری‌ترین» کار دنیاست.

یک اصطلاح معروف در این زمینه HiPPO است (Highest Paid Person’s Opinion) یا «نظر کسی که بیشترین حقوق را می‌گیرد». خیلی اوقات POها تسلیم نظر مدیران ارشد می‌شوند، حتی اگر داده‌ها چیز دیگری بگویند.

راه حل چیست؟

به جای اینکه در برابر درخواست‌ها گارد بگیرید یا بله‌قربان‌گو باشید، باید نقش مذاکره‌کننده را بازی کنید.

  • به جای «نه، نمی‌شود»، بگویید: «بله، ایده خوبی است، اما اگر الان انجامش دهیم، ویژگی X که درآمد بیشتری دارد عقب می‌افتد. کدام را ترجیح می‌دهید؟»

  • ذینفعان را در جریان پیشرفت قرار دهید تا احساس نکنند نادیده گرفته شده‌اند، اما اجازه ندهید آن‌ها برای تیم توسعه تعیین تکلیف کنند.


مثال دنیای واقعی: اپلیکیشن فروشگاه آنلاین “شیک‌پوش”

بیایید فرض کنیم شما PO یک فروشگاه اینترنتی لباس هستید.

موقعیت:

نزدیک به کمپین شب یلدا هستیم. فشار کاری بالاست.

  1. مدیر مارکتینگ (ذینفع ۱): می‌خواهد همین الان یک گردونه شانس بزرگ روی صفحه اول اضافه شود تا ایمیل کاربرها را بگیریم.

  2. تیم فنی (تیم توسعه): می‌گوید سرورها کند شده‌اند و باید زیرساخت را بهینه‌سازی کنیم، وگرنه در شب یلدا سایت پایین می‌آید.

  3. مدیر عامل (HiPPO): دیشب خواب دیده که اگر رنگ سایت را بنفش کنیم، فروش دو برابر می‌شود!

واکنش یک PO آماتور (گارسون):

به تیم فنی می‌گوید رنگ را عوض کنند و گردونه شانس را بسازند. نتیجه؟ سایت در شب یلدا بخاطر ترافیک بالا از دسترس خارج می‌شود و کمپین شکست می‌خورد.

واکنش یک PO حرفه‌ای (کارآفرین):

شما از مهارت‌های فصل ۵ و ۶ استفاده می‌کنید:

  • قاطعیت: اولویت اول، پایداری سایت است.

  • مذاکره با مارکتینگ: «گردونه شانس عالی است، اما اگر سایت بالا نیاید، هیچکس گردونه را نمی‌بیند. بیایید گردونه را برای کمپین نوروز بگذاریم و الان روی سرعت خرید تمرکز کنیم.»

  • مدیریت مدیرعامل: با داده‌های A/B تست قبلی نشان می‌دهید که تغییر رنگ فعلاً اولویت نیست، اما قول می‌دهید در اسپرینت‌های خلوت‌تر تستش کنید.

نتیجه: سایت در شب یلدا پایدار می‌ماند، فروش رکورد می‌زند و شما ارزش واقعی (درآمد) را حفظ کرده‌اید.


نتیجه‌گیری و تمرین

نقش مالک محصول، نقش یک قهرمان تنها نیست؛ بلکه نقش یک دیپلمات باهوش، یک تاجر جسور و یک حامی دلسوز برای مشتری است. درک عمیق این نقش به شما کمک می‌کند تا از فشار کاری کاذب رها شوید و روی چیزهای مهم تمرکز کنید.

محمد امین ستوده

آیا تا به حال مجبور شده‌اید جلوی یک مدیر ارشد بایستید و از محصولتان دفاع کنید؟ تجربه‌تان را در کامنت‌ها بنویسید.

product ownerمالک محصولاسکرام
۲
۰
Amin Sotoudeh
Amin Sotoudeh
از کد زدن تا تحلیلگر سیستم و کسب‌وکار؛ پنج ساله پل بین تیم فنی و بیزینس هستم. و اینجا از تجربه‌هایم در مدیریت محصول می‌نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید