ویرگول
ورودثبت نام
آرمین
آرمین
آرمین
آرمین
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

گاتهام را سراسر مه گرفته ست.

گاتهام شهری که با پس زمینه تیره و سیاه به یاد می‌آد. پر از شرورهایی که از سیاهی زنده اند و سیاهی با اونها زنده ست. و پر از آدمهایی که در کوشش اند تا نور کم سوی خوبی ها زنده بمونه. و قهرمان هایی که وقتی شر به نقطه بحرانی می‌رسه پیدا می‌شن و شهر رو از غرق شدن نجات می‌دن، البته که با کمک پرده سینما و تدوین و دیالوگ های حماسی و بخت و اقبال. و گاتهام تا اکران بعدی از یاد می‌ره تا وقتی که دوباره شر برش حاکم بشه و از دل پلیدی ها دوباره نیروی تاریکی ها خودش رو بازیابی کنه و با لباسی جدید آسمانها و زمین رو تیره و بایر و خالی از امید کنه.

 گاتهام بیشتر از اینکه یک شهر در دنیای کامیک بوک ها باشه، یک خوانش صادقانه از تاریخ بوده. تاریخی که سرتاسرش سیاهی بوده و هر جا که خوبی ها پیروز شدند توی تقویم یک علامت گنده با ماژیک کشیدند، مثل یک اکران پر زرق و برق سینمایی. و بعد از اتمام اکران باقی روزهای تقویم غرق در سیاهی به نقد و بررسی اون اکران سپری میشه.

یکی دو هفته پیش هم مثل اینکه بتمن رو دیده بودن که هدفون تو گوشش بوده داشته تو پیاده رو های گاتهام راه می‌رفته داریوش گوش می‌داده و زمزمه می‌کرده: "به بغض در نفس پیچیده سوگند، به گل های در خون غلتیده سوگند، به مادر سوگوار جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند."

نقد بررسی
۵
۰
آرمین
آرمین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید