بیخیال! راستش همهمون یهجایی بین این جملهها گیر کردیم:
یکی میگه فقط تجسم کن، اون یکی میگه باید ارتعاشتو ببری بالا، بعد جو دیسپنزا میاد از کوانتوم و نورون و فرکانس حرف میزنه، و تو فقط میمونی:
«خب من الان باید چی کار کنم؟ با فرکانس بالا غذا بخورم یا با تجسم خواب برم؟» 😅
ولی نترس، بذار خیلی خودمونی و خلاصه برات بگم این وسط واقعاً چی کار باید کرد و چرا جواب میده.
همونطور که جو دیسپنزا میگه، بدن ما نمیفهمه یه چیز واقعاً اتفاق افتاده یا فقط قشنگ تو ذهنت ساختیش.
مثلاً تا حالا شده سر دوش یه بحث قدیمی رو دوباره تو ذهنت مرور کنی و قلبت تند بزنه؟
دقیقاً همینه! مغزت فکر میکنه دوباره وسط دعوایی.
پس اگه بتونی اون سیستم رو برای آیندهات تمرین بدی – یعنی تو ذهنت واقعاً بری تو اون حالت – مغز و بدن شروع میکنن باور کردن که اون واقعیت جدیده الان اتفاق افتاده.
یعنی یه لحظه مغزت رو از حالت “فرار از شیر جنگل” دربیار.
نفس عمیق بکش، چشماتو ببند، و به بدن بگو: «آروم باش رفیق، فعلاً خبری نیست!»
وقتی مغز از حالت هشدار درمیاد، تازه میتونه “خلاق” بشه.
تو نمیتونی در حالی که مضطربی آینده خوشحال رو تصور کنی؛ بدن قبول نمیکنه.
یه حس واقعی بساز — مثلاً قدردانی، عشق، شادی، هیجان.
همون چند ثانیه حس واقعی کافیه تا بدنت بگه:
«آها! این حس خوبه، از این بیشتر بساز!»
حالا تجسم کن، ولی مثل فیلم نگاهش نکن — برو توش.
راه برو تو خونه رویاییت، حس کن هوای آزادی مالی چطوریه، حس کن بدنی سالم داری.
کلیدش اینه که احساس رو قاطی تصویر کنی.
مغز عاشق احساسات قویه؛ اون موقعهست که واقعاً شروع میکنه سیمکشی جدید ساختن.
سختترین بخش همینه. ما میخوایم دقیق بدونیم “چطور” و “کی” اتفاق میافته.
ولی وقتی هی چک میکنی، داری اعلام میکنی هنوز نشده.
جو میگه: "بذار ناشناخته کارشو بکنه."
یعنی تو فقط بساز، حس کن، و اعتماد کن که بقیهش خودش میچینه.
نوروپلاستیسیته: مغز مثل خمیره، هر بار یه فکر + یه احساس جدید، یه سیمکشی جدید میسازه.
احساس = پیام به بدن: مثلاً مدیتیشن مهربانی نشون داده سیستم ایمنی رو قویتر میکنه.
پلاسیبو: وقتی بدن با یه قرص قلابی خوب میشه، یعنی باور = واقعیت فیزیولوژیک.
فیزیک کوانتوم: هر چیزی که روش تمرکز میکنی، از نظر انرژی تغییرش میدی (اثر مشاهدهگر).
کسایی که با روش جو کار کردن، بعضیا بعد از تمرین طولانی تونستن دوباره راه برن، بعضیا درآمد چند برابر ساختن، بعضیا فقط بالاخره احساس آرامش پیدا کردن.
اما نکتهش اینه که هیچکدومش یهشبه نبود.
مثل باشگاهه — بعد یه جلسه نمیری سراغ آینه دنبال سیکسپک 😄
فرمول جو دیسپنزا خلاصه میشه تو این:
آروم شو → حس خوب بساز → آیندهت رو تمرین کن → بعد رهاش کن.
مغزت به مرور باور میکنه و وقتی بدن و ذهن همفرکانس شن،
دنیا شروع میکنه جواب دادن.
هر صبح یا شب:
۳ تا نفس عمیق، بدن رو آروم کن.
یه حس مثبت انتخاب کن (مثلاً سپاس، عشق، یا حتی “حس خوب بیدلیل”).
با اون حس، آیندهت رو تجسم کن — شفاف، واقعی، با جزئیات.
لبخند بزن و بگو: «باشه جهان، بقیهش با تو.»
هر روز فقط ۱۰ دقیقه، ۲۱ روز پشت سر هم.
قول میدم قبل از اینکه بفهمی، طرز نگاهت و حس روزت فرق کرده.