ویرگول
ورودثبت نام
آرام توانا
آرام تواناعلاقمند به نویسندگی
آرام توانا
آرام توانا
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ ساعت پیش

ایزو

امروز ممیزی داشتیم بعد از یک سال دوندگی امروز از تهران آمدن برای ارزیابی خیلی استرس داشتم چون تازه کارشناس تدارکات و بازرگانی شدم .اخرین نفر نوبت من شد همکارام یکی یکی میرفتن داخل اتاق و ارزیابی میشدن همه دلهره داشتیم چون اگه رد میشدیم کلی هزینه برای دوره به دوش شرکت می افتاد .از ۳ماه پیش که بعد از زایمانم برگشتم شرکت کارهام دوبرابر شده صورتحساب میزنم برای شرکت ها ،درخواست خریدهامون بررسی می‌کنم حتی به همکارم که به جای من مسئول دفتر شد کمک می‌کنم خلاصه وقت نمی‌شود مدارک ایزو رو اونطور که بقیه پیش بردن من پیش ببرم .منو که صدا زدن برم برای ممیزی نفسم تنگ شد هرچه عمیق تر نفس میکشیدم انگار چیزی تو راه نفسم گیر کرده باشه نمیتونستم نفس بکشم ممیز گفت فرمهات رو ببینم دستام میلرزید هرچی به خودم گفتم نگران نباش تو میتونی بازم نتونستم و نمی‌دونم چرا گریم گرفت حالم خیلی بد شد و ممیز اینو فهمید بهم گفت نگران نباش کارهات رو درست انجام دادی و بالاخره شرکت ایرو رو گرفت حالا خوشحالم اما همکارام میگن فیلم درمیاوردی یا واقعا حالت خوب نبود راستش خودمم نمی‌دونم فیلم بود یا واقعی

ایزوفیلمشرکتگریه
۴
۰
آرام توانا
آرام توانا
علاقمند به نویسندگی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید