
مرا با زدن بوسه ای بر موهایم از دلتنگی رها کن،
با کشیدن نوازشی بر پشت دستانم،
یا با نگاهی در چشمانم.
و اگر قرار را بر خیال ترجیح دادی،
زیر همان درخت مرا ملاقات کن.
همان درخت پر شاخه و برگی که یادآور روز های پربار ما است.
و اگر من آنجا نبودم،
اگر مرا ملاقات نکردی،
در شکاف همان درخت بوسه ای به جای بگذار،
قول می دهم که آن را بردارم و در سینه ام...در قلبم نگاه دارم،
و از آن به مانند شیشه ی شکننده ای مراقبت کنم.
و در نهایت بدان که من همیشه با تو هستم،
حتی اگر نباشم.
همیشه در گوشه ای از چشمانت برای دیدار جا خوش کرده ام،
تنفسی هستم که در ریه هایت می کشی،
همان نسیمی هستم که لابه لای موهایت روانه می شود،
و همان پروانه ای هستم که بر روی انگشتانت فرود می آید؛
تا تو را همیشه ملاقات کنم.