آرام توانا·۱۲ ساعت پیشویرگولهمه امیدم شده اینکه وقتی صفحه ویرگولم رو باز میکنم اون بالا روی زنگوله عدد نوشته باشه ذوق میکنم امیدوار میشم که یکی منو دیده نوشتمو خونده و…
آرام توانا·۲ روز پیشگریهتازگی ها خیلی زود گریم میگیره مثلا همین الان که از همکارم برای کارهای ایزو پرسیدم برگشت و بهم پوز خند زد و یکجوری نگاهم کرد که انگار خنگم…
آرام توانا·۳ روز پیشمسخ شدگینمیدونم چرا این کلمه یهو به ذهنم رسید شاید در اعماق وجودم یک فکر بوده تا صفحه ویرگول رو باز کردم تا بنویسم این کلمه به ذهنم آمد . در دنیایی…
آرام توانا·۷ روز پیشمهاجرتچند وقته به این فکر میکنم که چجوری میتونم با خانوادم مهاجرت کنم راه های زیادی به ذهنم رسید مثلا اینکه خوب بخونم و دکترا قبول بشم و بتونم ب…
آرام توانا·۸ روز پیشنمیدانمنمیدانم چه بنویسم از چه بنویسم ولی همین نوشتن مرحمم شده پس مینویسم کاش درست و غلط برایم روشن شود کاش بدانم این خودخواهی نبوده که فرزندانی…
آرام توانا·۸ روز پیشنا امیدیبه هیچ چیز امید ندارم .توی اوج ناراحتی و دلخوری به بچم که داشت جلوم بازی میکرد نگاه کردم با خودم گفتم خوب خوبه از پوست و گوشت و خون من تو…
آرام توانادریاز·۹ روز پیشادامه شکنجه روحینمیدونم چرا ویرگول این اجازه رو نمیده که متن طولانی بنویسیدر ادامه میخوام بنویسم که واقعا شکنجه روحی دارم میشم هیچ کس هم متوجهم نیست دوران…
آرام توانا·۹ روز پیششکنجه روحیانقدر افکارم زیاد شده که حس میکنم چیزی داره از سرم میزنه بیرون . میخوام فکر نکنم اما نمیشه دلم میخواد تمام افکارم رو روی برگه خالی کنم تا…
آرام توانا·۱۰ روز پیشاین روزهااین روزها رو فقط با تذکر به خودم که میگم قوی باش ،تحمل کن ،تو میتونی میگذرونم. وقتی همکار کوچکتر از خودم سرم داد میزنه کسی که به خاطر اینکه…
آرام توانا·۱۱ روز پیشو هیچ از من نماندهدر سردترین و بی روح ترین روزهای فصل زمستان هستم از صب فقط بچه داری کردم الان که ساعت ۱۱شبه و به شدت دلدرد شدم یهو به خودم اومدم دیدم من از…