dooste aziz khodet mage khanevade nadari


koft
koft


بر خلاف تصور عام‌، #فینگلیش ابداع #پارسی_زبان ها نیست بلکه ترکیب زبان فنلاندی و انگلیسیه. نسل اول مهاجرای فنلاندی که #سواد درستی نداشتن و به آمریکا و کانادا #مهاجرت کرده بودن یه سری کلمات بین انگلیس و #فنلاندی برا خودشون ساخته بودن تا انگلیسی زبونا بفهمنشون. که البته هیچ وقتم درست انگلیسی رو یاد نگرفتن!

اما اون پدیده شگرفی که مد نظر بنده است؛ یعنی ترکیب نوشتار انگلیسی و‌ فارسی، پینگلیشه و یا فارسینگیلیش؛ نه فینگلیش

حالا از درست یا غلط بودن پینگلیش یا فینگلیش که بگذریم به یه سوال مهمی که ذهن خیلیارو درگیر کرده می‌رسیم. «این که چرا اصلا باید یه نفر فارسی ننویسه و فینگلیش بنویسه؟» و یا به عبارتی گل #شبدر چه کم از #لاله_قرمز دارد؟

جواب این سوال رو میشه از زبون افراد مبتلا به بیماری فینگلیش نویس پیدا کرد و توجیه هایی که میارن رو تو چند دسته تقسیم بندی کرد:

یک. در فینگلیش نویسی #نویسه کمتری استفاده می‌شود (نویسه همون کاراکتره) این دوستان انقدر فراخ اند که قطعا این متن هم نمی‌خونن و طبعا توصیه ای ندارم براشون ولی شما اگه دیدید بهشون بگید فارسی بنویسن، کمتر کاراکتر مصرف میشه .

دوم. غلط املاییامون رو نمیشه: از قضا این دوستان راست میگن، یعنی شما در این حالت قطعا بین قورباغه،‌ قورباقه، غورباغه، غورباقه‌ املای فینگیلشش رو می‌پسندی! ولی بالاخره که چی؟ سر سفره عقد #عند_الاستطاعه رو نتونی درست بنویسی چی؟! خانومت بت گفت برو سنا بخر رفتی ثنا آوردی خونه چی؟

سوم.کلاس داره: هنوز دانشمندا متوجه نشدن چرا اینو میگن. ولی اصولا قضاوت از فینگلیش نویس ها اینه که نه انگلیسی بلدند نه فارسی. ینی اگه شما خداوندگار علم هم که باشید انگ بی سوادی میچسبه بهتون!

چهارم. عادت کردیم: ترکش کن خب. منم عادت داشتم ولی ترک کردم. کار نشد نداره، بهتر از اینه که انگ بیسوادی بهمون بزنن.

جدا از همه ایراداتی که به نظراتشون وارده، موقع فینگلیش نوشتن مشکلات عجیبی پیش میاد که دردسر سازه. مثلا شما چجوری فرق شاهین و شهین رو میفهمی؟ یا بارها شده طرف گفته آمین من گفتم جانم؟! از گفتن یه سری موارد هم که معذورم یعنی اصلا نمیتونم #بگم! یا مثلا شما چجوری فرق بعد و بد رو میفهمی؟ بعید رو چجوری فینگلیش میکنی؟

بپذیرید انصافا خوندن یه متن فینگلیش نه تنها سخته بلکه جان فرساست.

سختی خوندن فینگلیش یه طرف، همین فینگلیش هم خلاصه میکنن. مثلا Salam رو مینوسن Slm و با بقیه وقتی که اضافیه میاد میرن 11 جلدی ویل دورانت رو میخونن. خب مومن! مومنه! باید رمزگشایی کنم تا بفهمیم چی میگی!
داستان به اینجا هم ختم نمیشه و دوستان پارسی زبان تو این زمینه خیلی پیشرفت کردن و از فینگلیش کردن کلمات پاشونو فراتر گذاشتن و یه زبان جدیدی کشف کردن و #گرته_برداری های جالبی میکنن که نه فینگلیشه نه پینگلیشه نه انگلیشهT کلا هیچی نیس، مثلا شما تو منوی رستوران میخونی: لنگوییج سندویچ (انگلیسی البته) که منظورشون همون ساندویچ زبونه! یا مثلا میتونیم فری کثیف رو دِرْتی کِرْوی ترجمه کنیم.

ghes ala haza

و در آخر این که این همه حرف زدم بگم فارسی بنویسیم.

اینستاگرام من: aminzamani___