ویرگول
ورودثبت نام
خدیجه خنده رو
خدیجه خنده رو
خدیجه خنده رو
خدیجه خنده رو
خواندن ۳ دقیقه·۱۷ روز پیش

قَهوه هم جواب نداد

خوشحالی با خوردن قهوه
خوشحالی با خوردن قهوه

روزهایی‌ که خیلی شلوغم و می‌دونم نیاز به انرژی زیادی دارم، معمولا قهوه می‌خورم تا فول شارژ نگهَم داره.

تجربشو زیاد داشتم.

خواص خوردن قهوه

  • افزایش سطح انرژی، قهوه آکنده‌ از ماده محرک معروف به نام کافئین است. ...

  • کاهش چربی بدن و کمک به تناسب اندام ...

  • افزایش فعالیت‌های فیزیکی ...

  • کاهش ریسک دیابت نوع ۲ ...

  • کاهش ریسک بیماری‌های کبد ...

  • کاهش ریسک ابتلا به آلزایمر ...

  • کاهش ریسک ابتلا به پارکینسون ...

  •   بهبود سلامت قلب

 

 

اما امروز....

 امروز طبق معمول ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. کاری خارج از برنامه به روتین هر روزم اضافه شده بود. و باید از تک تک لحظاتم به درستی استفاده می‌کردم. درحال خوردن صبحانه به فکر ناهارم هم بودم.

 ناهار رو آماده کردم که بین شلوغی روزم دیگه دغدغه چی درست کنم رو نداشته باشم. بعداز اون قهوه رو طبق معمول روزهای شلوغ خوردم و راهی باشگاه شدم.

 

پیلاتس
پیلاتس

رفتن به باشگاه

هفته‌ی قبل مربی نبود و یکی از دوستانش رو جایگزین فرستاد. مربی کلاس برای دوره‌های درجه بالاتر داشت. من وقتی دوست مربیم میاد، من خوشحالم. واقعیت چون خیلی تمرینات رو آسون‌تر از خود مربیم می‌گیره. هرچند بعدش مربی‌مون جبران می‌کنه.

 وقتی این دوره‌ها رو شرکت می‌کنه، ما بیچاره می‌شیم‌. آموزش‌هامون سخت‌تر و فشار روی ما هم بیشتر می‌شه.

خب مسلما چیزهای جدیدی یاد می‌گیره. امروزم از اون روزها بود. بدون ابزار کار کردیم اما بد جوری فشار و درد عضلات داشتم.

وقتی ابزار نیست؛ بیشتر حواسش هست. یکی یکی بالای سرمون می‌اومد تا اگر شل شدیم تذکر بده. مربی دلسوزیه، چون اگر اشتباه بریم به‌ خودمون صدمه زدیم. خلاصه امروز جوری تمرین داد که نای اومدن به خونه رو نداشتم.

مثلا قهوه خورده بودم تا شب شارژ باشم اما با تمریناتی که داشتم؛ خوردن قهوه تا توی باشگاه  به‌زور جواب داد.

 

ادامه‌ی روز

خسته و انرژی خالی شده، خونه رسیدم. قندم افتاده بود و دنبال یه چیز شیرین بودم که بخورم. به خودم گفتم عجب باشگاه می‌ری که بعدش از خجالت خودت َدر بیایی.

خلاصه باید سریع یه جلسه‌یِ مجازیِ 2 ساعته تصویری، وصل می‌شدم. یه چیزی که حالم بیاد سرجاش خوردم. اول جلسه خوب پیش رفت. کم کم متوجه شدم با گوش دادن دارم چرتی می‌شم. ذهنم شروع کرد به ناله کردن، ای خدا من امروز قهوه خوردم منو یاری کن. کلی کار دارم و.....

 این جلسه هر طوری بود تموم شد. سریع رفتم ناهاری که از صبح آماده کرده بودم رو خوردم. بعدش به خودم گفتم حالا یه چرتی بزن رفع خستگی بشه و بعد برو سراغ مابقی کارهات. آخه امروز بدجوری حین تمرین روی عضلات دستم فشار و درد بود و فقط خواب می‌خواستم.

چرت زدن همانا و بیدار نشدن همانا. مگه دلم می‌خواست بیدار‌ بشم یک ساعتی رو خوب خوابیدم. اما  هنوز خوابم می‌اومد. بزور بلند شدم. همش تو فکر این بودم چرا قهوه امروز به من جواب نداد؟ چرا اینقدر خسته و بی‌حالم.

 

کارهام هنوز ادامه داشت

 بعد از این‌که بیدار شدم؛ رفتم سراغ جلسه‌ی مجازی بعدی. همچنان حس خستگی رو تو وجودم حتی با خوابیدن داشتم. از یه طرف هم کلی خوندنی و نوشتنی و استرس انجام دادن‌شون رو داشتم.

جلسه تموم شد اولویت بندی کردم کم‌کم یه بخشی رو تا ساعت 10 شب با خستگی زیاد انجام دادم. با همه‌ی تلاشم بازهم کارهای روزم موند. و هی می‌گفتم چرا اینقدر امروز انرژیم پایین بود؟ چرا نتونستم به کارهام برسم؟

این درگیری ذهنی رو داشتم که گفتم بیام اینجا بنویسم و این نوشتن‌ آخرین فعالیت روزم باشه.

شما بگین چرا خوردن قهوه امروز جواب نداد؟ چی بخورم بهتره؟

قهوه
۵
۶
خدیجه خنده رو
خدیجه خنده رو
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید