وقتی نتیجه مطالعات خود را که در حدود دویست صورت از چهره های مختلف رعایای پادشاه ایران بود به او نشان دادم و توجه و علاقهی او را به این صورتها مشاهده نمودم از فرصت استفاده کرده از او اجازه خواستم که صورت او را تهیه و سر آغاز این مجموعه قرار دهم، و وقتی اعلیحضرت ناصر الدین شاه بدین منظور مرا احضار کرد به هیچوجه مجلس صورت رسمی نداشت و شاه میخواست که من در این ملاقات از يك محيط خودمانی و بدون تشریفات برخوردار باشم. شاه با لطف و ظرافت خاصی خود را برای مواجهه با خواهش من آماده نمود و به من اجازه فرمود مانند او روی زمین بنشینم و این خود مرحمت استثنائی بود که ابراز داشت سپس شاه يك قلم آهنی و صفحه کاغذ برداشت و گفت خیال دارد در عین حال که من مشغول نقاشی چهره او میباشم او هم از من طرحی ترسیم نماید . خوانندگان میتوانند برای خود مجسم سازند که سه نفر از عمال عالی رتبه دربار که به حال احترام و سکوت کامل شاهد این محفل بودند با چه چشم شگفت باری پادشاه خود را مینگریستند که به يك نفر فرنگی اجازه داده است صورت او را نقاشی نماید و در عین حال خود او مشغول کشیدن چهرۀ این نقاش میباشد این طرح به سرعت کشیده شد و لازم به گفتن نیست که تا چه حد موجب تشویق و تمجید حضار واقع گردید مخصوصاً که شاه کلمه « دوهوسه » را به فرانسه نوشته بود شخصیتهای بزرگی که حضور داشتند طرح را مهر کردند و بدین وسیله لطف مخصوصی که شامل حال من شده بود تصدیق نمودند و من نیز از این مهربانی آنان محترمانه سپاسگزاری کردم.
این بخشی از خاطرات امیل دوهوسه در کتابش با عنوان سفری به ایران بود. در مقدمه این کتاب میخوانیم که لوئی امیل دوهوسه در روز ۱۸ آوریل ۱۸۲۳ در زمان سلطنت لوئی هیجدهم در پاریس چشم به دنیا گشود و در ۱۹ سالگی وارد یکی از مدارس نظام گردید و در بيست و يك سالگی با درجه افسری وارد خدمت ارتش فرانسه شد. اطلاعات مختصری که از زندگی شخصی و اداری او در دست است معلوم میدارد که سربازی استثنائی بوده و مانند يك سرباز زندگی صحرائی را دوست میداشته و خشونت های اردو را با روح انضباط تحمل می کرده و از جنگ و شکار احساس لذت و نشاط می نموده است در علم اسب شناسی متخصص بوده و تا آخر عمر نسبت به این حیوان دوستی عمیقی داشته است.

در ایام جوانی که دو هوسه به سمت ستوانی در لشکرکشی ناپلئون سوم به ایتالیا شرکت داشت به او مأموریت داده شد که در ترسیم جزئیات تابلوی یاد بود محاصره رم با اوراس ورنه كمك نمايد و بدین سان استعداد هنری او آشکار گردید و هنگامی که بنا به درخواست ناصر الدین شاه يك هیئت نظامی از افسران فرانسه تشکیل یافت که توپخانه ارتش ایران را به سبك فرانسه نوسازی نماید دو هوسه هم که در آن زمان درجه سروانی داشت به عضویت این هیئت انتخاب گردید .
اضافه برسمت مشاور نظامی دوهوسه مأموریت داشت که راجع به اسب و شتر ایران هم بررسیهائی نموده یادداشتهائی بردارد و همچنین طرح نوینی برای لباس متحدالشکل ارتش ایران تهیه نماید.
ولی دو هوسه دیدگاه وسیع تری داشت و خود را بخوبی آماده ساخته بود . از مدتی پیش اشتیاق دانش پژوهانه ای در رشته های علوم انسان شناسی (آنتروپلوژی) و قوم نگاری (اتنوگرافی) در او به وجود آمد که موجب گردید با مجامع علمی و آکادمی ها تماس گيرد و يك خط مشی بررسی و تحقیق اساسی پیشنهاد نماید و دانشمندان او را در ادامهدادن مطالعات رشته مردم شناسی که در آن زمان علم جدیدی شناخته میشد تشویق مینمودند و یکی از مدیران کارخانه های چینی سازی عضویت یکی از مجامع علمی راهم داشت از او خواهش كرد سبك سراميك سازی ایران را تشریح نماید
همچنین با مشهورترین مجله مصور پاریس در آن زمان « ایلوستراسیون ژورنال اونی ورسل » روزنامه مصور جهانی تماس گرفت و قرار شد که خبرنگار خارجی او باشد و بدین سان دو هوسه وقتی رسماً به سمت يك افسر و معلم فنون نظامی عضو هیئت فرانسوی تحت ریاست ویکتور فرانسیس برونیار سرهنگ توپخانه به ایران آمد در واقع عنوان نقاش مردم شناس و نژادشناس و روزنامه نویس را هم داشت.
بدین ترتیب او در روز ۲۹ سپتامبر ۱۸۵۸ برابر با ۲۰ صفر ۱۲۷۵ قمری و هفتم مهر 1237 شمسی از مرز شمال غرب وارد ایران شد.


دو هوسه همواره دفترچه ای با خود داشت و برای آنکه یکنواختی سفر آسان بگذرد مداد او لحظه ای بیکار نمیماند و گاه با شوق و گاه به اجبار نقاشی میکرد و هنوز به تهران نرسیده که تعداد طرحهای ترسیم شدۀ او به ۶۰۰ رسید. اوقاتی که به سواری و نقاشی نمی پرداخت مشاهدات خود را یادداشت می.کرد شاید کوه ها در پائیز تنها سنگهای لخت برافراشته به نظر می آمدند و جلگه ها در سفر جز خستگی چیزی نمیآوردند ولی مردمی که میدید همه به نظر او سحر انگیز بودند بالاخره در روز ۱۵ نوامبر ۱۸۵۸ هیئت فرانسوی به تهران رسید و دو هوسه با شگفتی مسرت آمیزی متوجه شد که عده زیادی از مردم شهر فرانسه حرف میزنند و در مجامع آنان از افسران فرانسوی به گرمی پذیرائی میشود .
او که تا آن وقت با آذربایجان و مازندران آشنائی یافته بود بعد از بازدید از پایتخت به اصفهان و شیراز سفر کرد و از ایلهای بختیاری و لر دیدن نمود سپس به خوزستان رفت و از آنجا عازم کرمان شد و بعد از آشنائی با بلوچها رهسپار خراسان گردید تا با ترکمنها آشنائی پیدا کند . هرجا میرفت از مشخصات طبیعی یادداشت بر میداشت و جمجمه ها و نیمرخ ها را اندازه میگرفت و چهره افراد و نوع پوشش آنها را ترسیم مینمود که از میان آنها دویست شکل را به عنوان نمونه مشخص و کامل انتخاب نمود. در پایان مسافرت دفترچه های او مملو بودند از صورتهای اشخاص و نقاشیهای اماکن ایران و یادداشتهایی از عادات و آداب وفرهنگ و زندگی مردم .
حال این یادداشتها کجاست؟ متأسفانه از صدها نقاشی و طرح که دو هوسه از ایران کشیده فقط تعداد کمی بدست آمده است. بخش عمده ای از این تصاویر را منوچهر فرمانفرماییان به صورت اتفاقی در یک کتاب فروشی قدیمی در پاریس و میان برگه های خاک گرفته پیدا کرد و بعد به کوشش وی و پرویز ناتل خانلری کتابی از او شامل بخشی از نقاشیهای که در ایران کشیدهاست، با عنوان «سفری به ایران: مجموعهای از نقاشیهای لویی امیل دو هوسه از مناظر و مردم ایران ۱۲۳۸–۱۲۳۵» ، توسط انتشارات بنیاد فرهنگ ایران در سال ۱۳۴۸ منتشر شد.

دوهوسه با ترسیم چهره و پوشش ایرانیان بدون توجه به طبقه اجتماعی و قومیت و منطقه زندگی آنها با دقت خاص یک پژوهشگر مجموعهای کم نظیر و آرشیو مهم برای مطالعات امروز ما فراهم آورده است . در همان زمان هم مطالعات وی به قدری مورد توجه قرار گرفت که طرح لباس متحد الشکل قشون ایران به وی سپرده شد.




او علاوه بر چهره و لباس ایرانیان و موضوع اسب ها و شترها که به صورت تخصصی به آن می پرداخت تصاویر و مناظر تعدادی از اماکن و دورنمای بعضی از شهرهای ایران را نیز با دقت خاصی ترسیم کرده است
از این میان می توان به منظره دروازه های شهر تهران پیش از تخریب حصار طهماسبی و ساخت حصار ناصری اشاره کرد :


و نیز مناظری از راه ها و شهرهای ایران به عنوان مثال از تبریز تا اصفهان :














در تهیه این نوشتار از مقدمه کتاب سفری به ایران به قلم منوچهر فرمانفرماییان و منابع اینترنتی همچون دانشنامه آزاد ویکی پدیا استفاده شده است.
اگر به سفرنامه های تاریخی و تصویری علاقمند هستید پیشنهاد میکنم این نوشته ها را نیز مطالعه بفرمایید:
- نظرانداز