کفایت خداوند،مکافات جهان

ما

مدت هاست رخت احساسمان را از بند زنگ زده ی آدم های دون پایه جمع کرده ایم،

ما

به اینجا رسیده ایم که هرگز و هیچ گاه بر آنچه خوشایند است گره ی اعتماد نبندیم،

ما

همه را خوب پنداشتیم و طیب و طاهر ، مگر آنکه عکسش ثابت شود، که شد!

و البته ،

ما مدت هاست از کرسی قضاوت های مهربانانه که رنگ و بوی حماقت دارند به زیر افتاده ایم،

و همانا

ما

پس از تلخی ها و سختی ها,کسی را یافته ایم که کفایتمان میکند و البته که او کافی و باقی است و جز او چشم بر تمام مکافات با کیفیت جهان بسته ایم...

ما

مدت هاست

بزرگ شده ایم،

به بهایی بزرگ تر...