وقتی لینکدین ۲۳ سال پیش به جهان معرفی شد، اهداف اصلی آن روشن بود اهدافی نظیر:
۱-شبکهسازی حرفهای (Professional Networking): ایجاد ارتباط بین متخصصان، مدیران و شرکتها.
۲-یافتن فرصتهای شغلی: پلی میان کارجویان و کارفرمایان برای استخدام سریعتر و هوشمندانهتر.
۳-اشتراک دانش تخصصی: بستری برای انتشار مقالات، تحلیلهای کارشناسی و تجربههای کاری واقعی.
۴-ساختن برند شخصی: کمک به افراد برای نمایش مهارتها و سوابق کاریشان به صورت معتبر و شفاف.
۵-ابزار B2B برای شرکتها: جایی برای مارکتینگ ، فروش B2B.
۶-آموزشهای تخصصی: فضایی برای ارائهی دورههای آموزشی ویژه و تخصصی.
اما امروز، لینکداین از اهداف اصلی خود خیلی دور شده و بخشهای زیادی از آن تغییر کرده است، برای مثال:
• لینکدین بهجای پلتفرمی حرفهای، به صحنهای برای رقابت در جلب توجه تبدیل شده.
• پستهای سطحی، سخیف (cringe) و احساسی جای تحلیلهای تخصصی را گرفتهاند.
• فشار اجتماعی باعث شده بسیاری از افراد فقط موفقیتها یا داستانهای دراماتیک زندگیشان را منتشر کنند و جای آموختن از شکستها خالی است.
• محتوای اینستاگرامی و انگیزشی روزبهروز بیشتر میشود.
در نتیجه متاسفانه فضای لینکداین از فضای خردورزی خارج شده و در این محیط بسیار کمتر میتوان آموخت.
در همین رابطه نگاهی به مقالهی بیزینس اینسایدر میتواند تاملبرانگیز باشد.