رابرت کیگن، روانشناس و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، در نظریه توسعه سازنده یا رشد ذهنی بزرگسالان تأکید میکند که رشد بزرگسالان صرفاً با یادگیری دانش و کسب تجربه و مهارت جدید یا شرکت در دورههای آموزشی اتفاق نمیافتد. به باور او، رشد زمانی رخ میدهد که فرد با مسائل واقعی، چالشبرانگیز و پیچیده زندگی یا کار روبهرو شود و ناچار گردد راهحلهایی بیابد که فراتر از ظرفیتها و مهارتهای کنونی او هستند. کیگن معتقد است ذهن انسان در طول زندگی از مراحل متوالی تکامل عبور میکند و در هر مرحله تواناییهای شناختی و عاطفی عمیقتری به دست میآورد. در نتیجه، فرد میتواند روابط انسانی را بهتر بفهمد، مسائل پیچیدهتری را تحلیل و مدیریت کند، تصمیمهای پختهتری بگیرد و بین آنچه قادر به انجام آن است و آنچه که زندگی از او میخواهد تناسب ایجاد کند. کیگن این ویژگی را تواناییِ مواجهه با پیچیدگی مینامد. به این ترتیب نظریه توسعه سازنده به فرد میتواند کمک کند ضمن رشد، افزایش توانمندیها و گسترش دامنه اختیار و مسوولیت خود، در جایگاه سازمانی ارتقاء پیدا کند.

کیگن استدلال میکند رشد در دوره بزرگسالی فقط یاد گرفتن چیزهای جدید نیست، بلکه تغییر در شیوهی فکر کردن و ساختن معنا است یعنی ما از دیدگاههای سادهتر و محدودتر به توانمندی مواجهه چالشها یا پیچیدگی تناسب Complexity Fitness میرسیم به این معنا که در مسیر رشد میتوانیم بین آنچه قادر به انجام آن هستیم و آنچه که زندگی از ما می خواهد تناسب ایجاد کنیم. کیگن ذهن را صرفاً مجموعهای از دانش یا مهارت نمیداند، بلکه آن را «سیستمی زنده» میبیند که بهتدریج شیوه دیدن جهان، خود و دیگران را متحول میسازد. به باور او، هر مرحله از رشد ذهنی مشخص میکند که:
•فرد چگونه واقعیت را درک میکند،
•چگونه تصمیم میگیرد،
•و چگونه با تعارضها و پیچیدگیهای زندگی کنار میآید.
این تحول ذهنی در پنج مرحله با میل به بقاء آغاز و با حرکت از وابستگی به دیدگاههای بیرونی (دیگران و جامعه) سپس به سوی خودمختاری و در نهایت انعطافپذیری در پذیش دیدگاههای متنوع ادامه مییابد. بنابراین، نظریه کیگن نشان میدهد که رشد انسان در بزرگسالی متوقف نمیشود؛ بلکه ذهن میتواند تا پایان عمر پیچیدهتر، عمیقتر و آگاهتر شود.