ویرگول
ورودثبت نام
Aram
AramDeveloper
Aram
Aram
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

اتاقی که درش هیچ دیواری نیست، اما…


سال‌هاست که ما در دنیایی به نام «خیال» زندگی می‌کنیم؛ دنیایی شبیه یک اتاقِ جادویی که هیچ دیواری ندارد. هر جا که بخواهیم می‌توانیم برویم، هرکسی را که دلمان بخواهد می‌توانیم ببینیم، حتی اگر دیگر در دنیایِ واقعی جایی نداشته باشد. زمان و مکان در این اتاق، مثل گلِ رس، در دستانِ ما شکل می‌گیرند.

خیال، حالا مثل نفسی است که خودم هم نمی‌فهمم کی از سینه‌ام بالا می‌آید. یکهو، وسط حرف‌ها و خنده‌ها، چیزی درونم می‌چرخد و مرا می‌برد به جایِ آشنایی که هنوز ترکش نکرده‌ام

سال‌ها این اتاقِ بی‌دیوار را ستوده‌ام و از لذت‌هایش گفته‌ام؛ اینکه چطور می‌تواند از بارِ سختی‌های بیرون کم کند، چطور می‌توان در آن نفس تازه کرد و لحظه‌هایی ساخت که فقط «مالِ خودمان» است. خیال، پناهگاهِ روح است، مخصوصاً وقتی دنیا کمی بی‌رحم‌تر می‌شود.

اما… همیشه یک «اما» هست، نه؟

وقتی با بال‌های خیال تا اوجِ آزادی پرواز می‌کنیم، برگشتن به زمین واقعی سخت می‌شود. انگار بعد از یک سفرِ رویایی، ناگهان باید دوباره وارد زندگیِ عادی شویم. واقعیت گاهی آنقدر سرد و خاموش جلوه می‌کند که دلت می‌خواهد همان‌جا بمانی؛ در همان اتاقی که همه‌چیز در آن ممکن است.

این سختیِ برگشتن، خودش یک نشانه است؛ نشانه اینکه سفرِ خیال، برای ما واقعی بوده. نشانه اینکه هنوز تواناییِ تجربه‌کردنِ لذت‌های عمیق را داریم.

اما نگران نباشید. نورِ خیال هرگز خاموش نمی‌شود. همیشه یک جرقه‌ی کوچک از آن در دلِ ما می‌ماند؛ جرقه‌ای که یادآور آزادیِ مطلق است و آرام می‌گوید می‌توانیم زیبایی را— در همین دنیای محدودِ واقعیت—دوباره بسازیم. همین امید است که به ما قدرت می‌دهد تا با تکیه بر تجربه‌ی خیال، دنیای واقعی را هم کمی روشن‌تر و قابلِ تحمل‌تر کنیم.

زندگی عادیرویا
۶
۲
Aram
Aram
Developer
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید