تغییرات بازاریابی و پنیر (بازاریابی چیست و از کی شروع شد؟)

بازاریابی چیست و از کی شروع شد؟

بازاریابی علمی است که عمر چندان زیادی ندارد، البته اگر آن را علم بنامید.

ویکی پدیا : بازاریابی به عنوان فرایندی مدیریتی -اجتماعی تعریف می‌شود که بوسیلهٔ آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند.

تغییرات بازاریابی و پنیر

این نوشته ادامه همان داستان " آیا باید واقعا به دنبال پنیرم می گشتم؟ " است.

درست سال 92 بود که تصمیم گرفتم برم و یک دوره 2 سال MBA با گرایش بازاریابی در مدرسه عالی کسب و کار ماهان بخونم.

رشته اصلی ام کامپیوتر بود ولی من آدم بازار بودم، از بچگی تو بازار معامله های کوچک و بزرگ کرده بودم، اصول بازاریابی رو خوب بلد بودم ولی در کنار کسب تجربه از بازار واقعی مدام دنبال منابعی برای آموزش و مطالعه بودم، راستش همین باعث شد که برم ماهان و ثبت نام کنم.

چه درس هایی در MBA ماهان خوندیم؟!

خوب معلومه دوره های مختلف بازاریابی و منابع انسانی و استراتژی

از حسابداری و اقتصاد گرفته تا سون پی و فورپی

هرچی که فکرش رو بکنی برای کسب و کار به دردت بخوره, البته به غیر از دینی و قرآن که خوب جزء درس ها نبود دیگه!

کتاب های فیلیپ کاتلر رو خوندیم و یاد گرفتیم در جریان باشیم و همیشه روزنامه ها و اخبار اقتصادی رو بخونیم و تحلیل آینده بکنیم.



تحلیل آینده به چه دردی خورد؟!

حوالی سال 94 بود که نشسته بودم و داشتم تو ذهن ام و روی کاغذ کنار دستم آینده رو تحلیل می کردم

راستش رو بخوای وضع کاسبی عالی بود و تا اون لحظه با سرعت وحشتناکی در حال پیشرفت بودم

به ذهنم اومد که یک کسب و کار خدماتی بر پایه اینترنت راه بندازم،

درست شبیه وی سرویس app.viservice.ir

بقیه داستان رو که احتمالا می تونید حدس بزنید چی شد؟

بله وارد بازی استارتاپی شدم، و بد وارد شدم، یعنی یه جوری وارد شدم که زندگی ام به 2 بخش تقسیم شد :

زندگی من قبل از وی سرویس

زندگی من بعد از وی سرویس

حالا بازاریابی چه ربطی به پنیر داره؟!

همین وسط ها بود که فهمیدم دارم دنبال یک تیکه گم شده از بازاریابی می گردم، انگار هرچی تو MBA ماهان خونده بودم کشک بود

البته نه کشک کشک آ، چیزهایی که فیلیپ گفته بود حکم یک پایه اساسی بازاریابی برام بود ولی نمی دونم چرا مدام احساس می کردم یک چیزی رو یاد نگرفتم، من که توجه ام سر کلاس خوب بود
پس این "تیکه گم شده بازاریابی "چی شده بود، فکر می کردم فیلیپ یک تیکه رو یادش رفته بود بهمون بگه.

بعد که با آدم های بازار سنتی همون هایی که از قبل می شناختم, معاشرت کردم, فهمیدم که نه مثل اینکه دید من تغییر کرده واگرنه بازاری های سنتی و بازاریابان آکادمیک که طبق روش های خودشون و فیلیپ داشتند کار انجام می دادند و اظهار می کردند که موفق هستند.

بله دقیقا مساله تغییر دیدگاه من به بازاریابی بود, درست مثل هزاران نفر و تیمی که در حباب استارتاپی ایران آلوده این طرز کار و کسب جدید شده بودند.

به دنبال پنیر گم شده ام بودم و می خواستم جواب سوالات ام رو بلاخره در گوشه ای پیدا کنم

 معتقدم بازاریابی به 2 بخش تقسیم می شود:  بازاریابی سنتی و بازاریابی نوین   این یک روش اندیشیدن برای چگونه فروختن است. باید به دنبالش گشت
معتقدم بازاریابی به 2 بخش تقسیم می شود: بازاریابی سنتی و بازاریابی نوین این یک روش اندیشیدن برای چگونه فروختن است. باید به دنبالش گشت


بازاریابی جدید چی میگه؟!

شرح زیادی اینجا نمی دهم و به نوشتن عنوان هایی بسنده می کنم:

1-به تقدم کلمه " کار " در کار و کسب تاکید داره

2-کانال های بازاریابی ات رو باید آزمون کنی ، اندازه گیری کنی و بعد بهینه سازی

3-هیچ آژانسی نمی تواند برای کسب و کار تو مارکتینگ و تبلیغات کند

4-بهترین روش تبلیغات گرون ترین و مرسوم ترین اش نیست

5-دیگه اینجاست که هزینه از درآمد ترتیب اش بهم می خوره

6- تعاریف جدید سرمایه های انسانی و تیم در همه واحدها از جمله بازاریابی شرکت موثر است

7-پویایی و خلاقیت در بازاریابی می تواند نتایجی خوب و غیر قابل پیش بینی بدهد

8- چطور بدون بودجه تبلیغات کنیم

وقتی به عقب برمی گردم و نگاه به 7 سال گذشته زندگی و کسب و کار ام می کنم ، می بینم که واقعا این نتیجه ها ارزش همه هزینه ها ،وقت ها، آموزش ها و سردرگمی ها را داشت.