
تحول دیجیتال، یکی از پرسشبرانگیزترین و اثرگذارترین موضوعات مدیریت و استراتژی در دههی اخیر است. تحولات فناوری از هوش مصنوعی و کلان داده گرفته تا خودکارسازی، صنایع مختلف را وادار کرده تا روشهای قدیمی و زنجیره ارزش خود را باز آفرینی کنند.
در جهانی که ویژگی مهم آن عدم قطعیت و وابستگی متقابل است، صنعت لجستیک و حوزه حمل و نقل دریایی با دو نیروی نوظهور روبرو مواجه شده که موجب نوسانات بسیار شدید در میزان تقاضا و ماهیت آن شده است. اول شوک های زنجیره تامین که در سالهای اخیر توسط کوید 19، جنگ ها و تورم جهانی تقویت شده است و توانایی نظامهای سنتی لجستیک را در تامین تقاضا به چالش جدی کشیده است. دوم استفاده از فناوری های دیجیتال و تغییر ماهیت و نیازهای جدید مشتریان از جمله تحویل سریع، شفافیت و انعطاف پذیری موجب شده است که نحوه خلق ارزش در زنجیره تامین متحول شود.
مطابق پژوهشهای دانشگاههای هاروارد و MIT در پارادایم جدید، بنادر و کشتیها دیگر داراییهای ایستا محسوب نمیشوند، بلکه بهعنوان «گرههای فعال» در یک شبکه هوشمند و بههمپیوسته عمل میکنند. در این چارچوب، ارزشآفرینی آینده در تملک کشتیهای بزرگتر، شبکه گستردهتر حمل و نقل جادهای و یا توسعه بنادر که مبتنی بر اقتصاد مقیاس است خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی «اتصال هوشمند» این داراییها و بهرهگیری از «اقتصاد اتصال» شکل می گیرد.
در این مسیر، سه فناوری کلیدی ستونهای اصلی این جهش محسوب میشوند: هوش مصنوعی بهعنوان مغز تحلیلگر و ابزار پیشبینی، بلاکچین بهعنوان ابزار اعتماد و شفافیت، و اینترنت اشیاء بهعنوان چشم ناظر و بستر ادراک لحظهای و رهگیری پیوسته. بر این اساس، پلتفرمها و سیستمهای عامل هوشمند بندری صرفاً ابزارهایی برای افزایش بهرهوری عملیاتی نیستند، بلکه زیربنای الگوهای جدید کسبوکار را شکل میدهند که در آنها «اطلاعات مرتبط با کالا، گاه ارزشی همتراز یا حتی فراتر از خود کالا دارد».
سازمانهایی که بتوانند همزمان فناوریهای دیجیتال را بهکار گیرند و استراتژیهای خود را با این تحول همسو سازند، نهتنها از چالش تحول دیجیتال عبور خواهند کرد، بلکه به بازیگران پیشرو در نسل جدید حملونقل جهانی تبدیل میشوند.