
خانواده و فرزندان؛ حرفهایی که کمتر شنیده میشوند.
وقتی نیت خوب، به رفتار درست تبدیل نمیشود
خیلی از پدر و مادرها فرزندانشان را دوست دارند،
اما گاهی این دوست داشتن را با:
سختگیری زیاد
مقایسه کردن
نادیده گرفتن احساسات
یا گفتن جملههایی مثل «سنت کمه، نمیفهمی»
نشان میدهند.
از نگاه یک نوجوان، این رفتارها بیشتر از اینکه کمککننده باشند، باعث فاصله، ترس یا پنهانکاری میشوند.
ما نوجوانان چه چیزی میخواهیم؟
برخلاف تصور بعضی بزرگترها، بیشتر ما دنبال آزادی بیحد نیستیم.
ما فقط میخواهیم:
حرفمان شنیده شود
احساساتمان مسخره نشود
اشتباه کردنمان مساوی با تحقیر نباشد
و خانه جایی امن برای حرف زدن باشد، نه ترسیدن
اینها خواستههای عجیب یا غیرمنطقی نیستند؛
اینها نیازهای عادی یک انسان در حال رشد هستند.
خانواده، اولین جایی است که «خودمان بودن» را یاد میگیریم
اگر در خانه مدام قضاوت شویم،
یاد میگیریم نقش بازی کنیم.
اگر دائم مقایسه شویم،
یاد میگیریم خودمان را کافی ندانیم.
و اگر احساساتمان نادیده گرفته شود،
یاد میگیریم ساکت بمانیم، حتی وقتی درد داریم.
اینها چیزهایی است که شاید از بیرون دیده نشوند،
اما سالها در ذهن و شخصیت ما میمانند.
حرف آخر
این نوشته نصیحت نیست؛
یک درخواست محترمانه از نگاه یک نوجوان است.
اینکه:
قبل از اصلاح ما،
کمی به رفتار خودتان نگاه کنید.
قبل از قضاوت،
کمی گوش بدهید.
شاید همین تغییرهای کوچک،
بزرگترین کمک به آینده فرزندانتان باشد.
نویسنده:آنیسا