
چرا انقدر سختمان است که گوشیمان را بر نداریم و در حالی که میدانیم هیچ خبر جدیدی وجود ندارد (تنها بعد از چند دقیقه) باز هم شبکههای اجتماعیمان را چک میکنیم؟
آنچه که مشخص است هر چه گوشیها هوشمندتر شدند، وابستگی ما به آنها بیشتر و بیشتر شده است.
بیایید به این چند سوال پاسخ بدهیم:
1- آیا میتوانید بدون گوشیتان از خانه بیرون بروید؟ اگر توانستید و رفتید فکر میکنید چند ساعت دوام میآورید؟!
2- آیا تا به حال با گوشی به دستشویی یا حمام رفتهاید؟
3- آیا همراه با گوشی به تختخواب میروید؟
4- آیا وقتی اتصالتان به اینترنت به دلیل اختلالات شبکه مختل میشود، عصبی میشوید؟
اگر جوابتان به سوال اول منفی و به حداقل دو تا از سه سوال بعدی مثبت است، متاسفانه باید بگویم که شما یک معتاد به شبکههای اجتماعی هستید!
مطالعات متعددی نشان داده است، افرادی که به گوشی موبایل خود اعتیاد دارند، سطوح بالاتری از استرس، رفتار تهاجمی، عصبانیت، حواسپرتی، افسردگی، کمبود اعتماد به نفس و میزان خواب پایینتر را نشان میدهند.
شاید در این باره خواندن بخشی از صحبتهای مارک منسن در کتاب «هنر ظریف رهایی از دغدغهها» خالی از لطف نباشد:
جامعه امروز ما از طریق عجایب فرهنگ مصرفگرا و شبکههای اجتماعی و خودنمایی و هی، ببین زندگی من خیلی از زندگی تو جذابتر است و... نسلی را پرورش داده که عقیده دارد داشتن تجربیات منفیای مانند اضطراب، ترس، گناه و ... اصلا خوب نیست. منظورم این است که اگر به خبرمایه (فید) فیسبوکتان نگاه کنید، میبینید همه کسانی که آنجا هستند اوقات فوقالعاده خوبی دارند: هشت نفر این هفته ازدواج کردهاند، شانزدهالهای در تلویزیون برای تولدش ماشین فراری هدیه گرفت، بچهای دیگر با ابداع برنامهای برای دستمال توالت و تجدید خودکار آن در صورت تمام شدن، دو میلیارد پول به جیب زده است. حالا این طرف شما در خانه خودتان مشغول تمیز کردن لای دندان گربهتان هستید و به این فکر میکنید که زندگیتان حتی بیشتر از آنچه فکر میکردید، ناراحتکننده است

منسن در ادامه میگوید:
در ایام قدیم بابابزرگ هم احساس مزخرف بودن پیدا میکرد ولی به خودش میگفت عجب! امروز واقعاً حس میکنم پِهِن گاوم! ولی خب، فکر کنم زندگی همینه، برگردم سراغ زیرورو کردن کاهها. اما حالا؟ حالا اگر حتی پنج دقیقه احساس مزخرف بودن داشته باشید، با سیصد و پنجاه تا عکس از افراد کاملا خوشحال با زندگیهای کوفتی شگفتانگیز بمباران میشوید و این غیرممکن است احساس نکنید یک جای کارتان میلنگد.
خیلیها اعتقاد دارند مسوولیت این که هر کاربر در طول روز چه میزان از وقتش را در اینترنت میگذراند یا چه میزان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی چرخ بزند، دست خودش است.
تریستان هریس، از طراحان محصول قدیم گوگل در این باره نظر دیگری دارد و میگوید این جمله منصفانه نیست:
این جمله شاید در نگاه اول درست به نظر بیاید ولی این مساله را در نظر نمیگیرد که آن طرف صفحه گوشی شما هزاران نفر وجود دارند که کارشان این است که شما را به محصول خودشان بچسبانند!

هریس مدتهاست در پی این است که طراحان محصول ملزم شوند که قبل از شروع به کار یک نوع سوگند بقراطی یاد کنند و در آن ملزم شوند محصولاتی تولید کنند که از کاربر استثمار نکند. وی در اینباره میگوید:
محصولات باید به نحوی طراحی و تولید شوند که استفاده از آنها به اعتیاد منجر نشود.
جو الدمن همکار هریس، ارتباط صنعت تکنولوژی با انسان را به ارتباط انسان با دخانیات تشبیه میکند:
به مشتری مدام همانچیزی را بده که میخواهد، حتی اگر برایش ضرر دارد.
نیر ایال، نوسنده کتاب «قلاب» میگوید به طور کلی نرمافزار و به طور خاص فضای شبکههای اجتماعی حول یک ایده که توسط یک محقق به نام B-F-Skinner در دهه 1950 مطرح شد، گسترش پیدا کرده است: پاداشهای متغیر (Variable Rewards). او متوجه شد که یک موش آزمایشگاهی وقتی همواره در معرض یک نوع خطر و به یک اندازه قرار بگیرد، بعد از مدتی انگیزهاش را برای اینکه اهرمی که نزدیکش قرار دارد را فشار بدهد را از دست میدهد، اما موشهایی که گاهی در معرض خطری بزرگ و گاهی در معرض خطری کوچک قرار بگیرد و گاهی هم در معرض خطر نباشد، اهرم را در دفعات بیشتر میفشارد و آن را بیشتر هم نگه میدارد.

ایال البته اعتقاد دارد شاید تفکر اینکه از ایده اسکینر در طراحی محصولات امروزی استفاده شده است، کمی غیرمنصفانه باشد. او میگوید شبکههای اجتماعی اگر به درستی مورد استفاده قرار بگیرند، میتوانند مفید باشند:
اگر به درستی استفاده شوند، این عادتها میتوانند زندگی افراد را با عادتهای سالم و سرگرمکننده شکل بدهند، ولی اگر برای استثمار مورد استفاده قرار بگیرند، این عادتها تبدیل به اعتیادهایی بیمصرف میشوند.
ایال به وضوح با نظر هریس در مورد طراحان محصول مخالف است و میگوید:
اینکه بگوییم از این تکنیکها استفاده نکن، مثل آن است که بگوییم محصولت را جوری طراحی کن که برای مشتری جذاب نباشد! این احمقانه است. با آمدن هر تکنولوژی جدیدی، نسل قدیمیتر میگویند؛ بچه ها خیلی دارند از این محصول استفاده میکنند و این کار مغزشان را آب میکند!
هریس همچنان اعتقاد دارد:
تا به حال در هیچ زمان دیگری در تاریخ تصمیمات تعداد انگشتشماری از طراحان (که بیشتر مرد و سفیدپوست هستند، در سانفرانسیسکو زندگی میکنند، بین 25 تا 35 سال سن دارند و در یکی از 3 کمپانی بزرگ گوگل، فیسبوک یا اپل زندگی میکنند) روی این که میلیونها نفر زمانشان را چطور سپری میکنند تاثیرگذار نبوده است! ما باید یک احساس مسوولیت گسترده در این زمینه داشته باشیم تا بتوانیم جلوی این فاجعه را بگیریم.
پس تا زمانی که هریس بتواند طراحان محصول را به یک سوگند بقراطی وادار کند، ما باید خودمان بتوانیم با طراحیهای اعتیادآور این محصولات بجنگیم. طی روزهای گذشته این مساله را در شبکههای اجتماعی لینکدین و اینستاگرامم مطرح کردم و از دوستانم خواستم روشهایی که استفاده میکنند تا از اعتیاد به شبکههای اجتماعی دور بمانند و یا اگر معتاد بودهاند روشهایی که کمکشان کرده ترک کنند را برایم بنویسند؛ جوابهای دوستانم را بخوانید:
- کیمیا قاسمیان:
من قبلا عضو شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام فیس بوک تلگرام بودم و روزی چند بار هم هر کدوم رو چک میکردم ولی از یک جایی احساس کردم که از شبکه های اجتماعی زده شدم و این که چرا باید وقتمو الکی با مسائلی گاهی بی محتوا پر کنم و همه این شبکه هارو دیلیت اکانت کردم .تقریبا میتونم بگم دوروز اول یه کمی بی حوصله بودم ولی بعد دوروز کاملا برام عادی شد ولی اون موقع ها هم اینطور نبود که بگم بدون گوشیم نتونم بیرون برم.
- علیرضا امامی:
بنظر من واقعا باید برای چک کردن سوشال مدیا وقت خاصی درنظر گرفت. من بعد یه مدت که دیدم صبحا بعد بیدار شدن خیلی دیرم میشه چک کردن صبحم رو گذاشتم تو راه رفت و امد چک کنم تو طول روز هم تایمای خاصی برای چک کردن اینستا و توییتر گذاشتم شبا هم گوشی رو فقط برای ساعت کنارم میذارم.
- پریسا کرمپور:
سلام. با این فاکتورهایی که نوشتین منم یک معتاد محسوب میشم. تا بحال شده که چندین ساعت سراغ گوشی نیام و شبکه های اجتماعی رو چک نکنم اما تعداد دفعاتش خیلی کم بوده. تحلیل من اینه که تنها چیزی که میتونه جلوی این فاجعه رو بگیره هدف آدم هاست. خیلی از بلاگرهای موفق رو میبینیم که قطعا اعتیاد شدید به گوشی دارن ولی به قول یکی از معروف ترینهاشون میگفت من از اعتیادمم پول درمیارم ....یه چیزی تو وجود خود ما هست که باید باهاش کلنجار بریم و اصلا با خودمون حرف بزنیم و تهش بپرسیم که چی؟ من خوب و بد بودن رو قضاوت نمیکنم. ماهیت اعتیاد به مواد مخدر قطعا خیلی بده ...اما ما میتونیم اعتیادای مفید هم داشته باشیم به کتاب به تفکر کردن به رعایت کردن ادب و.... اما اعتیاد به نت به سوشال مدیا!!!! تعیین کننده خوب و بد بودن این اعتیاد خود ما هستیم ...گرچه در عین مفید بودنش برای یک عده مضرات خودش رو هم داره ولی اولویت هدف آدمهاست.
- سمیه سلحشوری اردستانی:
در هند برخی کمپانی ها یک روز را بطور رسمی اعلام می کنند روز سکوت و خاموشی دیجیتال ، در آن روز هیچکس از موبایل ، اینترنت نه در منزل و نه در محیط کار استفاده نمی کند و متعهد می شوند به این اصل به مدت بیست و چهار ساعت ، قطعا در کار با مشکلاتی مواجه می شوند اما در تحقیق از شخصی که شروع کننده این حرکت بود سوال کردند درباره تاثیر این روش در زندگی کاری و شرکتش ، او پاسخ داد من یک روز را هزینه می کنم برای زمان بندی و تمرین مدیریت زمان ، ترک عادت ها ، اهمیت به خویش ، تمرین در گفتگو ، شنیدن نیازهای یکدیگر و درک کردن و ... این همه مزیت برای من در برابر انچه که از دست می دهم هیچ است ، این روش کم کم در بعضی کمپانی ها یک عادت شد و در بازه های زمانی بسته به سیاست ان سازمان اینکار را انجام می دهند ، در همان تحقیق از انسانها یعنی کارکنان نیز تأثیر این موضوع را پرسیدند و بیش از نود درصد معتقد بودند در ان روز بیشتر با خود و دیگران مهربان بودیم ، کمتر عصبی شدیم و قدر زمان را بیشتر دانستیم ...
- مجتبی کورانی:
دکتر الکساندرا با آزمایش روی موش ها و بررسی سربازان آمریکایی به این نتیجه رسیده که اعتیاد یک جریان احساسی ست نه یک عادت.پس به احتمال زیاد برای ترک اعتیاد به شبکه های اجتماعی آموزش مهارت های ارتباطی و خود باوری میتونه موثر باشه.
- سمیه عربی:
ما برای اینکه به بهانه آلارم گوشی هم که شده،برای اینکه گوشی توی اتاق خواب نیاد ساعت خریدیم و با کوک ساعت بیدار میشیم،شاید آهنگش مثل گوشی قابل تغییر نباشه ولی واقعا بیدار که میشید حس آروم تری دارید.من حس می کنم زنگ موبایل موقع خواب استرس زاست.
- فائزه رنجبران:
به شدت به اينستاگرام اعتياد دارم، اما چند روز امتحان كردم و نرفتم، خيلى آرامشم بيشتر بود با اينكه دنبال اخبار و مطالب غيرمفيد نيستم. فكر ميكنم ديدن عكس و فيلم زياد ذهن و بيشتر درگير ميكنه.
- پدرام عزیزی:
سلام، استفاده من از گوشی محدود میشه به آهنگ گوش کردن و دیدن آموزش های یوتیوب و خب اگر گوشی هم نباشه میتونم از کامپیوتر برای این کارها استفاده کنم، در 90درصد مواقع از گوشی برای برقراری تماس استفاده میکنم، با این اوصاف چندی پیش خودم رو به یک چالش یک ماهه استفاده نکردن از تلفن همراه دعوت کردم و اوقات فراغت خودم رو بیشتر به حل کردن مجله های جدول اختصاص دادم و شب ها هم به همراه پدر خودم مثل گذشته شطرنج بازی کردم...خلاصه که هر وقت مایل باشم میتونم گوشیمو کنار بذارم اما لطفا سیم کارت من رو از من نگیرید. اون هم فقط به دلیل تماس های کاری،چون همیشه حق با مشتریه.
- مریم واعظی:
سلام. برای من پیش اومده که دو روز کامل بدون باز کردن اینترنت گوشی به سر برده باشم و اینکه بارها و بارها شده که بدون گوشی چند ساعتی از روز رو بیرون خونه باشم. معمولا زمانی هایی که حس میکنم میخوام دائم به گوشی آویزان باشم برای جلوگیری از این کار شروع به انجام فعالیت های دیگه ای مثل کتاب خوندن یا حتی مرتب کردن و دوباره چیدن وسایل میکنم این کارها رو هم به این صورت انجام میدهم که ابتدا نت گوشی رو خاموش کرده و اون رو دورتر از مکانی که خودم هستم قرار میدهم. بارها و بارها این روش ها موثر بوده برای بنده. امیدوارم کمک کننده باشند.
فرح_آیآر:
من بعد از ساعت ۸ شب معمولا دست به گوشی نمیزنم. یعنی از ساعت ۸ تا ۱۲ شب برای خودم برنامهی مطالعاتی دارم و تو دنیایی که برای خودم ساختم یادمیگیرم و لذت میبرم؛ نه تو فضای مجازی. وقتی بیرون میرم هیچ وقت گوشیم از توی کیف بیرون نمیاد، مگر اینکه زنگ بخوره یا بخوام عکس بگیرم. اومدن نوتیفیکیشن هم در هیچ زمانی منو تحریک نمیکنه که از جای خودم بلند بشم و برم سمت گوشی؛ شاید دلیلش این باشه که منتظر پیام یا خبر خاصی نبودم هیچموقع.
- فاطمه پورزارع:
من اگه نخوام مدام گوشیم رو چک کنم نوتیفیکیشنش رو میوت میکنم و گوشی رو جایی دور از دسترسم میذارم و یه فعالیتی که دوسش داشته باشم رو انجام میدم، مثل آشپزی، کتاب یا فیلم.
- منیره شفیقی:
اولویتها بنظرم مهمه این که بخوایم یه فیلم خوب ببینیم یا کتاب خوب بخونیم چقدر تو زندگیمون ارزشمند، گاهی میدونیم خبری نیس ولی همچنان تو این فضا میچرخیم، خودم معمولا وقتی خیلی بیکارم این اتفاق واسم می افته، من کارم با شبکههای اجتماعی و وابستگی به اون واسم دوچندان به همین دلیل معمولا کتاب از کتابخونه میگیرم و خودم مجبور میکنم ساعت مشخصی بذارم واسه مطالعه کتاب تا بیش از حد درگیر این فضا نشم و از طرفی چون زمانم واسه بازگشت کتاب محدوده باعث میشه گوشیم بزارم کنار و کتاب بخونم.