آیا Alipay الگوی مناسبی برای فینتکهای پرداخت است؟

در مطلب قبل (بانکداری به کدام سمت خواهد رفت؟)، بحث این شد که چطور تکنولوژی وارد فضای بانکداری شده و می تونه مسائلی که بانکداری به دنبال حل اون هست را به شیوه‏ ای متفاوت و بهینه تر رفع کنه. از اونجایی که مطلب برگرفته از فصل اول کتاب بانک 4.0 بود، و این کتاب در ادامه از Alipay بعنوان یک مثال موفق از بانکداری نوین نام برده، تصمیم گرفتم در ادامه این موضوع رو کمی گسترش بدم.

در هر حال برای کسایی که در حوزه پرداخت کار می کنند، کلا کشور چین و خصوصا Alipay و Tenpay (وابسته به گروه Tencent و مالک WeChat) به نوعی الگوی اصلی به شمار می روند و بسیاری از استارتاپهای ما در سالهای اخیر به دنبال پوزیشن کردن به سبک این دو بازیگر بزرگ حوزه پرداخت بوده اند (از جمله فون پی، تومن، رسید، ریالو و ...). بد نیست بدونید تا پایان سال 2018، وضعیت این دو بازیگر از لحاظ تعداد کاربر به شکل زیر بوده:

مقایسه سهم بازار Alipay و Tenpay
مقایسه سهم بازار Alipay و Tenpay

قطعا این تصویر نهایی و این حجم کاربر بسیار جذابه، اما اینکه فرض کنیم حتما این تصویر در ایران هم خلق خواهد شد لزوما درست نیست. برای اینکه بفهمیم واقعا این موضوع به همون سبک و استراتژی شدنی هست یا نه، باید تاریخچه ی اونها رو بررسی کنیم که در اصل هدف این مطلب هم همینه.



فاز 1: Alipay بعنوان یک حساب واسط

سال 2004 سال تولد Alipay هست که اساسا به عنوان یک Escrow Account (حساب واسط) برای وبسایت Taobao ایجاد شد (Taobao در حقیقت همون دیوار خودمونه ولی تو چین). علت شکلگیری اون هم این بود که توی یک پلتفرم C2C که سطح اعتماد آدمها به هم لزوما بالا نیست و قوانین مشخصی هم برای حمایت از خریدار و فروشنده وجود نداره، وجود چنین امکانی باعث رشد استفاده از پلتفرم میشه.

برای اینکه بیشتر توضیح بدم، منظور از حساب واسط اینه که خریدار موقع خرید از وبسایت پول رو پرداخت می کرده، اما پول به حساب فروشنده واریز نمی شده، بلکه در یک حساب واسط نگه داشته می شده. بعد از اینکه خرید با موفقیت انجام می شده و جنس درست به دست کاربر می رسیده، پول به حساب کیف پول Alipay فروشنده واریز می شده و اون می تونسته اون مبلغ رو به حساب بانکیش انتقال بده.

از این جهت، Taobao و Alipay راهی شبیه به eBay و PayPal رو رفتن، و البته جالبه بدونید که در همون زمان eBay در چین رقیب اصلی Taobao بوده که در نهایت شکست می خوره و بازار چین رو ترک می کنه.

پس لازمه که متوجه باشیم Alipay در ابتدا صرفا در کنار Taobao و خود Alibaba معنی داشته و کسی که می خواسته از این پلتفرم خرید کنه می تونسته برای اطمینان بیشتر از این امکان هم بهره بگیره.



فاز 2: Alipay بعنوان ابزار پرداخت در فروشگاه

این داستان تا سال 2008 به همین شکل ادامه پیدا می کنه تا در اون سال، Alipay وارد فضای موبایل میشه. تنها ویژگی که در اون سال اضافه میشه، امکان «پرداخت قبض» هست. کاربر با کیف پولش می تونسته یه سری قبض رو هم پرداخت کنه.

اما اتفاق اصلی در سال 2011 میفته. در این سال Alipay امکان پرداخت با QR رو در فروشگاه های فیزیکی فراهم میاره. استفاده از این روش به 3 دلیل فراگیر میشه:

  • بسیاری از فروشگاه ها از قبل روی Alibaba و Taobao فعالیت می کردن. در نتیجه حساب Alipay داشتن
  • در اون مقطع در چین، خیلی از فروشگاه ها قادر به تهیه کارتخوان نبودن. طبق برخی آمار در حدود 20% فروشگاه ها کارتخوان داشتن و در بقیه، خرید نقدی انجام می شده
  • فروشگاه هایی که کارتخوان داشتن، خودشون باید کارمزد پرداخت می کردن در ازای هر تراکنش. Alipay درصد کارمزد کمتری دریافت می کرده (0.6% در برابر 1.25%)

این موارد باعث میشه تا به سرعت فروشگاه ها به استفاده از QR این پلتفرم روی بیارن و تعداد کاربر Alipay هم به سرعت رشد کنه.


فاز 3: Alipay بعنوان یک حساب سودده

بعد از فراگیر شدن Alipay بعنوان ابزار پرداخت، کم کم این پلتفرم به این فکر افتاد که به ته مونده پول توی کیف کاربرها سود بده. بنابراین در سال 2013 یک صندوق سرمایه گذاری راه انداخت و اسمش رو گذاشت Yu'e Bao. وقتی تو اینترنت سرچ می کنید، Yu'e Bao رو در دسته Money Market Mutual Funds قرار میدن. منظور اینه که این صندوق، پولش رو توی دارایی هایی سرمایه گذاری می کنه که سرعت نقد شوندگیش بالاست. در نتیجه از یک طرف می تونه به کاربرهایی که توی حساب Alipay پول دارن سود بده، و از طرف دیگه ریسک کمی برای پس دادن پول ملت داشته باشه.

اما داستان این صندوق، از اون داستانای بامزه این پلتفرمه. قضیه اینه که راه اندازی این صندوق همزمان میشه با یه سری سیاست های انقباضی بانک مرکزی چین در قبال بانک های چینی. از یه طرف وام گرفتن از بازار بین بانکی سخت تر میشه و از طرف دیگه بانک مرکزی چین رسما اعلام می کنه که اگه بانکی ورشکست بشه، اون رو حمایت نمی کنه و اجازه میده ورشکستگی اتفاق بیفته.

با بروز این داستان، بانک های کوچیک و متوسط چین تحت فشار نقدینگی قرار می گیرن. این وسط سر و کله Yu'e Bao پیده میشه :). این صندوق در حقیقت پول مثلا 100 میلیون آدم رو می گرفته و میرفته یه جا با این بانک ها سر و کله میزده و سپرده هایی با سر رسیدهای مختلف و سود بالاتر از معمول ازشون می گیرفته. بعد همین سود رو به کاربرها پرداخت می کرده.

حالا این رو هم در نظر بگیریم که صندوق Yu'e Bao چون بانک نبوده لازم نبوده که بخشی از دارایی نقدش رو پیش بانک مرکزی چین سپرده گذاری کنه (این عدد در چین 20% هست). بنابراین به صورت کلی سود بالاتری می تونسته به کاربرهاش پرداخت کنه.

جمع بندی اینکه سودی که ملت از نگه داشتن پول توی کیف Alipay می گرفتن، بیشتر از سودی بوده که از گذاشتن پول توی بانک به دست می آوردن (یه چیزی تو مایه های 6% در مقابل 4% سود بانکی).



فاز 4: Alipay در نقش بانک و اعطای وام

در سال 2014، قوانین بانکداری چین به شکلی تغییر می کنه که فرصت گرفتن لایسنس بانک برای شرکت های خصوصی بزرگ فراهم میشه. در نتیجه Alipay هم در سال 2015 اقدام به تاسیس یک بانک با عنوان MyBank می کنه. هدف اصلی از تاسیس این بانک، اعطای وام و اعتبار به کاربران بر اساس سابقه تراکنش های اونها در Taobao، Tmall و Alibaba بوده.

تمرکز MyBank بر روی حمایت از کسب و کارهای کوچک فعال در اکوسیستم Alibaba (که در این تاریخ دیگه با عنوان Ant Financial شناخته میشه) بوده. جالبه بدونید روی این اکوسیستم بیش از 5 میلیون کسب و کار کوچک در حال فعالیت هستن. این بانک امکان گرفتن وام های کوچک (Micro Loans) رو برای کسب و کارهایی که به راحتی دسترسی به سیستم بانکی ندارن و سابقه خوبی در اکوسیستم Alibaba دارن رو فراهم می کنه.

این مفهوم Micro Loans خیلی اینجا مهمه. برای اینکه بهتر متوجه بشید، بد نیست بدونید که مثلا کسب و کاری وجود داره که در طی 5 سال، 3795 وام خرد از MyBank دریافت کرده و مبلغ این وام ها از 3 یوان (تقریبا 5000 تومن) تا 56،000 (تقریبا 90 میلیون تومن) یوان متغیر بوده.

به عبارت دیگه Alipay این امکان رو فراهم کرده که مردم با چند کلیک بتونن یه مقداری وام دریافت کنن.



آیا طی کردن این مسیر در ایران شدنی است؟

نکته اینه که Alipay در هر زمان، متناسب با نیاز بازار سرویسی ارائه داده که در چارچوب قواعد بانکی کشور چین هم می گنجیده. در نتیجه برآیند همه اونها شده این گروه عظیم که همه جور سرویسی به مخاطبش ارائه میده. حالا باید ببینیم این نیازهایی که Alipay مرتفع کرده، مشابهش در ایران وجود داره؟ و آیا قوانین اجازه میده یا نه؟ دونه دونه بررسی می کنیم:

  • حساب واسط (Escrow Account): مشخصا کمبود چنین سرویسی بر روی پلتفرم های خرید و فروش (دیوار، شیپور و ...) احساس میشه. بنابراین میشه تصور کرد که یه روزی یکی از این بازیگرها اقدام به راه اندازی چنین خدمتی کنن. هرچند دیجی کالا با همین رویکرد اقدام به راه اندازی دیجی پی کرده و رشد عجیبی کسب نکرده. کافه بازار هم یک بار رسید رو امتحان کرده و اون رو کنار گذاشته. اما هیچ کدوم به صورت مشخص بحث حساب واسط رو بعنوان سرویس اصلی خودشون قرار ندادن. بنابراین هنوز جای خالی اون احساس میشه.
  • ابزار پرداخت فروشگاهی: این نقطه ایه که اکثر بازیگرهای صنعت پرداخت ما ازش شروع کردن. فون پی، رسید، تومن و ... همگی شروع به چسبوندن QR به در و دیوار کردن تا شاید مردم ترغیب به استفاده از اون بشن. با این حال واقعیت اینه که اون 3 دلیلی که منجر به رشد این پدیده در چین شد، در ایران وجود نداره. اینجا همه دستگاه کارتخوان و کارت بانکی دارن. هیچ کارمزدی هم از خریدار و فروشنده دریافت نمیشه. در نتیجه QR فعلا مزیت خاصی به روشهای پرداخت موجود نداره. البته احتمالا در طول زمان و با سرعت کند این پدیده در ایران هم جا میفته (همونطور که در آمریکا و اروپا هم با سرعت کمتر از چین در حال رشد هست)، اما به نظر نمیرسه این پدیده از دل یه استارتاپ در بیاد و احتمالا تا اون استارتاپ بخواد به سود برسه، صبر سرمایه گذار تمام خواهد شد.
  • سود بیش از سود بانکی: این که واضحا نشدنیه. کشور ما همین چندسال اخیر تجربه موسسات مالی رو داشته که دقیقا همون کار Alipay رو با بانکها می کردن و هنوز هم اثراتش رو در جامعه می بینیم. به صورت کلی بانک مرکزی هم اجازه نمیده روی کیف پول، سود به کاربرها داده بشه.
  • اعطای وام خرد: این موضوع هم به شدت در جامعه ما نیاز میشه. مثلا فرض کنید شما 2 روز دیگه حقوق می گیرید و الان نیاز به 200 هزار تومن پول نقد دارید. تنها کار اینکه به بقیه رو بندازید. اما اگه مکانیزمی باشه که بتونید پول رو بگیرید و 4 روز بعد مثلا 201 هزار تومن پرداخت کنید، احتمالا این گزینه رو انتخاب خواهید کرد. اما فکر می کنم (صد در صد مطمئن نیستم) که بانک مرکزی به بازیگری به جز بانکها اجازه اعطای وام رو از لحاظ قانونی نمیده.



جمع بندی شخصی من اینه که هیچ کدوم از مسیرهای بالا مسیرهای ساده ای نیستن. مسیر اول که فقط برای تعداد محدودی بازیگر امکان پذیره. مسیر دوم هم زمان و هزینه زیاد خواهد برد تا به نتیجه برسه. مسیر سوم هم که اساسا باید یک بانک پشتش قرار بگیره. این یعنی یک استارتاپ تنها یا باید پول زیاد داشته باشه و مسیر دوم رو بره، یا اینکه به سرعت جذب یکی از بانک ها یا پلتفرمهای خرید و فروش بشه. گذر زمان، نتیجه رو مشخص خواهد کرد.