خودپنداره یا Self-concept تصویری ذهنی است که هر فرد از خودش دارد. این تصویر ترکیبی از باورها، ارزیابیها و تجربههای شخصی است که در طول زندگی شکل میگیرد. روانشناس انسانگرای برجسته، کارل راجرز، خودپنداره را هسته اصلی شخصیت میداند و معتقد است آنچه ما درباره خودمان میاندیشیم، تعیینکنندهی رفتار، انگیزهها و حتی میزان رضایت ما از زندگی است.
خودپنداره میتواند شامل نحوه نگاه ما به ویژگیهای شخصیتیمان، نقشهای اجتماعیمان (مانند پدر، مادر، مدیر یا همکار بودن)، علایق و سرگرمیها، و نیز احساسی باشد که نسبت به جایگاه خود در جهان داریم. این تصویر ذهنی هم از درون ما شکل میگیرد ـ از طریق مواجهه با تواناییها و ضعفهایمان ـ و هم از بیرون، تحت تأثیر خانواده، جامعه و فرهنگ.
زمانی که خودپنداره با واقعیت وجودی ما هماهنگ باشد، احساس آرامش، اعتماد به نفس و رضایت بیشتری را تجربه میکنیم. اما هرچه فاصله میان این دو بیشتر شود، احتمال بروز اضطراب، نارضایتی یا حتی بحران هویت افزایش مییابد. به همین دلیل، راجرز بر اهمیت «پذیرش بیقید و شرط» تأکید میکند؛ یعنی اینکه فرد بتواند بدون ترس از قضاوت، خود واقعیاش را بپذیرد و بهبود بخشد.
توجه به خودپنداره تنها یک موضوع روانشناختی نیست؛ بلکه مستقیماً بر رشد فردی و شغلی نیز اثر میگذارد. در حوزه فردی، خودآگاهی و درک درست از خودپنداره زمینهساز تصمیمگیریهای بهتر و روابط انسانی سالمتر است. در حوزه شغلی نیز، شناخت توانمندیها و محدودیتها به افراد کمک میکند مسیر حرفهای خود را آگاهانهتر انتخاب کنند، انگیزه بیشتری داشته باشند و در محیطهای کاری پویا، اثربخشتر عمل کنند.