آرمین·۱۰ روز پیشخطر عبور حیوانات وحشیبارون شروع شده و قراره سیل بیاد و نوح کشتی ای رو ساخته که سرنشینانش آدم های متفاوتی هستند. یک عصبی، یک امیدوار، یک مضطرب، یک نفر که دروغ گف…
آرمین·۱۴ روز پیشگاتهام را سراسر مه گرفته ست.گاتهام شهری که با پس زمینه تیره و سیاه به یاد میآد. پر از شرورهایی که از سیاهی زنده اند و سیاهی با اونها زنده ست. و پر از آدمهایی که در کو…
آرمین·۱۷ روز پیشبه سوی بینهایت و فراتر از آن آن اختراعی که هنوز آزمایش نشده بود به چه فکر میکرد؟ وقتی در آزمایشگاه تست های تئوری را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاشت و منتظر لحظه نهایی…
آرمین·۱۸ روز پیشصدای آژیر از کجاست؟عصرها در تهران صدای آمبولانس میآید. نه اینکه بگویم پر است از آمبولانس ولی اگر ساعت ۵ عصر تا ۱۱ شب توی هر خیابانی از تهران باشی بالاخره یک…
آرمین·۲ سال پیشکمی کمتر تیرهو نگاه میکرد. به پیاده رو که خیس بود و ابرها که کمی کمتر تیره بودند پس از بارش باران عصرگاهی شان. هوا تاریک شده بود و آنان که زمانی دوستشا…
آرمین·۲ سال پیشنیستیدر تاریکی و سکوت پس از مرگ، آیا صدای جهان به گوش تو خواهد رسید؟ آیا خواهی شنید که پرندگان پس از تو به آوازشان ادامه میدهند؟ آیا خواهی دانس…
آرمین·۲ سال پیشناگونیاشادی های انسان بیشتر آگاهانه و کمتر ناگهانی و ناراحتی هاش بیشتر ناگهانی و کمتر آگاهانه ست. آدمها تلاش میکنن اتفاق خوبی براشون بیفته تا ازش…