به نام خدا؛ بررسی سهگانه «دوقلوها» اثر آگوتا کریستوف
مقدمهای بر تجربهی خواندن «دفتر بزرگ»، «مدرک» و «دروغ سوم»
سهگانه «دوقلوها» متشکل از سه کتاب «دفتر بزرگ»، «مدرک» و «دروغ سوم» نوشتهی آگوتا کریستوف، تجربهای است که فراتر از یک داستان ساده است. در این مجموعه، ما با شاهدِ فرآیندی هستیم که در آن انسانهای معصوم، به شکلی تکاندهنده، خود را به ماشینهایی بیاحساس تبدیل میکنند. نویسنده در جایجای کتاب، شکهایی در ذهن خواننده ایجاد میکند تا به خوبی درک کند انسان تا چه حد میتواند بیاحساس و دارای «احساسِ مرده» باشد.

نثر؛ جادوی حذف و سادگی
یکی از نقاط قوت خیرهکننده این مجموعه، نثر بسیار روان و جذاب آن است. طوری که وقتی خواننده مطالعه را شروع میکند، نمیتواند کتاب را کنار بگذارد تا زمانی که آن را به پایان برساند؛ چرا که داستان مدام با شگفتانگیزهایی همراه است که خواننده را به ادامه دادن مشتاق میکند.
نکتهای بسیار جالب در مورد سبک نگارش آگوتا کریستوف وجود دارد. در پایان کتاب «دروغ سوم»، مصاحبهای از آقای اصغر نوری (مترجم کتاب) با خانم آگوتا کریستوف چاپ شده است. در این مصاحبه، وقتی از ایشان درباره سبک نوشتارشان میپرسند، پاسخ میدهند که نوشتهها را بارها میخوانند و مرور میکنند و هر مطلبی را که اضافه باشد و برای بیان داستان نیازی به آن نباشد، حذف میکنند. جالب است بدانید که ایشان تا حدودی از دفتر تکالیف فرزندشان برای سبک نوشتارشان الهام گرفتهاند.
سیر داستانی و ساختار اثر
اگر بخواهیم از نظر روند روایت صحبت کنیم، خط داستانی در دو جلد اول بسیار خوب و جذاب پیش میرود، اما در جلد سوم با سکتههایی روبهرو میشویم که شاید آن گیرایی و کششِ دو جلد اول را نداشته باشد؛ با این حال، اثر همچنان خواندنی است.

مخاطب هدف و بحث سانسور
لازم به ذکر است که این کتاب برای سنین نوجوانی مورد تأیید نیست و احتمالاً سنین جوانی به بعد بهتر میتوانند این داستان را بخوانند و از آن بهرهمند شوند؛ چرا که صحنهها و اتفاقات ناپسندی در آن وجود دارد. در همان مصاحبهای که پیشتر ذکر شد، نویسنده صراحتاً مطرح میکند که از خودِ «سانسوریِ متن» متنفر است و هرگز این کار را انجام نمیدهد.

جمعبندی
به طور کلی، این مجموعه داستانی بسیار جذاب بود. فراتر از آنچه در بند اول (درباره تبدیل شدن انسان به ماشین بیاحساس) اشاره کردم، دریافتی دیگری از اثر نداشتم.