امشب نشستم و به یک چیز ساده فکر کردم. به اینکه وقتی به آسمان نگاه میکنیم، واقعاً چه چیزی را میبینیم؟
همه ما فکر میکنیم که جهان، همان چیزی است که دست میزنیم و میبینیم؛ همان ماده و فیزیک ملموس. اما مدتی است که ذهنم درگیر یک ایده متفاوت است. فکر میکنم شاید زیر این پوستهی مادی، لایههای دیگری از معنا وجود داشته باشد. چیزی که شاید بتوان آن را با کلماتی مثل «اطلاعات» یا «نظم» توصیف کرد.
من همیشه سعی کردهام بفهمم که آیا چیزهایی مثل آگاهی و احساس، صرفاً اتفاقاتی در مغز ما هستند، یا اینکه آنها بخشی از یک ساختار بسیار بزرگتر و عمیقتر هستند که ما هنوز درک کاملی از آن نداریم.
این نوشتهها قرار نیست پاسخ نهایی باشند، فقط ثبتِ مسیرِ فکر کردن من هستند. میخواهم با خودم و شاید با شما، دربارهی این لایههای پنهان گفتگو کنم.