ویرگول
ورودثبت نام
آموزه بزرگان
آموزه بزرگانکانال تلگرامی آموزه بزرگان: t.me/ash_arbozorgan
آموزه بزرگان
آموزه بزرگان
خواندن ۳ دقیقه·۲۱ روز پیش

خلاصه برنامه ۱ گنج حضور

مولانا
مولانا

خلاصه برنامه شماره ۱ گنج حضور

هست هوشیاری ز یاد ما مضی/ ماضی مستَقبلَت پرده خدا

آتش اندر زن به هر دو تا به کی/ پر گره باشی ازین هر دو چو نی

در این لحظه شما ناظر افکارتان باشید تا ببینید به چه می اندیشید. این نظارت بر فکر باعث می‌شود خودتان را از فکر منفصل و جدا نمایید. وقتی از فکر منفصل می‌گردید، دیگر فکر نمی‌تواند شما را به خود بکشد و جذب کند. وقتی اتفاقی می‌افتد، می‌بینید که اتفاق چطور ما را می‌بلعد. بعضی مواقع بلافاصله واکنش رخ می‌دهد مثلا خشم و ترس ایجاد می‌گردد زیرا ما در لحظه با فکرمان عجین، هم هویت و هم جنس می‌شویم. حال میخواهیم ناظر فکرمان باشیم تا فکر نتواند ما را به خودش بکشد و با خود هم هویت کند.

فطرت، عشق، خلاقیت و زندگی

این معانی را یا این لحظه تجربه می‌کنیم یا هیچ زمانی نمی‌کنیم. این معانی در گذشته و آینده تجربه نمی‌شوند بلکه فقط با زنده بودن حس ارتعاش زندگی، آرامش، شادی و وحدت در تمام وجودمان امکانپذیر می‌گردد. اگر بتوانید افکارتان را تماشا کنید، خواهید دید خالق آنها هستید. اکنون شما فکر ایجاد می‌نمایید و از فکرتان، خود می‌سازید. متأسفانه بجای اینکه خودتان را بشکنید، به آن میچسبید؛ آنها را با خودمان در حافظه داریم که ما را آزار می‌دهند. با تماشای افکارمان خواهیم دید که هر لحظه فکری تولید می‌کنیم و اگر خودمان را از آنان منفصل نماییم این افکار خود به خود از بین می روند و نمی توانند ما را به خودشان بکشند و با خود ببرند. در این صورت خالق فکرمان باقی خواهیم ماند.

اقبال لاهوری:

فطرت آشفت که از خاک جهان مجبور

خودگری خودشکنی خودنگری پیدا شد

خودگر هم خود درست میکند یعنی می سازد و به آن نگاه میکند و دوباره میشکند. چه زمانی می‌شکند؟ همان لحظه ای که می سازد. آن چیزی که به وجود می‌آید، همان لحظه از بین می‌رود و چیزی برای آینده نمی‌ماند. این بیانگر آن است که اگر ما این تمرین را از اول می‌دانستیم، هر اتفاقی می‌افتاد، آن را تمام می‌کردیم و هیچ غصه،خشم و کینه‌ای نداشتیم.

از طریق تمرین نظارت بر افکارمان، عاملی در ما خود به خود ایجاد می‌گردد که می‌تواند فکرمان را تماشا کند. آن عامل، دیگر از نوع فکر و فرم نیست( حس های بدن یا افکار و احساسات ). وقتی آن را بيابید یک دفعه می‌بینید که آرامشی در وجودتان دمیده می‌شود و زندگی در شما شروع به حرکت می‌کند. ما با مقاومت در لحظه، جلوی زندگی را گرفته ایم. باید این لحظه را همان طور که هست، بپذیریم. همیشه منتظر زندگی در آینده هستیم. منتظریم تا یک نفر به زندگی ما معنا بخشد یا اتفاقی در آینده رخ دهد و زندگی از آن زمان شروع شود. درست است که به انتظار عادت کرده ایم ولی اکنون می‌خواهیم به این معنا پی ببریم که زندگی فقط در این لحظه است.

انتظار، ما را به جایی نمی‌رساند. کسی نمی‌آید تا به زندگی ما معنا بدهد. فقط خودمان هستیم که می‌توانیم به زندگی خویش معنا دهیم. هر فردی مسئول زندگی خود و مسئول پاک نگه داشتن درون خویش از آلودگی های فکری و هیجانی است.

اقبال لاهوریمولانا
۶
۰
آموزه بزرگان
آموزه بزرگان
کانال تلگرامی آموزه بزرگان: t.me/ash_arbozorgan
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید