اگر هستی را یک سازهی عظیم بدانیم، پس قطعاً این سازه بر پایه کدهای مشخصی بنا شده است. این کدها، صرفاً مفاهیم انتزاعی نیستند، بلکه «پارامترهایی» هستند که شدت و ضعف آنها، ماهیتِ هر جهان را تعیین میکند.
کدهای اصلی و فرعی؛ معماریِ وجود
هستی از ۱۲ اصل بنیادی (از انرژی و تقارن گرفته تا اختیار و علیت معکوس) و ۱۲ اصل فرعی (از تجرد ساختاری تا امکان ناب) سرچشمه میگیرد. اما جالب اینجاست که این اصول در هر لایه از هستی، با «شدت» و «وزن» متفاوتی ظاهر میشوند.
تفاوت در شدت، تفاوت در ماهیت
وقتی ما از لایه مادی به سوی لایههای بالاتر حرکت میکنیم، شاهد یک تغییرِ پارامتریک در این اصول هستیم. برای مثال:
در جهان مادی، ما در میانهی راه هستیم؛ جایی که اصول تقارن، ساختار و علیت با شدتی متوسط و بالا، دنیایی مستقر و قابل پیشبینی برای ما ساختهاند.
در جهان ارواح، وزنِ «آگاهی» و «تجرد» به شدت افزایش مییابد و ما از قیدِ ماده رها میشویم تا به لایهٔ آشکارشدنِ باطن نزدیک شویم.
اما در جهان جهنم، پارامترهای «تضاد»، «زمان» و «آنتروپی» به اوج خود میرسند. اینجا جایی است که رنج و ناهماهنگی، نه به عنوان یک نقص، بلکه به عنوان یک ویژگی ساختاری با شدتِ بسیار بالا، خود را نشان میدهند.
در مقابل، جهان بهشت با تضعیفِ تضادها و تقویتِ «اراده همسو با خیر» و «کفایت وجودی»، فضایی از هماهنگی مطلق را خلق میکند.
و در نهایت، در جهان عرش، ما به نقطهای میرسیم که اکثر اصول به حدِ حضورِ مطلق (۱۰ از ۱۰) میرسند؛ جایی که وحدت، علم و غایت، تمامِ ابعادِ هستی را در بر میگیرند و تفاوتها به کلی محو میشوند.
در واقع، جهانها با «تنظیمِ شدت» این اصول ساخته میشوند. جهانها، نتیجهی ترکیبِ ریاضیاتی و کیفی این ۲۴ اصل هستند.