آن اختراعی که هنوز آزمایش نشده بود به چه فکر میکرد؟ وقتی در آزمایشگاه تست های تئوری را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاشت و منتظر لحظه نهایی بود که بالاخره در عمل هم خودش را نشان بدهد. شاید حتی بیشتر از مخترعینش هیجان داشت. اگر آزمایش عملی شکست میخورد آنها نمونه بعدی را آزمایش میکردند تا بالاخره یکی درست کار کند. اما برای خودش این تنها امتحان بود. یا از پس کار برمیآمد و ثبت میشد و یا شکست میخورد و تمام. اگر شکست میخورد توی آرشیو با یک شماره و یک تاریخ و یک توضیحات ناقص ثبت میشد که بعدا بدانند با این مشخصات یک چیزی اشتباه شده است. ولی هیجانش بیشتر از ترسش بود. آماده بود تست را شروع کند. شکست خوردن و تبدیل شدن به یک شماره توی آرشیو را بیشتر از قبولی تکراری در تست های تئوری دوست داشت. حالا میدانم آن اختراع به چه چیزی فکر میکرد. به هیچی چون فقط یک دستگاه مکانیکی است و دستگاههای مکانیکی به چیزی فکر نمیکنند و اینجا دنیای فیلم داستان اسباب بازی ها نیست. آن مخترعین هم شماره های آرشیوشان انقدر بالا میرود تا بالاخره یکی از نمونه ها نمره قبولی بگیرد.