Lia·۲ ساعت پیششورش افکاربا خودم فکر میکنم حالم خوب است؟حس آزادی و رهایی دارم که تاکنون آن را نچشیده ام شاید چشیده ام و آن را به یاد نمی آورماما در عین تجربه طعم سر…
Hamid·۵ روز پیشقابلمه نوازهامرد جوانی بود که در محله ای تنگ و گمنام و بدمسیر با مادر پیرش در آپارتمانی کوچک میزیست خودش را در فکرها و اوهام و کتابها غرق کرده بود انگار…
Hamid·۹ روز پیشبره گمشدهدرست یکسال قبل داشتم با موتور کار میکردم از این اپلیکیشنهای حمل غذا و مسافر ساعت یک شب بود یک درخواست از یک رستوران زیر زمین برایم آمد . از…
فاطمه·۹ روز پیشهرگز برنمیگردم.روزی با شادی از این خانه خواهم رفت. هرگز برنمیگردم. این را یقین دارم. هیچچیز نخواهم برد، کودکیام را همینجا دفن خواهم کرد و جوانیام را زن…
فاطمه·۹ روز پیشمن از خانه رفتم.ماندن یا نماندن؟ پیروزی و موفقیت در غربت یا شکست در وطن؟ چه کار کنم که هردو با هم بشوند؟ من میخواهم تو به رویاهایت برسی. اما میخواهم بمانی.…
راضیه بندگانی·۱۲ روز پیشخانهآیا تاکنون در خلوتِ خویش، به سودای نجاتِ زندگیات اندیشیدهای؟ اغلب آدمها در برهههای متفاوت زندگی، این غلیانِ درونی را ــ که گاه با شوق و…
Hamid·۱۳ روز پیشقمهسه تا دوست بودند جوان و گردن کلفت و عشق لاتی و دعوا و خودنمایی از نوجوانی کارهای سخت کرده بودند و در سرما و گرما جانشان بالا آمده بود ولی ا…
Zahra·۲۵ روز پیشکاش کسی مستاجر نباشدهر خانه یک قصه ای دارد که ما نمیدانیمیکی از مصائب زندگی مدرن اسباب کشی و جا به جایی از خانه ای به خانه دیگر است.اولش چیزی شبیه ماجراجویی م…