داستان من و عمو موئی

حدس می زنم همه ماها توی زندگیامون درد داشتیم. درد روحی،جسمی شایدم دردی که خودمون می دونستیم چیه ولی بقیه ازش هیچ سر در نمی آوردن. خب من هم یک آدمم و طبیعیه درد سراغ من یکی هم بیاد. البته منظورم درد غیر از عادت ماهیانه(عمه پری) هستش چون اون دیگه عمه جونه که هر ماه مهمونمونه. بگذریم.

دردی که من در حقیقت می خوام ازش صحبت کنم اسمش عمو موئیه. این اسم بامزه رو سوسن(دوست صمیمی ام) روش گذاشته. اصلا من عاشق این اسم بازی های بین خودم و سوسن هستم. انگار که یک عضو جدیدی به خانواده دو نفرمون اضافه شده.

خب این عمو موئی عضو جدید جدیدی هم که نبود. عمو چند سال پیش هم اومد به من سر زد و پدر خیلی از عمو خوشش اومد. نمی دونم چرا ولی حس می کنم به دلش نشست رفتاراش. ولی خب عمو داشت من رو اذیت می کرد و من دوست داشتم از شرش راحت می شدم قبلش هم یه مقدماتی رو فراهم کرده بودم اما خب این اتفاق نیفتاد و فقط عمو دیگه خیلی خیلی کم پیشم اومد ولی خب دلش با من بود با وجود اینکه خیلی دوستش نداشتم .اینها همه گذشت تا همین دو هفته پیش که عمو دیگه خیلی جدی اومد و نمی دونم چرا خیلیم عصبانی بود. نمی دونم موضوع مربوط به چی میشد.

گاهی اوقات فکر می کنم شاید بین عمو موئی و عمه پری تشابهاتی وجود داره اما نمی دونم وجه تشابهشون چی می تونه باشه. خلاصه عمو این دفعه منو کاملا زمین گیر کرد به طوری که مجبورم می کرد فقط دراز کش اونم دمرو باشم. سوسن اوایل چیزی از عمو نمی دونست اما خب چیزی بود که بالاخره می فهمید . البته نگفتم که این کیست مویی دقیقا چیست؟ یا همون عمویی که داشتم دربارش بهتون می گفتم.

عمو موئی یک مو یا چندتا مو هستش که در انتهای قسمت کمر یا همان قسمت پایینی ستون فقرات داخل پوست فرو میره و بعد از مدتی به دلیل نشستن طولانی یا رانندگی و ... به شکل یک کیست در میاد و کم کم اگر بهش توجه نشه و موهای بیشتر در اون ناحیه وجود داشته باشه بزرگتر و دردناکتر میشه و البته عموی من اینبار حتی از این مرحله هم رد کرد و به مرحله آبسه همراه با تب و لرز رسید. اون روز حتی سوسن هم پیشم نبود و من حواسم نبود و بهش پیام دادم و اون هم یه عالمه نگران شد و خودشو سریع از خونشون به تهران رسوند.

الان که دارم از عمو می نویسم عمو هنوز هستش اما خیلی خشونتش کمتر شده فکر کنید مثل یک آتش فشانه که فوران کرده ولی هنوز خاموش خاموش نشده. با هرکی صحبت می کنی همه میگن عمو رو باید از بین برد اما جالبیش اینه وقتی پیگیری می کنی می بینی عمو به این راحتیا کسی رو ترک نمی کنه.

من از این تریبون که دارم با شما صحبت می کنم هنوز کاملا تصمیم نگرفتم که عمو رو اینبار با عمل از بین ببرم یا نه. عمل باز یکی از رایج ترین عمل های کیست موییه اما زمان بسته شدن و نقاهتش چندماه طول میکشه و خب این خیلی وحشتناکه. امیدوارم بتونم به زودی یک نتیجه درست بگیرم.

راستی الان فهمیدم شباهت عمو موئی و عمه پری چیه. هردوتاشون باهات می مونن. عمو هم هر چند وقت یک بار میاد بهت سر میزنه اما نه به اندازه عمه. اینجاس که میگن دخترا وفاشون بیشتره.