
مشخصات نیروهای مسلح مصر در جنگ سینا (۱۹۵۶) یا "هجوم سهگانه"
نیروهای مسلح مصر در سال ۱۹۵۶، در حال گذار و مدرنیزاسیون تحت رهبری جمال عبدالناصر بودند، اما در مواجهه با یک حمله هماهنگ از سه قدرت نظامی (اسرائیل، بریتانیا، فرانسه)، با چالشهای عمدهای در رهبری، تدارکات و عملیات مشترک روبرو شدند. با این وجود، مقاومت آنان در برخی جبههها قابل توجه بود.
الف: نیروی زمینی مصر
ساختار و سازمان:
· ارتش مصر پس از انقلاب ۱۹۵۲ در حال بازسازی بود اما هنوز از مشکلات بوروکراسی، آموزش ناکافی و فرماندهی ضعیف رنج میبرد.
· نیروهای مستقر در سینا عمدتاً شامل تیپهای پیادهنظام با پشتیبانی محدود زرهی و توپخانه بودند. ساختار منسجم لشکرهای مدرن را نداشتند.
· فرمانده کل: ژنرال عبدالحکیم عامر (که شایستگی تاکتیکی چندانی نداشت).
تعداد نیرو در شبهجزیره سینا:
· حدود ۳۰،۰۰۰ تا ۴۵،۰۰۰ سرباز در کل سینا پراکنده بودند. تمرکز اصلی دفاعی در نزدیکی کانال سوئز بود، نه مرزهای شرقی دورافتاده.
تجهیزات کلیدی (دستگاه متنوع از منابع شرقی و غربی):
· تانکها (تنوع اما با کیفیت پایینتر):
· T-34-85 (شوروی): تانک متوسط جنگ جهانی دوم،但仍 مؤثر. تعدادی از این تانکها در اختیار داشتند.
· شِرمان (آمریکایی/بریتانیایی): مدلهای قدیمی.
· آرچر (بریتانیایی): شکارچی تانک مبتنی بر شِرمان.
· خودروهای زرهی سبک BTR-152 و فررو.
· توپخانه: ترکیبی از توپهای ۲۵ پوندی بریتانیایی و توپهای صحرایی ۱۰۰mm شوروی.
· سلاح ضدتانک: تفنگهای ضدتانک ۵۷mm و ۸۵mm شوروی.
عملکرد و مأموریتها:
· استراتژی دفاعی ایستا: نیروها در مواضع دفاعی ثابت (مانند ابو عجیله، الکونتلا، رأس النصран) استقرار یافته بودند. این استراتژی در برابر مانورهای سریع و دورزننده اسرائیلیها آسیبپذیر بود.
· مقاومت قهرمانانه در برخی نقاط: در گذرگاه متلا، گردان چتربازان مصری به رهبری سرهنگ سعد الدین مطر مقاومت شدیدی در برابر تیپ چتربازان اسرائیل نشان داد و تلفات سنگینی به آنان وارد کرد.
· شکست در هماهنگی و فرماندهی: واکنشها کند بود. واحدها ایزوله شدند و عقبنشینی به یک هرجومنج تبدیل گشت. فرماندهی عالی (عامر) دستور عقبنشینی عمومی و بیسازمان صادر کرد که منجر به تسخیر یا انهدام مقدار عظیمی از تجهیزات شد.
· تلفات سنگین و فروپاشی: تلفات مصر بالا بود و هزاران سرباز به اسارت درآمدند. ارتش مصر در سینا به طور مؤثر منهدم شد.
ب: نیروی هوایی مصر (القوه الجویه المصریه)
ساختار و تجهیزات (در آستانه مدرنیزاسیون شوروی):
· مصر در حال دریافت اولین محمولههای مدرن هواپیماهای جت از چکسلواکی (با پشتیبانی شوروی) بود، اما این فرایند هنوز کامل نشده بود.
ناوگان هوایی اصلی (ترکیبی نامتوازن):
· جتهای جدید (تعداد محدود و خلبانان کمتجربه):
· میگ-۱۵ (شوروی): جنگنده جت که برتری نسبی در برابر هواپیماهای پیستونی قدیمی داشت، اما در برابر میسترهای اسرائیلی و جنگندههای جت بریتانیایی آسیبپذیر بود.
· ایل-۲۸ (شوروی): بمبافکن جت سبک. مصر تنها چند فروند دریافت کرده بود.
· هواپیماهای پیستونی قدیمی (بخش عمده ناوگان):
· اسپیتفایر (بریتانیایی): جنگنده قدیمی.
· ویکرش وینسنت (بریتانیایی): بمبافکن/هواپیمای چندمنظوره.
· داکووتا C-47 (آمریکایی): ترابری/بمبافکن.
عملکرد (یک فاجعه استراتژیک):
· نابودی روی زمین (عملیات آتشبار): در ۳۱ اکتبر، نیروهای هوایی بریتانیا و فرانسه عملیات مشترکی را برای نابودی نیروی هوایی مصر آغاز کردند. بمبافکنهای کانبرا و والنتا و جنگندههای هانتر و میستر، پایگاههای هوایی اصلی مصر (غرب کانال سوئز) را ویران کردند. بیشتر هواپیماهای مصری، از جمله جدیدترین میگها و ایل۲۸ها، روی زمین نابود شدند بدون اینکه حتی فرصت پرواز پیدا کنند.
· پروازهای محدود: تعداد بسیار کمی عملیات انجام شدند. برخی اسپیتفایرها با هواپیماهای اسرائیلی درگیر شدند.
· نتیجه: نیروی هوایی مصر در عرض ۴۸ ساعت عملاً از بین رفت. این امر برتری هوایی مطلق را به متحدین داد و هرگونه شانس مصر برای پشتیبانی هوایی از نیروهای زمینی در سینا را سلب کرد.
ج: نیروی دریایی مصر (البحریه المصریه)
ساختار و تجهیزات (نیرویی کوچک با برخی شناورهای مدرن):
· نیروی دریایی مصر نسبت به ۱۹۴۸ پیشرفت کرده بود اما در برابر ناوگان مشترک بریتانیا و فرانسه هیچ شانسی نداشت.
ناوگان اصلی:
· ناوشکنها:
· ابراهیم الاوال (کلاس هانت بریتانیایی): همان ناوشکنی که در ۱۹۴۸ حضور داشت.
· الفاتح (و دیگر ناوشکنهای کلاس Z بریتانیایی).
· کشتیهای حفاظت ساحلی و قایقهای اژدرافکن: تعدادی قایق اژدرافکن سریع.
· زیردریایی: احتمالاً دارای چند زیردریایی کوچک بود.
عملکرد:
· عدم درگیری مستقیم با ناوگان دشمن: به دلیل برتری کامل دشمن، نیروی دریایی مصر عمدتاً منفعل بود و از درگیری اجتناب کرد.
· حادثه مهم: اسیر شدن ناوشکن "ابراهیم الاوال": این ناوشکن در ۳۰ اکتبر توسط ناوهای جنگی اسرائیلی و با پشتیبانی هوایی فرانسوی در نزدیکی حیفا به دام افتاد، مسلح شد و خدمه آن اسیر شدند. این یک ضربه نمادین بزرگ بود.
· مینگذاری و دفاع از بنادر: احتمالاً اقدامات دفاعی محدودی در بنادر صورت گرفت.
· نتیجه: نیروی دریایی مصر نیز مانند نیروی هوایی، نقش مؤثری ایفا نکرد و از صحنه حذف شد.
جمعبندی: دلایل شکست سنگین مصر
1. غافلگیری استراتژیک: مصر انتظار حمله همزمان سه کشور را نداشت و نیروهایش برای دفاع از مرز شرقی در برابر اسرائیل به تنهایی آماده بودند.
2. برتری فنی و عملیاتی قاطع دشمن: متحدین از نظر کیفیت تجهیزات، آموزش، فرماندهی و به ویژه برتری هوایی مطلق برتر بودند.
3. ضعف فرماندهی و ساختار ارتش مصر: ارتش هنوز از اصلاحات عمیق برخوردار نبود. فرماندهی عالی (عامر) ناکارآمد و تصمیماتش فاجعهبار بود.
4. استراتژی دفاعی ایستا و نامناسب: در برابر جنگ مکانیزه متحرک دشمن مقاومت نمیکرد.
5. نابودی نیروی هوایی در اولین ضربه: این امر هرگونه امکان مقابله را از بین برد.
6. عدم وجود متحد عملیاتی: دیگر کشورهای عرب (مانند اردن یا سوریه) وارد جنگ نشدند.
پیامدها و درسها برای مصر:
· این جنگ یک شکست نظامی مفتضحانه اما یک پیروزی سیاسی نسبی برای عبدالناصر بود، زیرا فشار بینالمللی (آمریکا و شوروی) مهاجمان را وادار به عقبنشینی کرد و او در جهان عرب به عنوان قهرمان مقاومت در برابر استعمار شناخته شد.
· این شکست، مصر را متقاعد کرد که برای مدرنیزاسیون واقعی ارتش، باید کاملاً به اردوگاه شوروی روی آورد. این منجر به ورود گسترده مشاوران و تجهیزات شوروی در دهه ۱۹۶۰ شد و مسیر را برای جنگ بعدی (۱۹۶۷) هموار کرد.
· بر اهمیت برتری هوایی و جنگ متحرک زرهی به عنوان درسهای اصلی تاکید شد.
در کل، ارتش مصر در ۱۹۵۶ نیرویی در حال گذار بود که در برابر یک حمله هماهنگ و برتر از نظر فنی از سه طرف، کاملاً مغلوب شد. شکست آن سریع و کامل بود، اما پیامدهای سیاسی آن به نفع رهبر مصر تمام شد.

مشخصات نیروهای مسلح اسرائیل (تساهال) در جنگ سینا (۱۹۵۶) یا "عملیات قادش"
جنگ سینا (اکتبر-نوامبر ۱۹۵۶) نقطه عطفی در تاریخ نظامی اسرائیل بود. ارتش اسرائیل (تساهال) در فاصله کمتر از یک دهه از جنگ استقلال، به سرعت متحول شده بود و در این جنگ به عنوان یک نیروی مکانیزه، تهاجمی و با برنامهریزی دقیق ظاهر شد که قادر به اجرای عملیاتهای پیچیده هماهنگ بود.
الف: نیروی زمینی اسرائیل
ساختار و سازمان:
· تاکتیکها و سازماندهی تحت تأثیر شدید دکترین نظامی شارل دوگل و افسران سابق ورماخت (آلمان نازی) مانند هاینتس ویلهلم گودریان قرار داشت، که بر سرعت، غافلگیری و مانورهای عمیق زرهی تأکید داشتند.
· ساختار اصلی حول لشکرهای زرهی و مکانیزه شکل گرفته بود، در حالی که در ۱۹۴۸ عمدتاً پیادهنظام بود.
· فرمانده کل: موشه دایان (رئیس ستاد کل).
تعداد نیرو و یگانهای اصلی:
· اسرائیل در مجموع حدود ۴۵۰۰۰ سرباز را برای این عملیات بسیج کرد.
· یگانهای عملیاتی اصلی:
· لشکر ۳۸ زرهی تحت فرماندهی آریل شارون: ترکیبی از تانک و پیادهنظام سوار بر نفربر.
· لشکر ۷۷ (یا تیپ ۷۷) تحت فرماندهی هایم بارلِو: یک یگان مکانیزه.
· لشکر ۹ پیادهنظام تحت فرماندهی آبراهام یوفه: که بعدها زرهی شد.
· تیپ ۲۰۲ چتربازان تحت فرماندهی رافائل ایتان (راؤل): که در عملیات هوابرد در گذرگاه المتلا شرکت کرد.
تجهیزات کلیدی (متنوع و عمدتاً دستدوم از منابع مختلف):
· تانکها:
· AMX-13 (فرانسوی): تانک سبک با توپ ۷۵mm با توانایی حرکت و شلیک سریع. نماد جنگ سینا و ستون فقرات نیروی زرهی.
· شِرمان M-50 (آمریکایی/اسرائیلی): نسخه ارتقاءیافته تانک شرمن آمریکایی با توپ قدرتمند فرانسوی ۷۵mm.
· شَرمان M-1 و M-4 (آمریکایی): مدلهای قدیمیتر.
· کرویسدر (بریتانیایی): تانک سرد جنگ.
· نفربرها و خودروهای زرهی:
· M3 نیمشِپ (آمریکایی): نفربر نیمهزرهی رایج.
· AMX-VCI (فرانسوی): نفربر زرهی همراه تانک AMX-13.
· توپخانه: هویتزرهای ۱۰۵mm و ۱۵۵mm (عمدتاً فرانسوی و آمریکایی).
· سلاح ضدتانک: تفنگهای بیضدینگ و راکتاندازهای سوپر-بازوکا.
ب: نیروی هوایی اسرائیل (هل هاویر)
ساختار و تجهیزات (تحول خیرهکننده نسبت به ۱۹۴۸):
· نیروی هوایی اسرائیل به لطف تحویل گسترده هواپیماهای پیشرفته فرانسوی، به یک نیروی برتر منطقهای تبدیل شده بود.
ناوگان هوایی اصلی:
· جنگندهبمبافکنها (هسته اصلی قدرت):
· دا소 اُوراگن (M.D.450 Ouragan): اولین جت جنگنده عملیاتی اسرائیل. حدود ۷۵ فروند.
· دا소 میستر (Dassault Mystère IV): جتی پیشرفتهتر و سریعتر. حدود ۶۰ فروند. این هواپیماها برتری هوایی کامل را برای اسرائیل تضمین کردند.
· بمبافکنهای تاکتیکی:
· داکووتا (C-47): همچنان برای بمباران سبک استفاده میشد.
· هواپیماهای ترابری:
· نورد نوراتلاس (Nord Noratlas): ترابری تاکتیکی سنگین فرانسوی که برای انتقال چتربازان به المتلا استفاده شد.
· هلیکوپترها (اولین استفاده گسترده):
· سیکورسکی S-55: برای ترابری و تخلیه مجروحان.
عملکرد: نیروی هوایی اسرائیل برتری هوایی مطلق را از اولین ساعت جنگ به دست آورد و بیشتر هواپیماهای مصر را روی زمین نابود کرد. سپس به پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی، بمباران اهداف و انهدام خطوط ارتباطی پرداخت.
ج: نیروی دریایی اسرائیل (هل هانیر)
ساختار و تجهیزات (هنوز در حال توسعه):
نیروی دریایی اسرائیل در مقایسه با نیروی زمینی و هوایی، کوچکترین و کماهمیتترین نقش را داشت، اما پیشرفتهایی کرده بود.
ناوگان اصلی:
· ناوشکنها (Destroyers):
· INS ایلان (کلاس Z): ناوشکن بریتانیایی سابق.
· INS یحیام (کلاس Z).
· کوروتها (Corvettes): مانند کلاس فلوور.
· شناورهای تهاجمی سریع: شروع به دریافت قایقهای اژدرافکن و توپدار کوچک کرده بود.
عملکرد:
· مأموریت اصلی حفاظت از خط ساحلی اسرائیل و اسکورت کشتیها بود.
· انجام بمباران ساحلی محدود علیه اهداف مصری در غزه و سینا.
· عملیات مشترک با نیروهای فرانسوی و بریتانیایی در دریا.
· نقش آن در پیروزی سریع زمینی، حاشیهای اما مفید بود.
استراتژی و اجرای عملیات قادش:
1. غافلگیری و سرعت: حمله در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶، همزمان با بحران سوئز، به طور کامل مصر را غافلگیر کرد.
2. عملیات هوابرد: فرود چتربازان در پاسگاه المتلا، مصر را به واکنش واداشت و توجه آنان را منحرف کرد.
3. پیشروی سریع زرهی: لشکرهای زرهی اسرائیل با سرعتی خیرهکننده از طریق مسیرهای صعبالعبور صحرایی پیشروی کردند و مواضع دفاعی مصری را دور زدند.
4. هماهنگی نزدیک هوایی-زمینی: نیروی هوایی راه را برای نیروهای زمینی باز کرد.
5. هدف: تصرف سریع شبهجزیره سینا، نابودی پایگاههای فدائیان و باز کردن تنگه تیران برای کشتیرانی اسرائیلی.
جمعبندی:
در جنگ ۱۹۵۶، ارتش اسرائیل نشان داد که:
· از یک نیروی شبهچریکی به یک ارتش مدرن و مکانیزه تبدیل شده است.
· قادر به برنامهریزی و اجرای عملیاتهای پیچیده ترکیبی (هوا، زمین، چترباز) است.
· برتری هوایی یکی از ارکان اصلی استراتژی آن است.
· از ابتکار عمل و جسارت فرماندهان میانی (مانند شارون) بهره میبرد.
اگرچه فشار بینالمللی (آمریکا و شوروی) اسرائیل را وادار به خروج از سینا کرد، اما این جنگ یک پیروزی نظامی قاطع و یک موفقیت استراتژیک بزرگ برای اسرائیل بود که امنیت مرزهای جنوبی را برای یک دهه تضمین کرد و اعتماد به نفس نظامی عظیمی به آن بخشید.
مشخصات نیروهای مسلح بریتانیا در بحران سوئز و جنگ سینا (۱۹۵۶)
نیروهای مسلح بریتانیا در عملیات موسکتیر (Operation Musketeer) - مداخله در کانال سوئز - به عنوان یک نیروی پروژهشده قدرتمند، مجهز به جنگ افزارهای مدرن اما درگیر در آخرین جنگ استعماری ظاهر شدند. عملکرد آنان علیرغم برتری فنی، با چالشهای سیاسی و لجستیکی پیچیدهای روبرو بود.
الف: نیروی زمینی بریتانیا
ساختار و سازمان:
· نیروی اعزامی متشکل از لشکر ۳ پیادهنظام و لشکر ۱۶ چترباز بود که تحت فرماندهی سپاه ۱ بریتانیا قرار داشتند.
· فرمانده کل عملیات: ژنرال سر چارلز کیتلی.
تعداد نیرو:
· بریتانیا حدود ۴۵،۰۰۰ سرباز را برای این عملیات بسیج کرد که عمدتاً از واحدهای حرفهای و ذخیره تشکیل میشد.
تجهیزات کلیدی (مدرن و متنوع):
· تانکها:
· سنچوریون Mk.5: تانک اصلی میدان نبرد بریتانیا، برتر از هر تانک مصری یا اسرائیلی در صحنه. مجهز به توپ ۲۰ پوندی (۸۴mm).
· کرویسدر: تانک سبکتر.
· نفربرها و خودروهای زرهی:
· ساراسن (FV603): نفربر زرهی چرخدار.
· FV432: نفربر زرهی پشتیبانی.
· سالادین (FV601): خودروی شناسایی زرهی.
· توپخانه: هویتزرهای ۱۰۵mm و ۱۵۵mm.
· پیادهنظام: مسلح به تفنگ FN FAL (اسلح ۷٫۶۲mm ناتو) و مسلسل سبک برن.
عملکرد و مأموریتها:
· ماموریت اصلی: اشغال سریع پورت سعید و پورت فواد در مدخل شمالی کانال سوئز، سپس پیشروی به سمت جنوب به طرف اسماعیلیه برای کنترل کانال.
· عملیات چتربازی و آبی-خاکی: لشکر ۱۶ چترباز در الجمیل و پورت سعید فرود آمد. عملیات آبی-خاکی بزرگ با همکاری نیروی دریایی انجام شد.
· پیشروی کند و محتاطانه: برخلاف پیشروی سریع و جسورانه اسرائیلیها در سینا، پیشروی بریتانیا بسیار محتاطانه و بر اساس دکترین کلاسیک "آتش و مانور" بود. مقاومت مصریها در پورت سعید شدیدتر از حد预期 بود.
· عدم هماهنگی کامل با فرانسویها: اگرچه با فرانسویها متحد بودند، اما فرماندهی کاملاً یکپارچه نبود.
ب: نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF)
ساختار و تجهیزات (برتری فنی آشکار):
· نیروی هوایی بریتانیا یکی از پیشرفتهترین نیروهای هوایی جهان بود و از پایگاههای در قبرس، مالت و حاملهای هواپیما عمل میکرد.
ناوگان هوایی اصلی:
· بمبافکنها:
· کانبرا (English Electric Canberra): بمبافکن جت سبک و سریع که ستون فقرات حملات به اهداف استراتژیک مصر (پایگاههای هوایی، رادار) را تشکیل میداد.
· والنتا (Vickers Valiant): بمبافکن جت استراتژیک (نیروی V). یکی از اولین استفادههای عملیاتی بمبافکنهای جت استراتژیک بریتانیا.
· جنگندهبمبافکنها:
· هوکر هانتر (Hawker Hunter): جنگنده اصلی روز. برای برتری هوایی و حمله به زمین.
· ونام (de Havilland Venom): جنگندهبمبافکن.
· هواپیماهای شناسایی و نظارت: گلدستریم، کامت.
· هلیکوپترها: بریستول سی کینگ و وستلند وسیکس برای ترابری و تخلیه مجروحان.
عملکرد:
· مرحله اول: کسب برتری هوایی. RAF به همراه نیروی هوایی فرانسه، در عملیات آتشبار (Operation Firepower) در ۳۱ اکتبر، تقریباً تمام نیروی هوایی مصر را روی زمین نابود کردند. این یک موفقیت کامل بود.
· مرحله دوم: پشتیبانی تاکتیکی. بمباران مواضع دفاعی مصری در پورت سعید و مناطق اطراف.
· نقش حاملهای هواپیما: هواپیماهای سی هاوک و اتلتیک از روی ناوهای هواپیمابر بریتانیا (مانند HMS Eagle و HMS Bulwark) عملیات انجام میدادند.
ج: نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا (Royal Navy)
ساختار و تجهیزات (نمایش قدرت سنتی دریایی):
· نیروی دریایی بریتانیا قدرت اصلی اعمال فشار و انجام عملیات آبی-خاکی بود.
ناوگان اصلی درگیر:
· ناوهای هواپیمابر (حیاتی برای عملیات):
· HMS Eagle و HMS Bulwark. این ناوها مرکز ثقل قدرت تهاجمی بودند.
· رزمناوها: مانند HMS Newfoundland.
· ناوشکنها: چندین ناوشکن برای اسکورت و بمباران ساحلی.
· کشتیهای فرود (کلید عملیات آبی-خاکی):
· کشتیهای فرود تانک (LST) و کشتیهای فرود پیاده (LSI). نیروی دریایی بریتانیا تخصص طولانیمدتی در این گونه عملیات داشت.
· زیردریاییها: برای نظارت و گشت.
عملکرد:
· اجرای عملیات آبی-خاکی در پورت سعید: این موفقیتآمیز بود اما کند.
· بمباران ساحلی: پشتیبانی از نیروهای زمینی با آتش توپخانه دریایی.
· حمل و نقل لجستیک و نیرو: انتقال دهها هزار سرباز و تجهیزات از اروپا و قبرس.
· تأمین برتری دریایی مطلق: دریا کاملاً تحت کنترل بریتانیا و فرانسه بود.
جمعبندی: نقاط قوت و ضعف بریتانیا در جنگ ۱۹۵۶
نقاط قوت:
1. برتری فنی قاطع: در هوا، دریا و زمین (تانکهای سنچوریون، بمبافکنهای جت).
2. توانایی لجستیکی و فرافکنی قدرت: توانایی بسیج و اعزام یک نیروی بزرگ ترکیبی به فاصله هزاران کیلومتر از خانه.
3. تجربه و حرفهایگری: سربازان و فرماندهان با تجربه جنگ جهانی دوم و درگیریهای استعماری.
نقاط ضعف و چالشها:
1. عدم آمادگی سیاسی و تردید: دولت بریتانیا (آنتونی ایدن) استراتژی روشنی نداشت. تردید در آغاز عملیات به مصر فرصت داد تا آمادهتر شود.
2. عدم هماهنگی عملیاتی کامل با متحدان (فرانسه و اسرائیل): هماهنگی پیچیده و گاه ناکارآمد بود.
3. فرسودگی روانی و اخلاقی: بسیاری از سربازان و مردم بریتانیا از جنگیدن برای "منافع استعماری" قدیمی بیزار بودند. روحیه همچون جنگ جهانی دوم نبود.
4. واکنش بینالمللی فاجعهبار: مخالفت شدید ایالات متحده (که از طریق فشار بر پوند استرلینگ اقتصاد بریتانیا را تهدید کرد) و اتحاد شوروی (تهدید به موشکهای اتمی). این امر عملاً بریتانیا و فرانسه را مجبور به پذیرش آتشبس و عقبنشینی تحقیرآمیز کرد.
5. عملیات زمینی کند و محافظهکارانه: در مقایسه با مانور سریع اسرائیلیها، عملیات بریتانیا سنگین و کند بود.
نتیجه نهایی برای بریتانیا:
اگرچه عملیات نظامی از نظر تاکتیکی موفق بود (کنترل کانال سوئز قابل دستیابی بود)، اما این جنگ یک شکست استراتژیک و سیاسی بزرگ برای بریتانیا محسوب شد. این رویداد:
· به وضوح نشان داد که بریتانیا دیگر یک ابرقدرت جهانی نیست و نمیتواند بدون حمایت آمریکا مستقل عمل کند.
· پایان قطعی نقش بریتانیا به عنوان قدرت مسلط خاورمیانه را رقم زد.
· باعث تحقیر بینالمللی و بحران سیاسی داخلی شد که به استعفای نخست وزیر آنتونی ایدن انجامید.
· آغاز فروپاشی نهایی امپراتوری بریتانیا را شتاب بخشید.
به طور خلاصه، نیروهای مسلح بریتانیا در ۱۹۵۶ قدرت نظامی خود را به نمایش گذاشتند، اما در بستری از زوال سیاسی و استعماری که باعث بیاثر شدن کامل این قدرت شد.

مشخصات نیروهای مسلح فرانسه در بحران سوئز و جنگ سینا (۱۹۵۶)
نیروهای مسلح فرانسه در عملیات موسکتیر (Operation Musketeer) نقشی حیاتی و همتراز با بریتانیا ایفا کردند. انگیزه اصلی فرانسه، تضعیف جمال عبدالناصر (به دلیل حمایتش از شورشیان الجزایری) و تضمین دسترسی آزاد به کانال سوئز بود. ارتش فرانسه در این جنگ، ترکیبی از نیروهای حرفهای، تجهیزات مدرن و همکاری نزدیک با اسرائیل را به نمایش گذاشت.
الف: نیروی زمینی فرانسه (Armée de Terre)
ساختار و سازمان:
· نیروی اعزامی تحت عنوان Force "A" عمدتاً متشکل از واحدهای لژیون خارجی فرانسه و چتربازان (پاراشوتیستها) بود که جزو نخبهترین نیروهای آن زمان محسوب میشدند.
· فرماندهی با ژنرال آندره بوفر بود.
تعداد نیرو:
· فرانسه حدود ۳۴،۰۰۰ سرباز را به منطقه اعزام کرد.
تجهیزات کلیدی (مدرن و عمدتاً ساخت داخلی):
· تانکها:
· AMX-13: تانک سبک بسیار سریع و چابک با توپ ۷۵mm با کلاهک متحرک. همردیف با تانکهای اسرائیلی و مناسب برای جنگ در صحرا.
· M47 پاتون: تعداد محدودی تانک متوسط آمریکایی نیز احتمالاً در اختیار داشتند.
· نفربرها و خودروهای زرهی:
· AMX-VCI: نفربر زرهی همراه تانک AMX-13.
· EBR (Engin Blindé de Reconnaissance): خودروی شناسایی زرهی چرخدار ۸×۸ بسیار پیشرفته.
· توپخانه: هویتزرهای ۱۰۵mm و ۱۵۵mm.
· پیادهنظام: مسلح به تفنگ MAS-49 نیمهخودکار و مسلسل سبک AA-52.
عملکرد و مأموریتها:
· ماموریت اصلی: اشغال پورت فواد (در کنار پورت سعید) و مناطق شرقی کانال، و همکاری نزدیک با نیروهای اسرائیلی.
· همکاری عملیاتی بیسابقه با اسرائیل: فرانسویها پیش از جنگ، حجم عظیمی از تسلیحات (از جمله تانک AMX-13 و هواپیمای میستر) به اسرائیل فروخته بودند. در طول جنگ، خلبانان و تکنسینهای فرانسوی مستقیماً در پایگاههای اسرائیلی حضور داشتند و حتی برخی گزارشها حاکی از پرواز خلبانان فرانسوی با هواپیماهای اسرائیلی است. واحدهای شناسایی فرانسوی نیز در خطوط مقدم با اسرائیلیها همکاری میکردند.
· عملیات چتربازی و آبی-خاکی: چتربازان فرانسوی در کنار بریتانیاییها فرود آمدند. عملیات آبی-خاکی آنان موفق بود.
· روحیه تهاجمی بالا: نیروهای فرانسوی، به ویژه لژیونرها، با انگیزه و جسارت بالا میجنگیدند.
ب: نیروی هوایی فرانسه (Armée de l'Air)
ساختار و تجهیزات (در اوج قدرت پسا جنگ جهانی):
· نیروی هوایی فرانسه به سرعت در حال بومیسازی و مدرنسازی ناوگان خود با جنگندههای جت داخلی بود.
ناوگان هوایی اصلی درگیر:
· جنگندهبمبافکنها (هسته اصلی):
· دا소 میستر (Dassault Mystère IV): جنگنده جت ساخت فرانسه که هم در نیروی هوایی فرانسه و هم اسرائیل (تحویلهای پیش از جنگ) خدمت میکرد. برای برتری هوایی و حمله به زمین.
· ووتور (Sud Aviation Vautour): جنگندهبمبافکن تمامآبهوایی.
· بمبافکنها:
· داکووتا (C-47): برای بمباران سبک.
· هواپیماهای شناسایی: داوسو Ouragan برای شناسایی.
· حمل و نقل: نورد نوراتلاس.
عملکرد:
· همکاری کامل با RAF در نابودی نیروی هوایی مصر: در عملیات آتشبار (۳۱ اکتبر)، جنگندههای فرانسوی به طور مشترک با بریتانیاییها بر فراز مصر پرواز کرده و پایگاههای هوایی مصر را ویران کردند.
· پشتیبانی مستقیم از نیروهای اسرائیلی: به دلیل هماهنگی نزدیک، نیروی هوایی فرانسه به طور مؤثرتری از اسرائیل پشتیبانی میکرد و حتی ادعاهایی مبنی بر محافظت از آسمان اسرائیل در برابر احتمالی حمله اردن یا عراق وجود دارد.
· عملکرد از پایگاههای اسرائیل و قبرس: برخی هواپیماهای فرانسوی مستقیماً از پایگاههای اسرائیلی عملیات انجام میدادند.
ج: نیروی دریایی فرانسه (Marine Nationale)
ساختار و تجهیزات (نیرویی قدرتمند با ناوهای مدرن):
· نیروی دریایی فرانسه یک ناوگان متنوع و مجهز را به منطقه اعزام کرد.
ناوگان اصلی درگیر:
· ناوهای هواپیمابر (قلب ناوگان):
· آرمان دو کولیان (Arromanches): ناو هواپیمابر سبک (در اصل بریتانیایی کلاس کولوسوس). هواپیماهای کورسیز و آکواون را حمل میکرد.
· لافایت (La Fayette): ناو هواپیمابر سبک دیگر.
· ناوهای cruiser: مانند ژرژ لیگس.
· ناوشکنها: ناوشکنهای مدرن کلاس T 47 (مانند سورکوف).
· کشتیهای فرود: برای عملیات آبی-خاکی.
عملکرد:
· انجام عملیات آبی-خاکی در کنار بریتانیا: نقش کلیدی در پیادهسازی نیرو در پورت فواد.
· بمباران ساحلی: پشتیبانی از نیروهای فرانسوی و اسرائیلی با آتش دریایی.
· تأمین برتری دریایی: همراه با بریتانیا، دریا را کاملاً کنترل میکردند.
· حمل و نقل لجستیک و نیرو.
جمعبندی: نقاط قوت و ضعف فرانسه در جنگ ۱۹۵۶
نقاط قوت:
1. همکاری استثنایی با اسرائیل: این نزدیکترین نقطه اتحاد عملیاتی بود. فرانسه نه تنها اسلحه فروخته بود، بلکه به عنوان یک متحد عملیاتی کامل عمل کرد.
2. کیفیت بالا و روحیه تهاجمی نیروهای ویژه: لژیون خارجی و چتربازان، نیروهای نخبه و باانگیزهای بودند.
3. تجهیزات مدرن و مناسب: هواپیماهای میستر و تانکهای AMX-13 در آن زمان بسیار مدرن بودند.
4. فرماندهی متمرکز و هدف سیاسی واضح: فرانسه مصمم به تنبیه عبدالناصر بود.
نقاط ضعف و چالشها:
1. درگیری همزمان در الجزایر: بخش عمدهای از بهترین نیروهای فرانسه در جنگ ضدشورش در الجزایر درگیر بودند. این موضوع توان عملیاتی فرانسه را محدود میکرد.
2. وابستگی به پایگاههای متحدین: برای عملیات گسترده هوایی نیازمند پایگاه در قبرس (بریتانیایی) و حتی اسرائیل بود.
3. همان شکست سیاسی مشترک با بریتانیا: با وجود موفقیت نظامی، فرانسه نیز در برابر فشار مشترک آمریکا و شوروی کوتاه آمد و مجبور به عقبنشینی تحقیرآمیز شد.
نتیجه نهایی برای فرانسه:
· مانند بریتانیا، این جنگ یک پیروزی تاکتیکی اما شکست استراتژیک بزرگ بود.
· شکست در تحقق هدف اصلی (سرنگونی یا تضعیف شدید عبدالناصر) نشان داد که قدرتهای اروپایی نمیتوانند بدون حمایت آمریکا در خاورمیانه سیاست تعیین کنند.
· این تجربه، فرانسه را به سمت استقلال استراتژیک کامل سوق داد. نتیجه مستقیم آن، خروج از ساختار فرماندهی ناتو در ۱۹۶۶، توسعه مستقل نیروی هستهای (فوژا) و تقویت همکاری با آلمان به عنوان موتور محرکه اروپا، به جای تکیه بر "ویژهروابط" با بریتانیا و آمریکا بود.
· همچنین، همکاری نزدیک نظامی با اسرائیل تا قبل از تغییر موضع شارل دوگل پس از جنگ ۱۹۶۷ ادامه یافت.
به طور خلاصه، فرانسه در جنگ سینا با نیرویی مدرن، متحرک و مصمم حاضر شد و نزدیکترین اتحاد نظامی ممکن را با اسرائیل برقرار کرد، اما ناکامی سیاسی مشترک با بریتانیا در برابر ابرقدرتهای جدید، نتیجه نظامی را بیاثر کرد و مسیر استقلال استراتژیک فرانسه را شتاب بخشید.