اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمیگردی به سطح آب...
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به
سطح آب..
به زندگی..
تنسی ویلیامز
این روزها شرایط طوری شده که مجبورم ؛ خودم رو در جریان زندگی قرار بدم. خیلی خستهام، هرجا رو گرفتم یه جای دیگه لنگ زد. اینقدر خسته که جسمم هم از این همه هیاهوی ذهن، درد گرفته. ذهنی شلوغه که گاهی قدرت انتخاب و تصمیم گیری هم سختشه.
اینقدر خسته که انگار یه عمر نخوابیدم. جسمم دیگه بزور خودش رو میکشه. اما چاره چیست؟
چالشهای زندگیم زیاد شده و ترس از رها شدنشون رو دارم.
حتی بیان احساس و نوشتنش هم سخته. اما اینو میدونم مشکلات و چالشها بدجوری داره من رو صیقل میده.
اما این پیامی که از تنسی ویلیامز خوندم. دوباره بخودم گفتم قراره یاد بگیری که شنا کنی در جریان زندگی حتی بر خلاف میلت.
باید در جریان باشی. مثل جریان آب اگر بر خلافش حرکت کنی، راه رفتن برات سخت میشه و از پا میاوفتی.
پس تنها راه رهایی، از این ترسها و مشکلات اینه که بزاری زمان کار خودش رو بکنه .
زندگی کنم و به امید اینکه آرام آرام همه چی به روال عادی برمیگرده؛ باشم.