چقدر این روزها اسیر جو منفی جامعه و اطرافیانتان شده اید؟

این روزها با به وجود آمدن بحران های شدید مالی و ارزی و نامشخص بودن شرایط سیاسی کشور و اخبار ناامید کننده ای که همواره از همه کانال های رسمی و غیر رسمی به همه ما می رسد امیدوار بودن توانایی است که فقط از پس افراد معدودی بر می آید.

در این بین هستند نفراتی که با امیدواری و با تکیه بر توانایی های ذاتی خود تلاش برای تغییر اطراف و شرایط اقتصادی جامعه دارند.

شما چه رنگی هستید تو این وضعیت؟ به کجا نگاه می کنید؟
شما چه رنگی هستید تو این وضعیت؟ به کجا نگاه می کنید؟

هفته گذشته دو روز پشت سر هم دو روز کاملاً متفاوت برای من رقم خورد. روز اول برای شرکت در جلسه مجمع عمومی انجمن مدیران صنایع استان اصفهان ضیافت ناهاری برپا بود که در این جلسه شرکت کردم. جلسه ای با حضور بزرگان صنایع اصفهان که حضور در این بین برای من افتخاری بسیار بزرگ به حساب می آید و همصحبتی و همراهی با هر یک از این دوستان فرصتی مغتنم به حساب می آید.

ناهاری دلچسب در باغ مهندس فرهاد رهنما که با هوای دلچسب بهاری و اردیبهشتی اصفهان همراه شده بود و من را برده بود به خاطرات سالهایی که برای جشن های آخر سال شرکت رهنما کامیابان نخستین در این باغ دور هم جمع می شدیم و صدالبته صحبت های بی نظیر مهندس فرهاد که مثل همیشه پر از تجربه و انتقال دانش بود. نگاهی همیشه رو به جلو و همیشه مثبت که حتی در بدترین شرایط کاری هم مشابه آن را دیده بودم و در مقابل آن نگاه هایی خسته و پر از نگرانی از طرف بسیاری از بزرگان صنعت و تجارت که این روزها با مشکلاتی بسیار بزرگ رو به رو هستند و در اوج نگرانی و عدم قطعیت در تلاش برای تغییر شرایط هستند.

کسب و کارها امروز با انواع مشکلات دیده و ندیده رو به رو هستند. یک روز با مشکلات ارز ، یک روز با قوانین تأمین اجتماعی و اداره کار ، یک روز با قوانین گمرک و ....

بعد از پایان جلسه با دکتر مسعود جمالی عزیز در مسیر مشغول بحث در ارتباط با چرایی شرایط و دلمشغولی های دوستانی مثل دکتر پدرام سلطانی عزیز بودیم و راهکارها ، دلمشغولی ها و چرایی های اتفاقاتی مثل فیلترینگ تلگرام و عدم تأمین ارز برای خرید و نبود مواد اولیه برای صنایع و تصمیمات پتروشیمی ها و ....

روز دوم با یک تصمیم سریع و سفر به مرودشت شروع شد. شبی که با پیشنهاد یکی از دوستان برای بازدید یکی از کارخانه های ساخت رب گوجه فرنگی و بسته بندی خیارشور و زیتون و ترشی به سمت شیراز حرکت کردیم و بعد از استراحت در مهمانسرای کارخانه صبح با بازدید از کارخانه ای که این روز ها پشت در آن چندین کامیون و تریلر منتظر تخلیه بار گوجه بودند شروع شد. قوانین و استانداردهای بهداشتی ، فرآیند تولید رب گوجه فرنگی و بسته بندی آن به صورت فله ای یا حلب ، استانداردهای بسته بندی و ثبت لیبل و صدالبته شرایط و قوانین صادرات به بازارهای منطقه ای مثل عراق و جدیداً قطر و عمان .
بازدید از کارخانه هایی که اکثراً دارای ظرفیت مازاد بوده و از این ظرفیت آزاد برای بسته بندی برند های محبوب و معروف بازار استفاده می کنند. برندهای متفاوتی که دراینجا نامی از آنها نمی آورم ولی به جد می توان گفت سهم زیادی از تولید یا بسته بندی ترشی و خیارشور و رب گوجه فرنگی ایران در منطقه ای نزدیک به روستای سیدان و سرآسیاب انجام می شود. در جاده مرودشت به سمت سیوند و سعادت شهر که از نزدیکی نقش رجب و تخت جمشید می گذرد.

دشت معروف مرودشت که این روزها به شدت درگیر بحران کم آبی است
دشت معروف مرودشت که این روزها به شدت درگیر بحران کم آبی است

آمادگی برای مذاکره و ارائه محصولات با کیفیت های متفاوت برای مثال سوپر ویژه ، ویژه یا ممتاز برای خیارشور که به سایز خیار مورد استفاده برای بسته بندی وابسته است. ترکیبات متفاوت برای ترشی که می تواند قیمت محصول را تا حد زیادی تغییر دهد ( برای مثال ، جایگزینی درصد بیشتر بادمجان با قیمت پایه کیلویی 200 تومان به جای گل کلم با قیمت پایه 1200 تومان) و صد البته اینکه سود اصلی نه برای تولید کننده که برای شبکه توزیع و واسطه گرانی است که محصول را به دست مشتری نهایی می رسانند.

مدت ها بود تا این حد ملموس درگیر بازار و واقعیات کف بازار نشده بودم و این یک روز نشستن در کنار دوستان تولید کننده محصولات مصرفی داشته های بسیار جالبی برای من داشت.

تماس های متعدد طرف خریدار ، اصالت اعتبار در معاملات ، روابط اعتباری بسیار بالا برای ثبت سفارش و ارسال بار به شهرهای متفاوت و سادگی در کسب و کار و از همه مهمتر ... امید

در این کسب و کارها هم مشکلاتی مثل تنگ نظری برخی سازمان های دولتی و یا کارشناسان سازمان ها و صدالبته سخت گیری های شدید تولید صنایع غذایی وجود دارد ولی حس و حالی که در این کسب و کارها وجود داشت بسیار متفاوت از فضایی است که امروزه ما به عنوان فعالین اکوسیستم کارآفرینی و آی تی با آنها رو به رو هستیم.

دلمشغولی شدید و مطالعه دائمی اخبار ، دسترسی بیش از حد به اینترنت ، مقایسه دائمی خود با دیگران علی الخصوص تلاش برای ورود به بازارهای جهانی بدون داشتن تجربه موفق داخلی و بدون شناخت از شرایط سیال و دائم التغییر بازارهای مصرفی ، عدم شناخت نیازمندی های مشتری و تعریف آزمایشگاهی محصول در دفاتر کاری خود و اتکاء به کانال های توزیع اینترنتی مثل سایت و کافه بازار و ... که ما را از ارتباط مستقیم با مشتری و گرفتن فیدبک و بازخورد از مشتری نهایی محروم کرده است.

بسیاری از نا امیدی یا ناراحتی امروز ما ناشی از تکنولوژیک بودن زندگی ماست . خیلی جالب است که بدانید همسفر سفر شیراز من یکی از دوستان دوره راهنمایی من است که مدت ها حتی این همزمانی تحصیلی را نمی دانستیم و اسباب آشنایی مجدد ما هم توئیتر بود. البته که باید برای استفاده از این اپلیکیشن خوشحال باشم چرا که اسباب آشنایی من با دوست عزیزی را برایم فراهم کرده است ولی وقتی به نحوه کارکردن و تجربیات این دوست عزیزم نگاه می کردم فقط متعجب از تلاش و پشتکار خستگی ناپذیر او برای فراهم کردن راه حل های عملیاتی برای انجام کارهایش می شوم. تلاشی که حتی برای تعمیر پنل و دسته فرمان خودروی مگان به جای خرید کیت کامل آن هم به کار گرفته می شود و صدالبته که به نتیجه می رسد و سؤال بزرگ او برای اینکه چرا این تعداد دانش آموخته برق و الکترونیک حاضر به ارائه خدمات تعمیر و بازسازی این قطعات با هزینه خیلی کم به جای خرید کیت چهارصد هزار تومانی نمی شوند. نگاه مثبت و پر از تلاش و حرکت

همه ما این جمله را شنیده ایم که تفکرات ما حاصل برآیندی از تفکرات پنج نفر از نزدیک ترین نفراتی است که بیشترین وقت خود را با آنها می گذرانیم.

تفاوت دیدگاه را می توان به این ارزش نهفته در انتخاب همراهان و همنشین ها هم اضافه کرد. برای من خیلی جالب بود که این دوست عزیز به خاطره ای از دوران راهنمایی و معلم دوست داشتنی حرفه و فن آن روزهایمان اشاره کرد. وقتی من در مدرسه راهنمایی تمام فکر و ذهنم درگیر مسابقات علمی و نمرات و شاگرد اولی بود آقای شرف الدین معلم سپیدموی و باتجربه حرفه و فن ما در کلاس گفته بود که "برای انتخاب شغل آینده به فکر کسب و کاری باشید که یک سرش به فاضلاب وصل باشد" و باید اعتراف کنم که من اصلاً این خاطره را به یاد نداشتم. وقتی می توانستم در دوازده یا سیزده سالگی این پند کسب و کار را بشنوم و به خاطر بسپارم. فکر کنم با من موافق باشید که کسب و کارهایی که بر عادات یا مصرف مشتری بنا نها شده باشد احتمال موفقیت و توسعه بیشتری خواهد داشت.

نهایت این بحث برای من یک بازبینی و مقایسه بین جلساتی بود که به طور معمول در آنها شرکت می کنم و اکثراً با فعالین حوزه های آی تی و کارآفرینی است که بسیار مطلع و آنلاین هستند با دوستانی که در مرودشت با صمیمیتی وصف ناشدنی در حال تلاش برای توسعه کسب وکار خود بودند و صدالبته که بسیاری از آنها از لحاظ اقتصادی نیز موفقیت های درخور توجهی داشتند.

اطلاع از آخرین اتفاقات و توئیت های محراب قاسم خانی در توئیتر تا آخرین حرف های دونالند ترامپ در گردهمایی آزادی حمل اسلحه امریکا شاید برای پرستیژ مطلع بودن خوب باشد ولی فراموش نکنیم که چه حجمی از تأثیرات مستقیم یا غیر مستقیم را روی روش فکری ما می گذارد .

چند نفر از ما حاضریم برای تعمیر دسته کنترلی فرمان ماشین خود یادی از یکی از بهترین دوستان دوره دانشگاه خود کنیم و او را تشویق کنیم که دست به هویه ببرد و آن را برای ما تعمیر کند و بعد به قفسه تعمیرگاهی فکر کنیم که می تواند به راحتی با تعمیر این تعداد قطعه استوک یک دارایی چهل میلیونی برای یک جوان تعمیرکار حرفه ای به وجود بیاورد؟ به سایز بازار و ... فکر نکنید. به نوع نگاه و نحوه فکر کردن خود کمی فکر کنید.

به روش فکری خودم فکر می کنم و از خودم سؤال می پرسم که سر کلاس آقای شرف الدین داشتم چیکار می کردم؟

اگر به این روش فکر علاقه مند شده اید و سعی می کنید به جای غر زدن به راه حل های دیگری فکر کنید پیشنهاد می کنم مطلب قبلی من را هم مطالعه کنید. شاید برای شما خالی از لطف نباشد که بدانید چگونه می توانید امنیت شغلی خود را در شرایط رکود و بحران های اقتصادی توسط خودتان و با تکیه بر تواناییهایتان حفظ کنید

http://vrgl.ir/ZVzaH